كي حال داره دستمال بده اين عتيقه جات و گردگيري كنم!
خيلي وقته ننوشتم
بي حوصلگي
كم وقتي
درد بيدرمون مملكت
و
...
يه جورايي داره نوشتن يادم ميره
انقده كه اين ني ني آنتيك زود به زود وبلاگشو آپ مي كنه
مامانش حالي نداره گردگيري كنه اين عتيقه جات را
خوش به حالت يسنا خانومي كه الانه جيغت براي فقط و فقط خواب و خوراك و تعويضته
هرچي بزرگتر ميشي جيغات هم شدت ميگيره و بي درمونتر ميشه
احساس خوبي ندارم
از بحث خسته ام
......
اما اينروزا
روح الله زيبا مينويسه از پاره كردن عكس هم نامش
مسيح مثله هميشه مجهول وار و پيچيده و اين دفعه كابوس وارانه بصورت كاملا غير عادي در وبلاگ غير عاديش بالاخره حرفاشو ميزنه
انگاره ها هم هنوز حال داره بگه تو خود بخوان حديث مفصل از اين ايام
تورجان كه موشكافانه تمام جريانات و نقد مي كنه و در آخر پستش اينگونه مي نويسه:
"امامی که من می شناسم، بیش از آنکه نگران آبروی خودش باشد نگران جان و مال و آبروی مردمی است که پناهی جز خدای خود ندارند. امامی که من می شناسم، امامی است که بیش از آن که دغدغه پاره شدن عکس خودش را داشته باشد، دغدغه زیرپا گذاشتن قانونی را دارد که خون هزاران تن از بهترین جوانان این کشور برای به ثمر رسیدنش ریخته شده است. قانونی که با دین در تضاد نیست و دینی که با قانون تضادی ندارد."
خانم محتشمي پور هم كه غم فراغ همسر صبورترش كرده پستاش همش شده عشق و عاشقي همسرانه وشكوائيه ازين دولت فخيمه
زکات آموخته هایم.....