هیچ کس را تا به بلای کربلا نیازموده اند از دنیا نخواهند برد
عقل می گوید بمان و عشق می گوید برو ....و این هردو ،عقل و عشق را ،خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود.
الرحیل !الرحیل !
اکنون بنگر حیرت میان عقل و عشق را !
اکنون بنگر حیرت عقل را و جرات عشق را !بگذار عاقلان ما را به ماندن بخوانند ....راحلان طریق عشق می دانند که ماندن نیز در رفتن است .جاودانه ماندن در جوار رفیق اعلی و این اوست که ما را کشکشانه به خویش می خواند
قافله عشق به سرمنزل جاودان خویش نزدیک می شود ....و این عاقبت کار عشق است .موکب امام به هر سوی که می رفت ،به سوی دیگرش سوق می دادند تا روزپنجشنبه دوم محرم سال شصت و یکم هجری به کربلا رسید
فتح خون /سید مرتضی آوینی
چشمامو دریا می کنم عقده هامو وا می کنم یاد قدیما می کنم یادش بخیر بچه بودیم.... صبح کردم که خداوندگاری بالای سرم می باشد و آتش روبه رویم و مرگ در پی من و حسابرسی مرا در میان گرفته است و من گروگان عمل خویشم .آنچه را دوست دارم نمی یابم و انچه را ناخوش دارم از خود دور نمی توانم کرد کارها به دست کسی جز من است اگر بخواهد عذابم می کند و اگر بخواهد مرا بخشد
هر وقت خواستیی چشمات بارونی بشند کلیک کن
سخن صاحب این ماه
کمکم کن!!
با خون نوشتم برای خودم فقط نوشتم عملش چگونه است شما میدونید؟؟
بلاگهای عاشورایی
عکسهای عاشورایی/ دفتر تنها/ فراموشکده فراموش شدگان
اگر خدا یاری دهاد این بلاگ با ایام محرم پیش خواهد رفت آنچه می آموزم و می یابم به اشتراک می گذارم تا انجا که عقلم و وقتم و احساسم هرسه باهم همکار شوند برایتان می نویسم.می خواهم محرم امسالم متفاوت از سالهای پیش شود دست یاری می طلبم .
زکات آموخته هایم.....