زمان سپری شده

خیلی وقته آنتیک نرسیده به این دفتر عتیقه تا بنگارد به سان قدیمها 

سعی می کنم بنویسم انچه این سالها انجام دادم و انچه اکنون انجام میدم

از زمانی که نی نی آنتیک به دنیای من وارد شد دنیام رنگ کودکی گرفت و خودم کودک شدم و اهدافم نیز کودکانه 

شدم طراح و تسهیلگر بازی های کودکان تو زمینه های مختلف از شادمانه های هدفمند گرفته تا بازی ها تو زمینه ی فلسفی و قرانی و عرفانی .هم با کودکان بازی کردم هم با کودک درون والدین 

خودم هم بسیار لذت بردم در این میان 

نی نی آنتیک و داداشش خیلی به من در این امر کمک کردند خدارو شاکرم از این نعمتهایی که دارم

 

بهین زی

آنتیک میخواهد دست به قلم شود ✍
وبلاگ عتیقه اش را از زیر خروارها خاک دربیاورد
میخواهد برای خودش بنگارد📝

مدتیست میخواهم بهین بزی ام 🌱و به دیگران راه بهین زیستن را نشان دهم
مدتیست خدا یاریم نموده و راههایی را برایم باز گذاشته است که خود در عجبم
اما در این مسیر هدفم راسخ تر گشته و می خواهم کانون بهین زی 🌱را گسترش دهم
باز هم از خدا مدد میخواهم تا راه درست را خودش نشانم دهد.
با اینکه مدام به درهای بسته میخورم اما امیداوارانه تر قدم برمیدارم

در این مسیر دوستانی پیدا کردم که ارزششون برایم بسیار بالاست و خداوند را شاکرم زین بابت🙏

گروه ها و کانالهایی که زیرمجموعه ی کانال بهین زی در تلگرام هست گویای این مطلب است 

@behinzy را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 

 

طیب و خبیث

 

🏡☀️🏡☀️🏡☀️🏡

بهین زی🌱

 

#کلام_یاری

 

(آموزه ای از استاد #اخوت به زبان خواهر آنتیک)

 

طیب وخبیث که شامل تمام ورودی ها و قابلیت هایی است که انسان در زندگی استفاده میکنه.همین استفاده های روزانه.چه مادی چه غیر مادی

خیلی برامون مال دیگران خوردن مهمه به عنوان خبیث ولی مواظب ورودیهای ذهن و قلبمون نیستیم😞

 

امام حسن مجتبی میفرمایند:

در عجبم از مردم که در طهارت آنچه میخورند دقت میکنند اما دقتی بر آنچه وارد ذهنشان میشود نمیکنند.

 

همز و لمز

🏡☀️🏡☀️🏡☀️🏡

 

بهین زی🌱

 

#کلام_یاری

 

(آموزه ای از استاد #اخوت به زبان #آنتیکی)

 

نکته ای از همز ولمز در سوره همزه 🔻

 

بیشتر صفات خوبت که اکتسابی نیست 

ژنی و محیطی است 

پس مال خودت نیست 

و

مهمتر اینکه 

جاودانه هم نیست 

ممکنه هر آن خدا ازت بگیره 

 

پس

❌❌❌چرا به عیب جویی علنی و ذهنی دیگران می پردازی؟!؟!

 

✔️اگه استقلال صفاتت را از خودت ندونی هیچ وقت راضی نمیشی به همز لمز!

 یعنی عیب جویی و غیبت تو کارت نیست👌

 

🆔@KanoonAramesh

🌐Www.Kanoon-Aramesh.IR

خویشتن_یاری

 

🏡☀️🏡☀️🏡☀️🏡

بهین زی🌱

 

 

 

عده‎ زيادي از انسان‎ها تصور مي‎کنند که اخلاق غيرقابل #تغيير است و مي گويند از ما که گذشته، ما اينگونه آفريده شده‎ايم و غيره . با صراحت مي‎توان گفت که اين ادعاي غلطي است چرا که اگر اين چنين بود ديگر توصيه به #خودسازي چه معنايي مي‎داشت؟! خودسازي وقتي معني پيدا مي‎کند که امکان تغيير اخلاق وجود داشته باشد.

 

 

 

🆔@KanoonAramesh

استمرار امید

حالا که امید سوسو میزنه تو دلمون بد نیست امیدواری های خود را تحت نام  امیدانه بگذاریم اگر نام زیباتری به ذهنتون میرسد بفرمائید و امیدانه ها را ادامه دهید

امیدانه ۱: آزادی کل زندانیان عقیدتی سیاسی که همه انسان ها آزادند هرگونه بخواهند بیندیشند و بیان کنند ولی به عقیده هم توهین نکنند بخصوص حصرشکنی موسوی، کروبی و رهنورد
امیدانه ۲: از بین رفتن کینه و بغض بین انسانها و دولتمردان و به کار بردن اخلاق در برخورد باهم علی الخصوص رسانه ها
امیدانه ۳: راحتی وضعیت معیشتی تمام انسان ها وایرانیان
امیدانه ۴: به جای گشت ارشاد و حجاب های اجباری ،عمیق کردن باورها و اعتقادهای نسل جوان و نوجوان و آپدیت کردن آنها توسط متخصصین و آموختن با روشهای نوین 
امیدانه ۵: نهادینه کردن این جمله برای همه افراد همه احزاب همه نهادها که "هدف وسیله را توجیه نمی کند " و برای رسیدن به هدف نباید از هر وسیله غلط استفاده کرد
امیدانه ۶: استفاده نکردن از انرژی خویش برای تخریب مخالف خویش 
امیدانه ۷: رابطه صلح و دوستی بین تمام جهانیان و پایان جنگ و خونریزی و نسل کشی
امیدانه ۸:.....................
امیدانه۹:.......................
.....................................

یه همچین پیامبری داریم ما


ﻣﺮدي ﻧﺰد ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ(ص) آﻣﺪ و در ﺣﺎﻟﻲﻛﻪ ﺑﺎ او ﺳﺨﻦ ﻣﻲﮔﻔﺖ ﻟﺮزه ﺑﺮ

اﻧﺪاﻣﺶ اﻓﺘﺎده ﺑﻮد. ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻓﺮﻣﻮد: «ﺑﺮ ﺧﻮد آﺳﺎن ﮔﻴﺮ! ﻣﻦ ﭘﺎدﺷﺎه ﻧﻴﺴﺘﻢ،

ﻣﻦ ﭘﺴﺮ زﻧﻲ ﻫﺴﺘﻢ ﻛﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﻣﺎﻧﺪه ي ﺧﺸﻚ ﺷﺪه ﻣﻲﺧﻮرد.»

