طهارت خیال1
نون و القلم ما یسطرون

به نام نامی قلم که امروز روزش است قلم می زنم
شروع رجب بهانه ی خوبیست برای تطهیر خیالم و خیالت
سالیانی بحث می کردتد و می کنند که:
آیا هدف وسیله را توجیه می کند ؟ !!
و آنتیک اینچنین می اندیشد
با استفاده از ابزار غلط گیر می نماییم در پایین
و اگر پایین باشیم در ملکوت سفلی ماندنی می شویم
و به اعلی علیین نخواهیم رسید
چنانچه برای ماندن در صحنه ی میدان کار باید بر روی انسانیتم پا گذارم
ترک کردن برایم زیباتر است
فشار زمانه را می تحملم
ولی
بر اعتقاداتم پا نمی نهم
آنتیک برای خود قوانین آنتیکی دارد
که بر مبنای اعتقاداتش می باشد
چگونه می تواندبا مادیات تعویضش کند!!
گویند قوه خیال به منزله ی آینه ای ست
که می تواند باطن عالم را نشان دهد
یا دستاویز شیطان باشد
و دایم با ادراکات حسی دنیا مشغول گردد
و خیال، دستگاه عکسبرداری ذهن است
مدام از طبیعت و عقل عکس می گیرد
بزرگان او را به سگی تشبیه کرده اتد
که اگر تربیتش نکردی همان سگ ولگرد است
ولی به میزان تربیتش همچون سگ خانه یا شکاری است
که بهترینش همان شکاری است
که حقایق را بدون تصرف شکار نموده و به صاحبش می رساتد .
هرچه قوه خیال طاهرتر
تمثلات ذهنی زلال تر
عواطف تطهیرتر
فهم حقایق عالم بهتر
و
آنتیک ملکوتی تر
پس برای تطهیر
خوش بینی به هستی لازم است
هماهنگی با عالم هستی لازم است
زیبا بینی لازم است
و من دانستم آلودگی خیال در سه چیز است
سو ء ظن
آرزو و آمال دراز
کثرت بینی
لذا طهارت می بایدش
سوء ظن، نه به خود نه به دیگری نه به هستی
عدم سوء ظن به خویش:
آنتیک خود را باور می دارد به حکم خلیفه اللهی
به خویشتن عشق می ورزد که شاهکار خلقت است
افتخار می کند که خدایش ظرفیت بی نهایت عطایش نموده
سعی بر شکوفا نمودن تواناییهای بالقوه ی خویش دارد
آسان می گیرد زندگانی را
تلاشش در انسانی زیبا و کامل در قیامت محشور شدن است
با کسی خویشتن خویش را مقایسه نمی کند وشرایط حاضر خویش را می پذیرد
و......
عدم سوء ظن به دیگران:
مگر نه اینکه پیامبرمان فرمود :برای گفتار و کرداری که از برادرت سر می زند عذری بجوی و اگر نیافتی عذری بتراش
و مگر همو نبود که می گفت :هرگز به کسی سوء ظن نداشته باشید کاری که از فردنمی پسندید صدها احتمال خلاف گمان خود در نظر بگیرید
به بهای چه راحت دین خود را می فروشیم !!!
لذا می بایست آنقدر بر روی عیوب مردم سرپوش گذارد تا نام شریف ستار العیوب بر او دمیده شود
شاید با گفتن ذکر ستار العیوب آنتیک مظهر این اسم گردید
عدم سوءظن به هستی:
اگر خدا رب آنتیک است ،
رب نظام عالم هستی نیز هست
لذا چرا به آینده خویش خوش بین نباشد
اگر جملات عتیقه ای چونان "من شانس ندارم" یا "لب چشمه هم بروم خشک می شود" از زبانش بی تفکر در رفت او را بتنبیهید.
خدا پشت و پناه آنتیک است
لذا در اوج نگرانی ها
گزینه های زیبا
و حوادث خوب را
احتمال می دهد.
وکیلی جز خدا ندارد
می تلاشد آنهم با تدبیر
اما سعی می کند موکل خوبی هم باشد.
چنانچه پس از کلی تلاش حادثه ی بدی هم رخ دهد
یقین دارد در باطنش خیرات نهفته
که خویشتن از آن غافل است
برآن می شود که با تلاش خود بار منفی حادثه را کم کند
و آگاه است که خدا به ذره ذره تلاش آنتیکیش پاداش جهاد می دهد.
به جای وقت صرف اندیشیدن به مشکل به حلش می اندیشد
و درآخر
دعا
دعا
دعا
برای تغییردر سرنوشت
شُکر
شُکر
شُکر
که قدر نعمت ، نعمتت افزون کند

زکات آموخته هایم.....