سلام رفقا

اگه رکودی تو وبلاگ هست بخاطر وقت تنگمه آخه شیما جون یه امتحان آنتیکی داره که خودشم نمی دونه چیکار می کنه شما براش دعا کنید تا عالی بده گفتم امتحان  یاد امتحانای خدا افتادم که مدام اسیرشم  بابا آخه این امتحانارو بالاخره اساتید نمره میدن آدم می فهمه از پسش چی جوری بر اومده اما امان از دست این کارای خدا و امتحاناش ولی خودمونیم شبای امتحانو یادتون بیاد خیلی سخته یک جور دلواپسی اصلا امتحان  ریشه اش هم محنته دیگه باید در ناراحتی و نگرانی باشی وقتی هم که دادی یه نفس راحت می کشی اگرم که خوب بدی که نور علی نوره اما خدایا تا کی منو این همه امتحانای جورواجور اصلا نمیذاری از یک امتحان خلاص شم.. پشت هم بمبارونم می کنی مهم نیست هر چه از دوست رسد نیکوست اما دلواپسیم از نتیجشه که درکش نمی کنم پیروز بودم یا نه؟؟؟!!!! تموم دلنگرونیم از نارضایتیشه نکنه .......نمی فهمم دیگه رفقا شما بگید از کجا می فهمید شاید من یه حسم از کار افتاده