(ﻣﻴﺰان اﻟﺤﻜﻤﻪ، ص6197)

ﺣﺒﻴﺐ ﺑﻦ ﺣﺎرث ﻧﺰد ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ(ص) آﻣﺪ و ﮔﻔﺖ: «ﻣﻦ ﻣﺮدي ﻫﺴﺘﻢ ﻛﻪ

زﻳﺎد ﮔﻨﺎه ﻣﻲﻛﻨﻢ.» ﻓﺮﻣﻮد: «ﺗﻮﺑﻪ ﻛﻦ.» ﮔﻔﺖ: «ﻳﺎ رﺳﻮل اﷲ! ﺗﻮﺑﻪ ﻣﻲﻛﻨﻢ

و ﺑﺎز ﻫﻢ ﮔﻨﺎه ﻣﻲﻛﻨﻢ.» ﻓﺮﻣﻮد: «ﻫﺮ وﻗﺖ ﮔﻨﺎه ﻛﺮدي ﺗﻮﺑﻪ ﻛﻦ.» ﮔﻔﺖ:

 ﻳﺎ« رﺳﻮلاﷲ! در اﻳﻦ ﺻﻮرت ﮔﻨﺎﻫﺎن ﻣﻦ زﻳﺎد ﻣﻲﺷﻮد.» ﻓﺮﻣﻮد: «ﻋﻔﻮ

ﺧﺪاوﻧﺪ از ﮔﻨﺎه ﺗﻮ ﺑﻴﺸﺘﺮ اﺳﺖ.» (ﺧﺎﺗﻢاﻟﻨﺒﻴﻴﻦ، ﻋﻠﻲ ﻛﻤﺎﻟﻲ، ص )256

ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ(ص) در راﻫﻲ دﻳﺪ ﻳﻜﻲ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪي را ﺧﻮاﺑﺎﻧﺪه و ﭘﺎ ﺑﺮ ﮔﻠﻮي او

ﻧﻬﺎده ﻛﺎرد را ﺗﻴﺰ ﻣﻲﻛﻨﺪ و ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺑﻪ او ﻧﮕﺎه ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﻓﺮﻣﻮد: ﻣﻲ« ﺧﻮاﻫﻲ

او را ذﺑﺢ ﻛﻨﻲ ﻳﺎ دوﺑﺎر او را ﺑﻤﻴﺮاﻧﻲ؟» (ﺧﺎﺗﻢاﻟﻨﺒﻴﻴﻦ، ﻋﻠﻲ ﻛﻤﺎﻟﻲ،

ص )484

 روزي ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ(ص) ﻧﻤﺎز ﺟﻤﺎﻋﺖ را از ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺳﺒﻚﺗﺮ ﺧﻮاﻧﺪ، ﻳﻜﻲ

ﮔﻔﺖ: « »ﭼﺮا؟ ، ﻓﺮﻣﻮد: «ﻣﮕﺮ ﺻﺪاي ﮔﺮﻳﻪي ﻃﻔﻞ را ﻧﺸﻨﻴﺪي؟»

 ﺗﻢﺎ(ﺧ اﻟﻨﺒﻴﻴﻦ، ﻋﻠﻲ ﻛﻤﺎﻟﻲ، ص )255

ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺑﻪ آﻧﻜﻪ ﺟﺎن ﻣﺤﻤﺪ در دﺳﺖ اوﺳﺖ، ﻫﻴﭻ

 ﺑﻨﺪهاي ﺑﻪ ﻣﻦ اﻳﻤﺎن ﻧﻴﺎورده در ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺷﺐ را ﺳﻴﺮ ﺑﺨﻮاﺑﺪ و ﺑﺮادر (ﻳﺎ

ﻫﻤﺴﺎﻳﻪي) ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺶ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺑﺎﺷﺪ. (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص3295)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﻫﺮﻛﻪ ﺻﺒﺢ ﻛﻨﺪ در ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ اﻣﻮر ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن اﻫﺘﻤﺎم

ﻧﺪارد از آﻧﻬﺎ ﻧﻴﺴﺖ و ﻫﺮﻛﻪ ﻓﺮﻳﺎد ﻛﻤﻚﺧﻮاﻫﻲ ﻣﺮدي را ﺑﺸﻨﻮد و ﺑﻪ

ﻛﻤﻜﺶ ﻧﺸﺘﺎﺑﺪ ﻣﺴﻠﻤﺎن ﻧﻴﺴﺖ. (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ ، ص2555)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﺧﺪاوﻧﺪ آن اﻣﺘﻲ راﻛﻪ درآن ﺣﻖ ﻧﺎﺗﻮان ﺑﺪون ﺗﺮس و

ﻟﺮز از ﻗﺪرﺗﻤﻨﺪ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻧﺸﻮد ﻫﺮﮔﺰ ﭘﺎك ﻧﻤﻲﮔﺮداﻧﺪ. (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ،

ص4619)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﻛﺮم(ص): ﻫﺮﮔﺎه دﻳﺪي ﻛﻪ اﻣﺖ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺳﺘﻤﮕﺮ ﻧﻤﻲﮔﻮﻳﻨﺪ

«ﺗﻮ ﺳﺘﻤﮕﺮي ﺑﻲ» ﺗﺮدﻳﺪ از دﺳﺖ رﻓﺘﻪاﻧﺪ. (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص1811)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﺑﺪﺗﺮﻳﻦﻫﺎي اﻣﺘﻢ آن ﻛﺴﺎﻧﻨﺪ ﻛﻪ از ﺗﺮس ﺷﺮّﺷﺎن آﻧﻬﺎ

را ﮔﺮاﻣﻲ دارﻧﺪ. (ﺗﺤﻒاﻟﻌﻘﻮل، ص )58

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): در دﻫﺎن ﻣﺪﻳﺤﻪ ﺳﺮاﻳﺎن ﺧﺎك ﺑﭙﺎﺷﻴﺪ.

(ﺧﺎﺗﻢاﻟﻨﺒﻴﻴﻦ، ﻋﻠﻲﻛﻤﺎﻟﻲ، ص )85

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﻫﻤﺎﻧﺎ ﭘﻴﺸﻴﻨﻴﺎن ﺷﻤﺎ ﻫﻼك ﺷﺪﻧﺪ، زﻳﺮا اﮔﺮ ﺑﺰرﮔﻲ از

اﻳﺸﺎن دزدي ﻣﻲﻛﺮد، رﻫﺎﻳﺶ ﻣﻲﻛﺮدﻧﺪ و ﭼﻮن ﻓﺮدي ﺿﻌﻴﻒ دزدي

 ﻣﻲﻛﺮد، ﺑﺮ وي ﺣﺪ ﺟﺎري ﻣﻲﻛﺮدﻧﺪ. (ﺻﺤﻴﺢ ﻣﺴﻠﻢ، ج11، ص )187

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﻫﺮآﻳﻨﻪ ﮔﺮهﻫﺎي اﺳﻼم ﻳﻜﻲ ﻳﻜﻲ ﮔﺸﻮده ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ و

ﻫﺮﮔﺎه ﮔﺮﻫﻲ ﺑﺎز ﺷﻮد ﻣﺮدم ﺑﻪ ﮔﺮه ﺑﻌﺪي آن ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﭘﺮداﺧﺖ، اوﻟﻴﻦ

