بانو زینب ،ام شیماء روزت مبارک
هم نام اسطوره صبر روزت مبارک
کسی که مصداق کامل آیه ی"وبشر الصابرین الذین اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون اولئک علیهم صلوات من ربهم و اولئک هم المهتدون" بودی
وقتی بالای سر پیکر دخترت ایستاده بودی و چادرت را حائل کردی تا کسی صورت دخترت را نبیند و در همین حال دست به دعا برداشتی، صحنه ی زیبایی در ذهنم نقش بست تورا یک لحظه حضرت زینب دیدم بر تله زینبیه ایستاده و صبورانه با خدایش هم صحبت شده . غبطه خوردم به حالت به صبرت به این همه شکیبایی .
عادت دارم خودم را جای دیگران گذارم آن لحظات گاهی با هم نامم می رفتم توی قبر و می اندیشیدم که حتی این جسم خاکی هم همراه نشد برای رفتن. یک روز شیما سامی یک روز شیما فیلی .گاهی هم خودم را جای مادر می گذاشتم و تجربه ی یک سال و اندی مادر شدنم را به 28 سال می رساندم
عجب دردی زینب دارد
عجب صبری زینب دارد
اگر من جای او بودم
نمی دانم....
....نمی توانستم تصور کنم وای خدای من ............
مگر میشود مادری دخترش را به گور بسپارد انهم پیکری سوخته که هیچ نمانده باشد از او آنگاه این چنین مقاوم و صبور بایستد و بی هیچ گلایه و شکوه ای او را راهی خانه آخرتش کند انهم زمانی که باید راهی خانه ای دیگر می کرد
بانو زینب ام شیماء امروز روز تو ست تویی که مادری کردی دختری را که در جوانی و رعنایی و زیبایی پرپر شدنش را دیدی
زینبی بمانی زینب بانو.....

زکات آموخته هایم.....