عتیقه 5:دلم برای خودم تنگ می شود .....
اگرچ
کسی که حرف دلش را نگفت من بودم
دلم برای خودم تنگ می شود آری:
همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم
نشد جواب بگیرم سلام هایم را
هرآنچه شیفته تر از پی شدن بودم
چه گونه شرح دهم عمق خستگی هارا
اشاره ای کنم :انگار کوه کن بودم
من آن زلال پرستم در آب گند زمان
که فکر صافی آبی چنین لجن بودم
غریب بودم و گشتم غریب تر اما:
دلم خوش است که در غربت وطن بودم
محمد علی بهمنی
+ نوشته شده در جمعه ۱۰ تیر ۱۳۸۴ ساعت 0:29 توسط آنتیک
|
زکات آموخته هایم.....