ﮔﺮﻫﻲ ﻛﻪ ﺑﺎز ﻣﻲﺷﻮد زﻳﺮ ﭘﺎﮔﺬاﺷﺘﻦ ﻗﻀﺎوت [ﻋﺎدﻻﻧﻪ] اﺳﺖ و آﺧﺮﻳﻦ آن

ﻧﻤﺎز. (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص2555)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﺳﺎﻋﺘﻲ ﻋﺪاﻟﺖ، ﺑﻬﺘﺮ از ﺷﺼﺖ ﺳﺎل ﻋﺒﺎدت اﺳﺖ ﻛﻪ

ﺷﺒﺶ ﺑﻪ ﻋﺒﺎدت و روزش ﺑﻪ روزهداري ﺑﮕﺬرد و ﻳﻚ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻲﻋﺪاﻟﺘﻲ در

ﺣﻜﻮﻣﺖ، ﻧﺰد ﺧﺪا ﺑﺪﺗﺮ از ﺷﺼﺖ ﺳﺎل ﮔﻨﺎه اﺳﺖ. (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ،

ص3495)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ(ص) ﺳﭙﺎﻫﻰ را ﮔﺴﻴﻞ داﺷﺖ و ﻣﺮدى را ﻓﺮﻣﺎﻧﺪه آﻧﺎن ﻛﺮد و ﺑﻪ

ﺳﭙﺎﻫﻴﺎن ﻓﺮﻣﻮد ﺗﺎ دﺳﺘﻮرﻫﺎى او را ﺑﺸﻨﻮﻧﺪ و اﻃﺎﻋﺖ ﻛﻨﻨﺪ. آن ﻣﺮد آﺗﺸﻰ

اﻓﺮوﺧﺖ و ﺑﻪ ﺳﭙﺎﻫﻴﺎن دﺳﺘﻮر داد ﺧﻮد را در آن ﺑﻴﻨﺪازﻧﺪ. ﮔﺮوﻫﻰ از وارد

ﺷﺪن ﺑﻪ آﺗﺶ ﺳﺮ ﺑﺎز زدﻧﺪ و ﮔﺮوﻫﻰ ﻣﺮدد ﺑﻮدﻧﺪ ﻛﻪ وارد آﺗﺶ ﺷﻮﻧﺪ ﻳﺎ ﻧﻪ.

اﻳﻦ ﺧﺒﺮ ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ(ص) رﺳﻴﺪ، ﻓـﺮﻣﻮد: «اﮔﺮ ﺑﻪ درون آﺗﺶ ﻣﻰرﻓﺘﻨﺪ ﺑﺮاى

ﻫﻤﻴﺸﻪ در آﺗﺶ ﺑﻮدﻧﺪ. آن» ﮔﺎه ﻓﺮﻣﻮد: «در ﻣﻌﺼﻴﺖ ﺧﺪا ﻧﺒﺎﻳﺪ از ﻫﻴﭻ ﻛﺲ

اﻃﺎﻋﺖ ﻛﺮد.» (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص )235

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﻫﺮ ﻛﺲ ﺑﺎ اﻧﺠﺎم ﻛﺎري ﻛﻪ ﺧﺪا را ﻧﺎﺧﺸﻨﻮد ﻣﻲﻛﻨﺪ

ﻓﺮﻣﺎﻧﺮواﻳﻲ را ﺧﺸﻨﻮد ﺳﺎزد از دﻳﻦ ﺧﺪاي ﻋﺰّوﺟﻞّ ﺧﺎرج ﺷﺪهاﺳﺖ.

(ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص3335)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﻫﻤﺎنﮔﻮﻧﻪ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻣﻲﺷﻮد.

(ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص6853)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﭼﻮن ﻗﻴﺎﻣﺖ ﻓﺮارﺳﺪ، ﻣﻨﺎدي ﺑﺎﻧﮓ ﻛﻨﺪ: «ﻛﺠﺎﻳﻨﺪ

ﺳﺘﻤﮕﺮان و دﺳﺘﻴﺎران ﺳﺘﻤﮕﺮان: ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﻟﻴﻘﻪاي در دوات اﻳﺸﺎن ﮔﺬاﺷﺘﻪ

ﻳﺎ ﺳﺮ ﻛﻴﺴﻪاي ﺑﺮاي اﻳﺸﺎن ﺑﺴﺘﻪ ﻳﺎ ﻳﻚ ﺑﺎر ﺑﺮاي اﻳﺸﺎن ﻗﻠﻢ ﺑﻪ دوات

 زدهاﺳﺖ، ﻫﻤﻪ را ﺑﺎ آﻧﺎن ﻣﺤﺸﻮر ﻛﻨﻴﺪ.» (ﺗﺮﺟﻤﻪي اﻟﺤﻴﺎه 2، ج ، ص )502

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص):ﭘﺸﻴﻤﺎن ﺗﺮﻳﻦﻣﺮدﻣﺎن روز در رﺳﺘﺎﺧﻴﺰ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ اﺳﺖ

آﺧﺮت ﺧﻮد را ﺑﺮاي دﻧﻴﺎي دﻳﮕﺮي ﺑﻔﺮوﺷﺪ. (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص 1193)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﭼﻮن ﺑﺪﻋﺖﻫﺎ در اﻣﺖ ﻣﻦ ﭘﺪﻳﺪ آﻳﺪ ﺑﺮ ﻋﺎﻟﻢ اﺳﺖ ﻛﻪ

 را ﻋﻠﻢ ﺧﻮد آﺷﻜﺎر ﻫﺮ ﻛﻨﺪ. ﭘﺲ ﻛﺲ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻜﻨﺪ ﻟﻌﻨﺖ ﺧﺪا ﺑﺮ او ﺑﺎد.

(ﺗﺮﺟﻤﻪي اﻟﺤﻴﺎه 2، ج ، ص )467

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﺑﻪ ﻧﻤﺎز و روزه و ﺣﺞ و ﺑﺨﺸﺶ و ﻧﺎﻟﻪﻫﺎي ي ﺷﺒﺎﻧﻪ

زﻳﺎد آﻧﻬﺎ ﻧﮕﺎه ﻧﻜﻨﻴﺪ، ﺑﻠﻜﻪ ﺑﻪ راﺳﺘﮕﻮﻳﻲ و اﻣﺎﻧﺘﺪاري آﻧﻬﺎ ﺑﻨﮕﺮﻳﺪ.

(ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص )409

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﻫﺮﻛﻪ ﻧﺰد ﺗﻮاﻧﮕﺮي رود و از ﺳﺮ ﭼﺸﻤﺪاﺷﺖ ﺑﻪ آﻧﭽﻪ

او دارد در ﺑﺮاﺑﺮش ﻛﺮﻧﺶ ﻛﻨﺪ دو ﺳﻮم دﻳﻨﺶ از ﺑﻴﻦ ﻣﻲرود.

(ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص6853)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﻫﺮ ﻳﻚ از ﺷﻤﺎ در دﻧﻴﺎ ﺳﺨﻦ ﺣﻘّﻲ را ﺑﮕﻮﻳﺪ ﺗﺎ ﺑﺪان

وﺳﻴﻠﻪ ﺑﺎﻃﻠﻲ را دﻓﻊ ﻛﻨﺪ ﻳﺎ ﺣﻘﻲ را ﻳﺎري رﺳﺎﻧﺪ، ﻣﻘﺎﻣﺶ ﺑﺮﺗﺮ از ﻣﻘﺎم و

ارزش ﻫﺠﺮت ﺑﺎ ﻣﻦ اﺳﺖ. (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص6605)

ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﻓﺮارﺳﻴﺪن ﻋﻴﺪ ﺳﻌﻴﺪ ﻣﺒﻌﺚ رﺳﻮلﺧﺪا(ص) ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﻓﺮﻣﺎن دﻫﻴﺪ، اﮔﺮﭼﻪ ﺧﻮدﺗﺎن ﺑﻪ آن ﻋﻤﻞ

ﻧﻜﻨﻴﺪ و از زﺷﺘﻜﺎريﻫﺎ ﺑﺎز دارﻳﺪ، ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺧﻮدﺗﺎن از ﻫﻤﻪي آﻧﻬﺎ اﺟﺘﻨﺎب

ﻧﻜﻨﻴﺪ. (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص 3721)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﺣﻜﺎﻳﺖ ﻣﺆﻣﻦ و ﺑﺮادرش ﺣﻜﺎﻳﺖ دو ﻛﻒ دﺳﺖ اﺳﺖ

ﻛﻪ ﻳﻜﻲ دﻳﮕﺮي را ﺗﻤﻴﺰ ﻣﻲﻛﻨﺪ. (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص5427 )

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺻﺪﻗﻪ، اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ اﻧﺴﺎن ﻋﻠﻤﻰ را ﺑﻴﺎﻣﻮزد و

ﺳﭙﺲ آن را ﺑﻪ ﺑﺮادر ﺧﻮد آﻣﻮزش دﻫﺪ. (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص3955)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﻫﻤﻪي ﺗﻘﻮا اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ آﻧﭽﻪ را ﻧﻤﻲداﻧﻲ ﺑﻴﺎﻣﻮزي و

آﻧﭽﻪ را ﻣﻲداﻧﻲ ﺑﻪ ﻛﺎر ﺑﻨﺪي. (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص7019)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﻫﻴﭻ ﻋﻤﻠﻲ ﺟﺰ ﺑﺎ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﻧﺸﻮد و ﻫﻴﭻ

ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﻧﻴﺴﺖ ﺟﺰ ﺑﺎ ﻋﻤﻞ. (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص3555)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﻋﻠﻢ ﻋﻤﻞ را ﺻﺪا ﻣﻲزﻧﺪ، اﮔﺮ ﭘﺎﺳﺨﺶ را داد ﻣﻲﻣﺎﻧﺪ

وﮔﺮﻧﻪ ﻣﻲرود. (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص3997)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): اﮔﺮ روزى ﺑﺮ ﻣﻦ ﺑﻴﺎﻳﺪ ﻛﻪ در آن روز ﺑﺮ داﻧﺶ ﺧﻮد

ﭼﻴﺰى ﻧﻴﻔﺰاﻳﻢ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺧﺪاى ﺗﻌﺎﻟﻰ ﻧﺰدﻳﻜﻢ ﮔﺮداﻧﺪ، ﻃﻠﻮع ﺧﻮرﺷﻴﺪ آن روز

ﺑﺮ ﻣﻦ ﻣﺒﺎرك ﻣﺒﺎد. (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص3933)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ دﻧﻴﺎ ﺑﭽﺴﺒﺪ ﻣﻦ ﺳﻪ ﭼﻴﺰ را ﺑﺮاي او

ﻗﻄﻌﻲ ﻣﻲداﻧﻢ: ﻓﻘﺮي ﻛﻪ ﻫﻴﭻﮔﺎه ﺑﻪ ﺑﻲﻧﻴﺎزي ﻧﻤﻲاﻧﺠﺎﻣﺪ، ﮔﺮﻓﺘﺎرياي ﻛﻪ

ﻫﺮﮔﺰ از آن ﺧﻼﺻﻲ ﻧﻴﺴﺖ و ﻏﻢ و اﻧﺪوﻫﻲ ﻛﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎن ﻧﻤﻲرﺳﺪ.

(ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص1149)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﻫﺮ ﻛﻪ از ﺧﺪاي ﻋﺰّوﺟﻞّ ﺑﺘﺮﺳﺪ، ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ از او ﺑﺘﺮﺳﺪ

و ﻫﺮﻛﻪ از ﺧﺪا ﻧﺘﺮﺳﺪ، ﺧﺪاوﻧﺪ ﺗﺮس از ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ را در دل او ﺑﻴﻔﻜﻨﺪ.

(ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص1575)

 ﮔﻮﺳﻔﻨﺪي را ذﺑﺢ ﻛﺮدﻧﺪ و ﮔﻮﺷﺖ آن را اﻧﻔﺎق ﻛﺮدﻧﺪ. ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص)

ﻓﺮﻣﻮد: «ﭼﻴﺰي ﻣﺎﻧﺪه اﺳﺖ؟» ﻋﺮض ﺷﺪ: ﺑﻪ« ﺟﺰ ﺷﺎﻧﻪاش ﭼﻴﺰي ﺑﺎﻗﻲ

ﻧﻤﺎﻧﺪه اﺳﺖ.» ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ(ص) ﻓﺮﻣﻮد: ﺑﻪ« ﺟﺰ ﺷﺎﻧﻪاش ﻫﻤﻪي آن ﺑﺎﻗﻲ ﻣﺎﻧﺪه

اﺳﺖ.» (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص6449 )

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﻫﺮ ﭼﻴﺰ ﻛﻪ ﻛﻢ ﺑﺎﺷﺪ و ﻛﻔﺎﻳﺖ ﻛﻨﺪ ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ از آﻧﭽﻪ

ﻛﻪ زﻳﺎد و ﺑﻴﻬﻮده ﺑﺎﺷﺪ. (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص )433

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): اي ﻣﺮدم! ﮔﻮﻳﻲ ﻣﺮگ در اﻳﻦ دﻧﻴﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﺮاي دﻳﮕﺮان

ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺷﺪه و اﻧﮕﺎر ﺣﻖ در آن ﺑﺮ ﻏﻴﺮ ﻣﺎ واﺟﺐ ﮔﺸﺘﻪ و ﮔﻮﻳﻲ ﻣﺮدﮔﺎﻧﻲ ﻛﻪ

ﺗﺸﻴﻴﻊ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ ﻣﺴﺎﻓﺮاﻧﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ زودي ﺑﻪ ﺳ ي ﻣﺎ ﺑﺮﻣﻲﮔﺮدﻧﺪ، ...

