به بهونه تولدت مهربان کاش که بودم پیشت ....
تودل یه مزرعه
یه کلاغ روسیاه
هوایی شده بره پابوس امام رضا
اما هی فکر می کنه
اونجا جای کفتراست
آخه من کجا برم
یک کلاغ که روسیاست
من که توی سیاهیها از همه رو سیاهترم
میون اون کبوترا با چه رویی بپرم
تو همین فکرا بودش
کلاغ عاشق ما
یه دلش می گفت برو یک دلش می گفت بمون
که یهو صدایی گفت
تو نترس و راهی شو
به سیاهی فکر نکن
زکات آموخته هایم.....