.مخصوصا براي حكومت هايي كه تجربه اول هستند . من روي مسائلي مشكل دارم كه روز به روز چشم انداز آينده ما را نسبت به پيشرفت جمهوري اسلامي مي بندد و روندي كه از آغاز انقلاب را به انحراف كشانده و همچنان به پيش ميرود .اولا چرا عصر امام را كه عصر آشفتگي هاي يك كشور انقلاب زده ، عدم بلوغ سياسي انقلابيون ،تعطيلي دستگاه هاي امنيتي و نظامي ،هزاران فرقه و گروه از ساواكي ها گرفته تا حزب توده وكارگر و ...، هزاران حادثه ، تحركات خوزستان و كردستان و جنگ تحميلي 8 ساله را با سالهاي آسودگي و فراغت و رشد مقايسه ميكنيد؟
ثانيا بر فرض كه زمان امام در زندان به مردم ظلم شده است . آيا بعد از سالها بايد شاهد به زندان رفتن معترضين و منتقدين از هر قشري ،استادان دانشگاه ،روزنامه نگاران ،حقوق دانان ،صاحب منصبان دولت قبلي و ... باشيم و اعمالي ـ كه خدا كند همه آنها دروغ باشد ـ بر سر آنها بيايد؟ اين بلوغ 30 ساله ماست ؟ ثالثا ايرادهايي كه شما از حكومت امام گرفته ايد بخشي از آن كاملا صحيح است مثل اخراج اساتيد از دانشگاه ها و هنرمندان از تلويزيون ... اما شما به تفكري كه از اول انقلاب تفكر جدا سازي بود توجه كنيد . كساني تلاش داشتند حتي جريان منافقين به اين صورت تبديل نشود (با توجه به هزينه سنگين غير قابل تصور) شما نطقهاي آقاي طالقاني را ببينيد . اينها طالقاني را به آيات متشابه قرآن تشبيه ميكردند . كه نبايد به او اعتماد كنيد . او را التقاطي ميدانستند. بعد از قلع و قمع همه گروه ها ،مهر التقاط را به پيشاني گروههاي خط امام زدند . من به شما التماس ميكنم روزنامه هاي رسالت سال 65 و 66 را ببينيد ،هتاكي هاي آنها را ببينيد . چه نسبت هاي التقاط ،غرب زده ، رسوبات ماركسيم و .. به ياران امام ميدادند. همين طور تا به امروز به اين جدا سازي ها ادامه مي دهند .اگر بخواهيم مخالفين امام را در دو بخش بزرگ تقسيم كنيم كه مانع معماري و طراحي كامل جمهوري اسلامي شدند :تفكر ليبرال ها و ملي گراهاي غرب زده و متحجرين قشريون هستند.
شاخصه هاي اين تفكر قشري :الف) جداسازي ، خود را حق مطلق دانستن و بقيه را منافق ، ب ) عدم فهم تفكر اجتماعي اسلام ارائه شده توسط امام
قبل از امام تفكر دين ما تفكر حاكم بر مسلمين و حوزه هاي اسلامي ،بيشتر جنبه فردي داشت . شما كتب تفسير فقه ،كلام و اخلاق را ببينيد آنقدر كه به مسائل فردي پرداخته شده ،آنقدر كه بخش طهارت فقه رشد يافته است ،بخشي تولي و تبري و امر به معروف و ... باز نشده است .
البته يك دليل بزرگ آن اين است كه حكومت به دست مسلمين نبود ،مسائل به علما ارجاع داده نميشد.
مسئله آقاي خلخالي را كه شما اشاره ميكنيد از همين مسائل است . اگر اين گروه اجازه ميدادند، آقاي خلخالي ريشه مواد مخدر را كنده بود .
اگر آقاي خلخالي ميخواستند دادگاه صحرايي تشكيل ندهند ،كه ريشه كن نميشد . در دادگاه صحرايي هم احتمال خطا هست . اما شما نسبت كشته شده هاي خطايي آن روز را به مصيبت هايي كه اعتياد و قاچاق تا به امروز به سر ما آورده هزينه ـ فايده كنيد . (كشته ها ،هزينه هاي مالي ،سرمايه هاي انساني ،وقت و نيرو و ...) اين بود كه حركت امام را با نگرش اجتماعي خود ــ كه لوازم اين نگرش، مباحث طولاني مي طلبد- نتوانستند درك كنند.