ﻣﻴﺮاﺛﺸﺎن را ﭼﻨﺎن ﻣﻲﺧﻮرﻳﻢ ﻛﻪ ﮔﻮﻳﻲ ﭘﺲ از آﻧﺎن ﺟﺎوداﻧﻪاﻳﻢ. از ﻫﺮ ﺑﻼي

ﺳﺨﺖ و ﺑﻨﻴﺎ نﻛﻨﻲ ﺧﻮد را اﻳﻤﻦ ﻣﻲﭘﻨﺪارﻳﻢ و ﻫﺮ اﻧﺪرزي را از ﻳﺎد ﺑﺮدهاﻳﻢ.

(ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص6917)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﺗﺎ ﺟﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﻴﺪ ﻣﺠﺎزاﺗﻬﺎ و ﺣﺪود را از ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن

دور ﻛﻨﻴﺪ ... اﮔﺮ اﻣﺎم در ﺑﺨﺸﻮدن ﺧﻄﺎ ﻛﻨﺪ ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ ﺗﺎ در ﻛﻴﻔﺮ دادن

ﮔﺮﻓﺘﺎر ﺧﻄﺎ ﺷﻮد. (ﻣﻴﺰان اﻟﺤﻜﻤﻪ، ص1045)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﻫﺮﻛﺲ ﻛﻪ ﻣﺮدي را ﺑﺮ ده ﺗﻦ اﻣﻴﺮ ﻛﻨﺪ و ﺑﺪاﻧﺪ ﻛﻪ در

ﻣﻴﺎن آن ده ﺗﻦ ﻛﺴﻲ دﻳﮕﺮ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪﺗﺮ از اوﺳﺖ، ﻗﻄﻌﺎً ﺑﻪ ﺧﺪا و رﺳﻮﻟﺶ

ﺧﻴﺎﻧﺖ ﻛﺮده اﺳﺖ. (ﺧﺎﺗﻢاﻟﻨﺒﻴﻴﻦ، ﻋﻠﻲﻛﻤﺎﻟﻲ، ص )361

 ﻣﺮد زﻧﺎﻛﺎري را ﺳﻨﮕﺴﺎر ﻛﺮدﻧﺪ. ﺷﺨﺼﻲ ﺑﻪ رﻓﻴﻖ ﺧﻮد ﮔﻔﺖ: «او ﻣﺜﻞ

ﺳﮓ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪ.» ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ(ص) ﺑﺎ آن دو ﻧﻔﺮ ﺑﺮ ﻻﺷﻪي ﻣﺮداري ﮔﺬﺷﺘﻨﺪ، ﺑﻪ

آﻧﺎن ﻓﺮﻣﻮد: «ﺑﺎ دﻧﺪان ﺧﻮد ﺗﻜﻪاي از اﻳﻦ ﻻﺷﻪ را ﺑﺮﻛﻨﻴﺪ.» ﻋﺮض ﻛﺮدﻧﺪ:

ا«ي رﺳﻮل ﺧﺪا! درود ﺧﺪا ﺑﺮ ﺗﻮ، ﻣﺮداري را ﮔﺎز ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ؟ ﻓﺮ» ﻣﻮد: «آﻧﭽﻪ از

ﺑﺮادرﺗﺎن ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻴﺪ ﮔﻨﺪﻳﺪهﺗﺮ از اﻳﻦ ﻻﺷﻪ اﺳﺖ.» (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ،

ص1053)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ(ص) ﻣﺮدي را ﺑﺮاي ﺟﻤﻊآوري زﻛﺎت ﻓﺮﺳﺘﺎد. وي ﭘﺲ از

ﺑﺎزﮔﺸﺖ از ﻣﺄﻣﻮرﻳﺖ ﺧﻮد و ﻫﻨﮕﺎم ﺣﺴﺎﺑﺮﺳﻲ، ﻗﺴﻤﺘﻲ از اﻣﻮال را ﺗﺤﻮﻳﻞ

 ﺑﻴﺖاﻟﻤﺎل داد و ﮔﻔﺖ: «اﻳﻦ ﺑﺮاي ﺷﻤﺎﺳﺖ» و ﻗﺴﻤﺘﻲ را ﺑﺮاي ﺧﻮد

 ﻧﮕﻪداﺷﺖ و ﮔﻔﺖ:«اﻳﻦ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻫﺪﻳﻪ ﺷﺪهاﺳﺖ.» ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص) ﺑﻪ ﺷﺪت

ﻧﺎراﺣﺖ ﺷﺪ و ﺑﻪ ﻣﻨﺒﺮ رﻓﺖ و ﮔﻔﺖ:«... ﺪﺷﭼﻪ ه اﺳﺖ ﻛﻪ ﻋﺎﻣﻠﻲ را ﻛﻪ ﺑﺮاي

 ﺟﻤﻊآوري زﻛﺎت ﻣﻲ ﻓﺮﺳﺘﻴﻢ، ﻣﻲﮔﻮﻳﺪ اﻳﻦ ﺑﺮاي ﺷﻤﺎﺳﺖ و اﻳﻦ ﺑﻪ ﻣﻦ

ﻫﺪﻳﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ؟! آﻳﺎ اﮔﺮ او ﺗﺎﻛﻨﻮن در ﺧﺎﻧﻪي ﭘﺪر و ﻣﺎدرش ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮد

ﭼﻴﺰي ﺑﻪ او ﻫﺪﻳﻪ ﻣﻲدادﻧﺪ؟ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺑﻪ آﻧﻜﻪ ﺟﺎﻧﻢ در دﺳﺖ اوﺳﺖ، ﻫﻴﭻ

ﻳﻚ از ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﭼﻴﺰي از ﺑﻴﺖاﻟﻤﺎل ﭼﻨﮓ ﻧﻤﻲاﻧﺪازد ﻣﮕﺮ آﻧﻜﻪ روز ﻗﻴﺎﻣﺖ در

ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ آن ﭼﻴﺰ وﺑﺎل ﮔﺮدﻧﺶ ﺷﺪه اﺳﺖ ﺑﻪ ﻣﺤﺸﺮ وارد ﻣﻲﺷﻮد.»

(ﺻﺤﻴﺢ ﺑﺨﺎري، ج9، ص719)

 ﻣﺮدي ﻧﺰد ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ آﻣﺪ و ﮔﻔﺖ: «ﻫﻼك ﺷﺪم.» ﻓﺮﻣﻮد: «ﭼﻪ ﭼﻴﺰ ﺗﻮ را

ﻫﻼك ﻛﺮده؟» ﮔﻔﺖ: «روزه ﺑﻮدم و ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮم ﻫﻤﺨﻮاﺑﻪ ﺷﺪم.» ﻓﺮﻣﻮد:

« ﺑﻨﺪهاي داري ﻛﻪ آزاد ﻛﻨﻲ؟» ﮔﻔﺖ: » ﻧﻪ.« ﻓﺮﻣﻮد: ﻣﻲ« ﺗﻮاﻧﻲ دو ﻣﺎه روزه

ﺑﮕﻴﺮي؟» ﮔﻔﺖ: » ﻧﻪ.« ﻓﺮﻣﻮد: ﻣﻲ« ﺗﻮاﻧﻲ ﺷﺼﺖ ﻣﺴﻜﻴﻦ را ﻏﺬا دﻫﻲ؟»

ﮔﻔﺖ: » ﻧﻪ.« ﻓﺮﻣﻮد: «ﺑﻨﺸﻴﻦ.» در اﻳﻦ وﻗﺖ زﻧﺒﻴﻠﻲ ﺧﺮﻣﺎ ﻫﺪﻳﻪ آوردﻧﺪ.

ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ(ص) ﻓﺮﻣﻮد: «اﻳﻦ ﺳﺎﺋﻞ ﻛﺠﺎﺳﺖ؟» ﮔﻔﺖ: «ﻣﻨﻢ.» ﻓﺮﻣﻮد: «اﻳﻦ

ﺧﺮﻣﺎ را ﺑﮕﻴﺮ و ﺻﺪﻗﻪ ﺑﺪه.» ﮔﻔﺖ: «آﻳﺎ ﺑﺮ ﻓﻘﻴﺮﺗﺮ از ﺧﻮدم؟ ﺑﻪ ﺧﺪا ﺳﻮﮔﻨﺪ

ﺑﻴﻦ اﻳﻦ دو ﻛﻮه ﺳﻴﺎه ﻣﺪﻳﻨﻪ ﺧﺎﻧﻮادهاي ﻓﻘﻴﺮﺗﺮ از ﻣﺎ ﻧﻴﺴﺖ.» ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ(ص)

ﺧﻨﺪﻳﺪ و ﻓﺮﻣﻮد: «آن را ﺑﺒﺮ و ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮادهات ﺑﺪه ﺗﺎ ﺑﺨﻮرﻧﺪ.»

(ﺧﺎﺗﻢاﻟﻨﺒﻴﻴﻦ، ﻋﻠﻲﻛﻤﺎﻟﻲ، ص )269

 ﻣﺮدي ﺑﻪ رﺳﻮل ﺧﺪا(ص) ﻋﺮض ﻛﺮد: «ﻫﻴﭻ ﻛﺎر زﺷﺘﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ

ﻧﻜﺮده ﺑﺎﺷﻢ. آﻳﺎ راه ﺗﻮﺑﻪ و ﺑﺎزﮔﺸﺖ ﺑﺮاﻳﻢ وﺟﻮد دارد؟» ﻓﺮﻣﻮد: «آﻳﺎ از ﭘﺪر و

ﻣﺎدرت ﻛﺴﻲ زﻧﺪه ﻫﺴﺖ؟» ﻋﺮض ﻛﺮد: «ﭘﺪرم.» ﻓﺮﻣﻮد: «ﺑﺮو و ﺑﻪ او ﻧﻴﻜﻲ

ﻛﻦ.» وﻗﺘﻲ آن ﻣﺮد رﻓﺖ، رﺳﻮلﺧﺪا(ص) ﻓﺮﻣﻮد: «اي ﻛﺎش ﻣﺎدرش

ﺑﻮد. ﻣﻲ » (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص7097)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): زﻧﻰ ﺑﺪﻛﺎره ﺳﮕﻰ را دﻳﺪ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﭼﺎﻫﻰ ﻟﻪﻟﻪ ﻣﻰزﻧﺪ

و ﻛﻢ ﻣﺎﻧﺪه ازﺗﺸﻨﮕﻰ ﺑﻤﻴﺮد. او ﻛﻔﺶ ﺧﻮد را در آورد و آن را ﺑﻪ روﺳﺮى

ﺧﻮد ﺑﺴﺖ و ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪي آن از ﭼﺎه آب ﻛﺸﻴﺪ [و ﺑﻪ آن ﺣﻴﻮان داد]، ﭘﺲ

ﺧﺪاوﻧﺪ او را ﺑﻪ ﺳﺒﺐ اﻳﻦ ﻛﺎر آﻣﺮزﻳﺪ. (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص1347)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﮔﻨﺎهﻛﺮدن ﻣﺮدم ﺗﻮ را از ﮔﻨﺎﻫﺖ ﻏﺎﻓﻞ ﻧﻜﻨﺪ و

ﻧﻌﻤﺘﻬﺎى ﻣﺮدم ﺗﻮ را ازﻧﻌﻤﺘﻬﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺧﺪاوﻧﺪ ارزاﻧﻴﺖ داﺷﺘﻪاﺳﺖ دﭼﺎر

ﻏﻔﻠﺖ ﻧﺴﺎزد و ﻣﺮدم را از رﺣﻤﺖ ﺧﺪاى ﻋﺰّوﺟﻞّ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺧﻮد ﺑﺪان اﻣﻴﺪ

 ﺑﺴﺘﻪاى ﻧﻮﻣﻴﺪ ﻣﮕﺮدان. (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص4275)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): ﮔﻨﻬﻜﺎر اﻣﻴﺪوار ﺑﻪ رﺣﻤﺖ ﺧﺪاي ﻣﺘﻌﺎل ﺑﻪ رﺣﻤﺖ

ﻧﺰدﻳﻚﺗﺮ اﺳﺖ ﺗﺎ ﻋﺎﺑﺪ ﻧﻮﻣﻴﺪ ﮔﺸﺘﻪ. (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص5047)

 ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻛﺮم(ص): اي ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن! آﺳﺘﻴﻦ باﻻ زﻧﻴﺪ ﻛﻪ ﻣﻮﺿﻮع ﺟﺪي اﺳﺖ

و آﻣﺎده ﺷﻮﻳﺪ ﻛﻪ رﻓﺘﻦ ﻧﺰدﻳﻚ اﺳﺖ و ﺗﻮﺷﻪ ﺑﺮدارﻳﺪ ﻛﻪ ﺳﻔﺮ ﻃﻮﻻﻧﻲ اﺳﺖ.

ﺑﺎرﻫﺎﻳﺘﺎن را ﺳﺒﻚ ﻛﻨﻴﺪ ﻛﻪ ﮔﺮدﻧﻪاي دﺷﻮار درﭘﻴﺶ دارﻳﺪ ﺟﺰ ﻛﻪ

ﺳﺒﻜﺒﺎران آن را ﻧﭙﻴﻤﺎﻳﻨﺪ. (ﻣﻴﺰاناﻟﺤﻜﻤﻪ، ص )861


عید مبعث و نزول قرآن بر عاملان آن مبارک

ده قانـون کلـی بـرای داشتن یک زنـدگی موفق



 قانون یکم

به شما جسمی داده شده. چه جسمتان را دوست داشته یا از آن متنفر باشید، باید بدانید که در طول زندگی در دنیای خاکی با شماست.

 قانون دوم


در مدرسه‌ای غیر رسمی و تمام وقت نام‌نویسی کرده‌اید که "زندگی" نام دارد. در این مدرسه هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید. چه این درس‌ها را دوست داشته باشید چه از آن بدتان بیاید، پس بهتر است به عنوان بخشی از برنامه آموزشی برایشان طرح‌ریزی کنید.

