رفقا می گن چرا مدام آنتیک ورد زبانش مثبت اندیشی و خوش اندیشی است و در پی ایجاد گروهی به این نام 

 خوب می خوام یه داستان تعریف کنم ببینم کیا حق و به آنتیک میدند

 

 

 مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده.شک کرد که همسایه اش  آن را دزدیده باشد برای همین تمام روز اورا در نظر گرفت متوجه شد که همسايه اش در دزدي مهارت دارد , مثل يک دزد راه مي رود , مثل يک دزد که مي خواهد چيزي را پنهان کند پچ پچ می کند. آن قدراز شک خود مطمئن شد که تصميم گرفت به خانه برگردد لباسش را عوض کند ونزد قاضی برود و شکايت کند همين که وارد خانه شد , تبرش را پيدا کرد .زنش آن را جابه جا کرده بود . مرد از خانه بيرون رفت و دوباره همسايه اش را زير نظر گرفت و دريافت که او مثل يک آدم شريف راه مي رود , حرف مي زند , و رفتار مي کند

 

خوب ....................چی می گی !!!