امام حركت آقاي خلخالي را تأييد ميكردند و اينها ايراد ميگرفتند. دشمن خيلي آگاهانه كساني را كه به دليل درگيري با مسائل اجتماعي زمان خود به اين تفكر بيشتر نزديك بودند، همچون مطهري و مفتح و بهشتي و ... را از انقلاب گرفت.
همين طور در مورد زمين هايي كه ميگوييد بيهوده گرفتند به صيحفه نور نگاه كنيد سخنان امام در اين رابطه را بخوانيد دلايل امام را كه اينها را ضرورت و مصلحت جامعه انقلابي آن روز و قدمي در نفي اقتصاد سرمايه داري مي ديدند ، بخوانيد . سخنان مخالفين را هم نگاه كنيد . اين گروه سر راه همه آرمانهاي انقلاب و امام سنگ مي انداخت .آرمان هايي كه مردم خودمان و مردم دنيا با بي صبري منتظر تحقق آنها بودند.
چرا بند ج مصوبه شوراي انقلاب كه ميخواست كشاورزان را بعد از سالها از زير استثمار خانها نجات دهد تحقق نيافت ؟
اگر رخ ميداد كشاورزي امروز ما چگونه بود؟ چرا شورا ها را كه مساجد و محلات را زنده كرده بود ، محبت ،عشق ،شور ،ايثار و فداكاري در هر محله اي از اين شوراها نشأت ميگرفت ،نخبه هاي هر محلي شناسايي ميشد ،كانون نخبه پروري بود و امام در تقويت آن سخن ميگفتند ،اينها ميگفتند رسوبات ماركسيستي است ؟
چرا كتاب اقتصاد آقاي مطهري را دستور دادند خمير كنند ؟چون ايشان با نگاه اجتماعي قويتر خود ميگفت اقتصاد سرمايه داري به عنوان يك كل ،يك مسئله مستحدثه است .
مردم دنيا چشم دوختند كه ما زكات شركت هاي چند مليتي را چگونه حل ميكنيم . آقايان از ابتدا، وقتي دولت ، لايحه ماليات را به مجلس مي برد ميگويند ماليات دادني است ،گرفتني نيست ! ما خمس و زكات و انفال داريم ،ماليات ديگر جايگاهي ندارد . خوب وقتي سراغ زكات آمديم گفتند زكات روي چند رقم مشخص ثروت مثل كشمش و گاو و ... بيشتر نيست پس با اينهمه ثروت هاي كلان چه كنيم ؟همه فرصت هاي طلايي انقلاب را سوزاندند . فرصتي كه هم مردم انقلابي منتظر اقداماتي بودند و هم ضد انقلاب پذيرفته بود كه انقلاب يعني تغييرات زيربنايي و جرئتي براي مخالفت نداشت !
دنيا منتظر بود ما عدالت را چگونه سامان مي بخشيم ؟عشق و رأفت و اقتدار را چگونه بهم مي آميزيم . اين ها با طرفداري از سرمايه داران و زمين خواران و بداخلاقيهاي مذهبي كم كم با ريختن در سخنراني هاي غير سليقه خودشان و با يا زهرا و يا حسين جوانان را با زنجير زدند ،چه براي انقلاب گذاشتند ؟ يك مقايسه بين دو خطر ليبرالها و متحجرين بكنيد . ببينيد آنقدر كه ما به ليبرالها حمله كرديم و از آنها ترسيديم ، به اينها يك حمله كرديم ؟كساني كه در زمان حيات امام آماج بيشترين حمله ها بودند . امام براي حمايت از دولت به جامعه مدرسين مي تازد . براي دفاع از دانشجويان دفتر تحكيم وحدت كه ليست كانديدا داده اند،و روحانيت مبارز ميگويد دانشجو را چه به اينكه كانديد به مردم معرفي كند ؟شديدا به جامعه روحانيت مي تازد كه يك روزي ناراحت بوديم روحاني دخالت در امور ندارد امروز بايد بترسيم كه روحاني مجال دخالت به ديگران ندهد . اين گروهي كه آنقدر كه به ظاهر دين اهميت ميدهند . به باطن بي اعتنا هستند . محبت را كه راس و اصل دين است در دل خانواده ها هم از بين برده اند. غيبت و تهمت و هتك آبرو را كه از زنا و فحشا بدتر است ممكن است انجام دهند ولي تاب تحمل چند تار موي يك خانم ، يا موي سيخ شده يك آقا را ندارند.