 قانون سوم


اشتباه وجود ندارد، تنها درس است. رشد فرآیند آزمایش است، یک سلسله دادرسی، خطا و پیروزی‌های گهگاهی، آزمایش‌های ناکام نیز به همان اندازه آزمایش‌های موفق بخشی از فرآیند رشد هستند.

 قانون چهارم


درس آنقدر تکرار می‌شود تا آموخته شود. درس‌ها در اشکال مختلف آنقدر تکرار می‌شوند، تا آنها را بیاموزید. وقتی آموختید می‌توانید درس بعدی را شروع کنید، بنابراین بهتر است زودتر درس‌هایتان را بیاموزید.

 قانون پنجم


آموختن پایان ندارد. هیچ بخشی از زندگی نیست که در آن درسی نباشد. اگر زنده هستید درس‌هایتان را نیز باید بیاموزید.

 قانون ششم


قضاوت نکنید، غیبت نکنید، ادعا نکنید، سرزنش نکنید، تحقیر و مسخره نکنید، وگرنه سرتان می آید. خداوند شما را در همان شرایط قرار می‌دهد تا ببیند شما چکار می‌کنید.

 قانون هفتم


دیگران فقط آینه شما هستند. نمی‌توانید از چیزی در دیگران خوشتان بیاید یا بدتان بیاید، مگر آنکه منعکس کننده چیزی باشد که درباره خودتان می‌پسندید یا از آن بدتان می‌آید.

 قانون هشتم


انتخاب چگونه زندگی کردن با شماست. همه ابزار و منابع مورد نیاز را در اختیار دارید، این که با آنها چه می‌کنید، بستگی به خودتان دارد.

 قانون نهم


جواب‌هایتان در وجود خودتان است. تنها کاری که باید بکنید این است که نگاه کنید، گوش بدهید و اعتماد کنید.

 قانون دهم


خیرخواه همه باشید تا به شما نیز خیر برسد.

ذی الحجة


ذی الحجه ماه علی ست

ماه کعبه ،زادگاه علی ست

۱۵ ام این ماه سالروز ازدواج علی ست

۱۸ ام سالروز ولایت علی ست

و امروز ۲۱ ذی الحجه که روز زکات دهنده ی در حال رکوع  یعنی علی ست 


"انما ولیکم الله و رسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلوة و یوتون الزکوة و هم راکعون"۵۵ مائده 
امروز سالروز دادن انگشتری در هنگام نماز به سائل توسط حضرت علی (ع) است زکات در حال رکوع تنها از علی بر می آید و بس

خودآگاهی های آنتیکی

آنتیک این خودآگاهی را چندین سال پیش دربرگه ای نوشته بود که مسیرش از انحراف خارج شود بعضی هاش و هنوز نتونسته اجرا کنه ازآنجا که انسان از واژه نسی و فراموشکار است عین النصبش کردم تادوباره همت نهم.

خودت را معماری کن از ابتدا بنا را صاف و محکم بگذار و به معماری دیگران نیندیش.

از تمامی دانسته هایت استفاده مرکب نما.

آموزه ها را بعمل.

رها مکن آنچه با اشتیاق شروعیدی.

خالق باش تا قدر خالق دانی.

سخنان خوب بشنو،سخنان حکمت آمیز بگو،نیکیها و تماما خوبیها را ببین.

انس با قرآن هنرزندگی کردن را به تو می آموزد.

محبت انبیاءو اولیاء و بزرگان دلت را بزرگ می کند آنچنان که خدای در آن جا می گیرد .

لهو و لعب را در زمان کوتاهی که در عمر داری حذف نما.

خشم تو رااز بزرگی خردت می کند صلواتی نثار موسی کاظم(ع)شاید آرامش دهنده تو باشد لیکن ناراحتی خویش را با هنرمندی بیان نما.

نماز را بزرگ دار آنچنان که حضور ناظر را دریابی.

غیبت را حتی گوش هم مده و به راحتی بیان نما تمثیل آتشی که برپا می شود و گوش های تو که آلوده می شود دیگرصدای عوالم بالا را نمی شنود.

تا آنجا که ضرورتی ندارد صحبتی با نامحرم ننما که نگاهت به او افتد این چشمان باید مهدی بین گردد و این دهان باید هم صحبت مولا باشد.

به کمک دیگران شتاب بدون انتظار و معامله ای که محبت معامله ای معنا ندارد.

عاشق باش اما عشق را به زنجیر مکش رهایش نما به مانند پرنده جلد که بازگردد به سوی تو.

احترام  بیش از حد انتظار در همه ی جمع ها به همراه زندگیت احترام به خودت می باشد.

گرمای مطبخ خانه باعث گرمای خانواده می شود مطبخت خاموش مباد.

ارتباط تنگاتنگ با خاندان تازه ات دریچه ای تازه برویت می گشاید.

درخشندگی انوار وضو را درک نما که دائم الوضو باشی .

شب و نیمه شب را دریاب .

گاهی با تلفن ،گاهی یک اس ام اس گاهی ای میل و مهمتر از همه دیداری از همه اقوام  دوستان آشنایان تو را از حالشان باخبر کند یادشان باش تا نیرویی تازه گیری

اول وقت بودن در هر کاری ارزش آن کار را بالا می برد .

ارکانی از نماز که حضور را بیشتر ملموس می کند مانند قنوت و سجده وقت بیشتری گذار تا لذت حضور را درک نمائی.

آن دعایی که به دلت می نشیند برگزین.

سخنانت را مزه مزه کن اگر شور و تلخ و سوزنده نبود آنگاه از زبان بیرون بده.

این قانون طبیعت است "هر عملی داره عکس العملی" لذا بی تفاوتی در قبال دیگران ،دیگران را نسبت به تو بی تفاوت می کند.

سیب

ح
ماجرای سیب حمید مصدق را همه تقریبا می دانند 

 



تو به من خنديدي و نمي دانستي

من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت

و فروغ فرخزاد در جواب می گوید:


من به تو خنديدم

چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ی همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك
لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد
گريه تلخ تو را
و من رفتم و هنوز
سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت

و  جالب تر جوابی ست که شاعر جوان به اسم جواد نوروزی بعد از سالها به این دو شاعر داده

دخترک خندید و

پسرک ماتش برد !
که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده
باغبان از پی او تند دوید
به خیالش می خواست،
حرمت باغچه و دختر کم سالش را
از پسر پس گیرد !
غضب آلود به او غیظی کرد !
این وسط من بودم،
سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم
من که پیغمبر عشقی معصوم،
بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق
و لب و دندان ِ
تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم
و به خاک افتادم
چون رسولی ناکام !
هر دو را بغض ربود...
دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:
" او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! "
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:
" مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! "
سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !
جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،
همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:
این جدایی به خدا، رابطه با سیب نداشت
 

به بی‌عادتی کاش عادت کنیم

 

چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟

بیایید از عشق صحبت کنیم

 

تمام عبادات ما عادت است

به بی‌عادتی کاش عادت کنیم

 

چه اشکال دارد پس از هر نماز
دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟

 

به هنگام نیّت برای نماز
به آلاله‌ها قصد قربت کنیم

 