فقهي را در جامعه رواج مي دهند كه از عرفان اسلام جداست . دم از حقوقي مي زنند كه از اخلاق جداست . دائما صحبت از تكليف مي كنند بدون اينكه حق و تكليف را حمع كنند . كساني كه تفسير سوره حمد امام را تعطيل كردند .
كساني كه به امام امت اعتراض كردند كه چرا در نامه به گورباچف سفارش مطالعه كتب اسفار و محيي الدين نموده اي چرا به قرآن و نهج البلاغه ارجاع نداده اي ؟
كساني كه وقتي امام بعد از انقلاب دستور گسترش عرفان و فلسفه را در حوزه مي دهد اجازه نمي دهند . كساني كه امام فرمود پدر پيرتان از دست اين متحجرين خون دل خورده است
چرا بعد ازامام آنقدر كه سخن از بدي ابراهيم يزدي و سحابي و ... شد يك برخورد با اين گروه ها نيست ؟
اساسا شما چهره هاي آنها را ميشناسيد ؟ ميتوانيد چند نفر از آنها را معرفي كنيد؟ ميتوانيد چند خط مشي آنها را كه انقلاب را به اين روز كشاند بگوييد؟ همه چيز را انحصاري كردند . نماز جمعه كه محل مودت و محبت و رشد عقلي و پيوند با نظام بود جاي فحش به گروه مخالف شده است .خوب گروه مخالف را در تلويزيون بياوريد با هم مناظره كنند. چرا يك طرفه پشت تريبون نماز جمعه ؟من عاشق نماز جمعه هستم ولي بيشتر اوقات كه آمده ام افسردگي گرفته ام .
بسيج ،شهيد ،مرجعيت ،سپاه ، مردم در انحصار اينها هستند هر كس مخالف اينهاست مردم نيست ، خانواده شهيد نيست.
اگر كسي هرچقدر هم كه عالم باشد ولي با سليقه سياسي اينها مخالف باشد ، اصلا مرجع نيست . آية الله صانعي كه از ياران امام بودند ، دادستان انقلاب بودند. سايتش بيشترين مراجعه را دارد چون كمي مقتضيات زمان و مكان را در اجتهادش لحاظ ميكند ،اصلا مرجع نيست .
آيةالله موسوي اردبيلي كه رئيس قوه قضائيه منسوب به دست امام بود اصلا آيةالله و مرجع نيست .عمق فاجعه اي كه متحجرين آفريدند را اگر همه ليبرالها و امريكا واسرائيل جمع ميشدند نميتوانستند بيافرينند.
تئوري سياسي امام آنقدر مترقي بود كه همه كشورهاي مسلمان را اميدوار نمود .نه تنها مسلمانان بلكه مسيحيان . اگر يادتان باشد در ادبيات سياسي، مسحيان بنيادگرا پيدا شد كه اينها مدعي بودند بايد حكومت بر اساس مباني ديني باشد . اين يعني خط بطلان بر روي چند قرن تلاشي كه بعد از رنسانس براي جدايي دين از سياست شد . اما امروز چي ؟آنقدر جنبه هاي عقلاني و مردمي آن را كم رنگ كرده اند آنقدر سيستم هاي نظارتي ، ضعيف و ناكارآمدشده اند، آنقدر باب انتقاد بسته است كه روز به روز به جاي بلوغ ،خطاها و انحرافات نظام بيشتر ميشود. امروز مسلمانان را و انقلابيون را به اينجا رسانده اند كه دين نميتواند حكومت كند ،فقه نميتواند جامعه اداره كندو ....
اين گروه در عرصه اقتصاد از اسلام سرمايه داري و در عرصه فرهنگ از اسلام قشري و در عرصه اجتماعي اسلامي خشن و غير قابل انعطاف ،تندروي هاي در امر گزينش ، مخالفت هاي زننده با بدحجابي ، التقاطي دانستن هر كسي كه حرفي نو داشت ،همچون سيد جمال ، شريعتي ،طالقاني ، بهشتي ، مطهري و ... تصوير ارائه كردند.
(اينها بعد از شهادت مطهري ديگر جرئت حرف بر مطهري نداشتند و الا براي بحث حجاب او را التقاطي ميدانستند. آية الله يزدي حمايت از بهشتي را دفع افسد به فاسد ميگفت)
در جريان انقلاب دفتر تحكيم وحدت كه آن زمان بهترين بچه ها بودند نزد اينها منافق و التقاطي به حساب مي آمدند.