چه اشکال دارد که در هر قنوت
دمی بشنو از نی حکایت کنیم؟

 

چه اشکال دارد در آیینه‌ها
جمال خدا را زیارت کنیم؟

 

مگر موج دریا ز دریا جداست؟
چرا بر «یکی» حکم «کثرت» کنیم؟

 

پراکندگی حاصل کثرت است
بیایید تمرین وحدت کنیم

اگر عشق خود علت اصلی است
چرا بحث «معلول» و «علت» کنیم؟

 

بیا جیب احساس و اندیشه را
پر از نُقل مهر و محبت کنیم

 

پر از «گلشن راز» ، از «عقل سرخ»
پر از «کیمیای سعادت» کنیم

بگو قافیه سست یا نادرست
همین بس که ما ساده صحبت کنیم

 

خدایا دلی آفتابی بده
که از باغ گلها حمایت کنیم

 

رعایت کن آن عاشقی را که گفت

«بیا عاشقی را رعایت کنیم»

قیصر امین پور

 

منحنی قامتم، قامت ابروی توست



منحنی قامتم، قامت ابروی توست

خط مجانب بر آن، سلسله گیسوی توست

حد رسیدن به او، مبهم و بی انتهاست

بازه تعریف دل، در حرم کوی توست

چون به عدد یک تویی من همه صفرها

آن چه که معنی دهد قامت دلجوی توست

پرتوی خورشید شد مشتق از آن روی تو

گرمی جان بخش او جزئی از آن خوی توست

بی تو وجودم بود یک سری واگرا

ناحیه همگراش دایره روی توست


 مرحوم پروفسور هشترودی، ریاضیدان شهیر ایرانی




سخته بلاتکلیفی 

ماندن میان 


سکوت در مقابل ظلم!!

و

بل گرفتن دشمن !!




معاد جسمانی

یک سوال از اساتید و رفقای نتی

 

اونایی که می دونند ملاصدرا اعتقاد به معاد جسمانی و روحانی داشت ولی منظور از معاد جسمانی  را همین جسم عنصری نمی دانست بلکه بدن مثالی که متناسب با اخرت است می دانست 

 چگونه با آیه 55 طه منها خلقنكم و فيها نعيدكم و منها نخرجكم تارة اخرى ما شما را از آن (زمين) آفريديم و در آن باز مى‏گردانيم و بار ديگر شما را از آن بيرون مى‏آوريم می توان جمع کرد که علنا اعلام می دارد که معاد جسمانی همین عنصری است که از زمین است؟!.

لطفا روشن نمایید این ذهن آنتیک را ....


میزبان و مهمان


اگر بتوانی 

خودت را در این دنیا 

مهمان حساب کنی 

و

حق تعالی را 

میزبان 

همه غصه ها می رود 

چون 

مهمان که غصه ندارد 

در حالیکه 

هزاران غصه در دل میزبان است.


پاشو در رو باز کن رفیق


برای حرکت به سوی خدا لازم است برخیزیم

در را باز کنیم

و بگذاریم که خدا وارد شود

این امر فقط زمانی اتفاق می افتد که

انسان نیاز به خدا را احساس کند

و از اعماق قلب خویش فریاد براورد :

خداوندا به تو نیازمندم

نمی توانم بی تو زندگی کنم 


گاهی دلم برای خودم تنگ می شود


دلم از خودم گرفته خیلی وقته به خودم و افکارم و وبلاگم و رفقای وبلاگیم سر نزدم

دلم برای خودم تنگ شده می فهمی یعنی چی؟!

نمی دونستم 2تاشدن و زودی 3 تا شدن انقده دل تنگی برای یکی بودنم میاره منظورم البته برای خودم وقت گذاشتنه نه خدای نکرده فکر کنی دوست دارم به عقب برما نه دوست دارم همین که جلو میرم عقبیا رو یادم نره که انگاری داره میره.....

یه دوره گذرا رو پستای اولیه داشتم بغضم گرفته.....


غربت اونجا بيشتر از پيكرت غم انگيز بود هاله جان!


از صبح كه اين خبر وشنيدم دعا دعا مي كردم 

اين جريانات كذب باشه سر كلاس هيچ از درس نفهميدم و بعدش دختر كوچولومو رها كردم و امدم منزلت غربت اونجا بيشتر از پيكرت غم انگيز بود بالاي سرت نشستم و قران مي خوندم بدون اينكه بفهمم چي مي خونم تو ذهنم مرور مي كردم حرفهاي زيبا و دلنشينت را كه مي گفتي زندان براي من خيلي خوب بوده و لحظات ارزشمندي و اونجا گذروندم مي گفتي زبان فرانسه انجا تدريس مي كردي با اينكه مي دانستيم بسيار با قران مانوسي در جواب اينكه چرا قران نمي اموختي گفتي چون بندي كه هستم نمي طلبه قران اموزي را ....

هاله جان اينها چه مي گويند تنها علت كشته شدنت عكسي بود از پدر كه با خود حمل مي كردي و بعد .....نميتونم تصور كنم اين ظلم را

ثقيل است  بپذيرم در چنين حكومتي زندگي مي كنم خدايا به كجا پناه برم كجاي دنيا ت ظلم نيست بگو يه نوك پا برم اونجا

بانو زینب ،ام شیماء روزت مبارک


هم نام اسطوره صبر روزت مبارک

 

کسی که مصداق کامل آیه ی"وبشر الصابرین الذین اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون اولئک علیهم صلوات من ربهم و اولئک هم المهتدون" بودی

وقتی بالای سر پیکر دخترت ایستاده بودی و چادرت را حائل کردی تا کسی صورت دخترت را نبیند و در همین حال دست به دعا برداشتی، صحنه ی زیبایی  در ذهنم  نقش بست تورا یک لحظه حضرت زینب دیدم بر تله زینبیه ایستاده و صبورانه با خدایش هم صحبت شده . غبطه خوردم به حالت به صبرت  به این همه شکیبایی .

عادت دارم خودم را جای دیگران گذارم آن لحظات گاهی با هم نامم می رفتم توی قبر و می اندیشیدم که حتی این جسم خاکی هم همراه نشد برای رفتن. یک روز شیما سامی یک روز شیما فیلی .گاهی هم خودم را جای مادر می گذاشتم و تجربه ی یک سال و اندی مادر شدنم را به 28 سال می رساندم

عجب دردی زینب دارد

عجب صبری زینب دارد

اگر من جای او بودم

نمی دانم....

....نمی توانستم تصور کنم وای خدای من ............  

مگر میشود مادری دخترش را به گور بسپارد انهم پیکری سوخته که هیچ نمانده باشد از او آنگاه این چنین مقاوم و صبور بایستد و بی هیچ گلایه و شکوه ای او را راهی خانه آخرتش کند انهم زمانی که باید راهی خانه ای دیگر می کرد

بانو زینب ام شیماء امروز روز تو ست تویی که  مادری کردی دختری را که در جوانی و رعنایی و زیبایی پرپر شدنش را دیدی

 

زینبی بمانی زینب بانو.....