امام در مقاطع گوناگون نسبت به آنها روشنگري ميكردند . در منشور انقلاب به صراحت تمام با اين تفكر برخورد كردند.
در عرصه فرهنگ كه امام علي مي فرمايند "رأي ها را برخي بر برخي ديگر عرضه كنيد تا صحيح آن معلوم شود" اما امروزه فرهنگ هرگونه بحثي را بين انقلابيون از بين بردند و بهترين راه حل را در اين ديدند كه بحث سياسي نكنند! (در حالي كه به گفته مدرس سياست ما عين ديانت ما است )
نامه شما را به دقت خواندم اموري را كه فرموديد در خلوت با خودم باشم هر لحظه در اين خلوتم . و از شما هم در اين خلوت كمك ميخواهم . فكر نكن اگر آمريكا و بي بي سي بر اين موج سوار شوند ما خوشحال ميشويم. (اگر سوار اين موج نشوند تعجب است ) فقط خدا مي داند كه چه ميكشم فكر نكن اگر ضد انقلاب و گوگوش و ... بر اين موج سوار ميشوند ما خوشحاليم. اما به شما ميگويم شما راه چاره اي بجوئيد من با شما همراه ميشوم.اين خيلي سطحي نگري است كه اگر مي انديشيم يك قضيه اعلام تقلب و اين حرفهاست . آنها به جاي خود قابل بحث است . اما اين تنها يك جرقه اي براي اين انفجارات بود . كه اگر نه امروز با اين بهانه به هر شكلي بنياد جمهوري اسلامي را بر مي انداخت.هيچ فكر كردي چرا من يك زن 50ساله براي سخن شما در آن روز كه "جامعه مدرسين سازمان مجاهدين انقلاب را مرتد اعلام كرده است" ،گريه ميكنم؟ چون عمق جريان را تا امروز و تا روزهاي بعد ديدم.
شما ببينيد مشكلات استاد و دانشجو در فضاهاي دانشگاهي ما چيست ؟ ببينيد مشكلات نويسندگان و ناشران و هنرمندان ما چيست ؟ ببينيد مشكلات نسل جديد انقلاب چيست ؟ميزان مهاجرت نخبگان را ببينيد . يك آمار از تعداد جواناني كه از دين اسلام به مسحيت به عنوان دين رحمت گرويدند ،به دست آوريد ! به خدا قسم اگر يك روز درد انقلاب اسلامي داشتيم امروز درد دين را داريم . حركت هاي ما جز به دين گريزي و اثبات حرفهاي ليبرالها و مخالفين انقلاب ختم نشده است . آيا اين درست است كه ما بگوييم به خواص كار نداريم به عوام جامعه و روستاييان مي پردازيم ؟ آيا خواص جامعه جنبش مشروطيت را به حكومت پهلوي نرساند ؟ آيا اين نظام به نظر شما سيستمش درست است كه آقاي هاشمي را كه در 19 سالگي نامه كاپيتولاسيون امام را همراه بهشتي و مطهري مي برد به شاه ميدهد آنقدر در خطايش جلو ببريم و راه انتقاد را ببنديم و مخالفينش را زندان كنيم بعد از او يك ضد نظام بزرگ بسازيم و آبروي خود را در دنيا بريزيم؟ سرچشمه شايد گرفتن به بيل ،چو پر شد نشايد گرفتن به پيل
حال نوبت احمدي نژاد است كه از يك هزارم هوش سياسي آقاي هاشمي هم بهره مند نيست .همه مملكت را ازهم بپاشد و بعد بياييم بگويم مرگ بر....
اين كه حركت اعتراض براي چيست وچقدر ضرورت دارد؟، فرصتي براي اصلاح است يا ميتوان اين فرصت را جاي ديگري جست؟ ،يك بحث است . اينكه چرا كساني ـ هر كه ميخواهند باشندـ بر اين موج سوار شده اند بحث ديگري است . اگر بزرگان زود سر عقل بيايند و قضايا را مديريت كنند اين موج سواري به قول آقاي جوادي آملي به پشيزي نمي ارزد. آنها به هر بهانه اي سوار موج ميشوند ما تا كي با خطرات جدي انقلاب خود به اين بهانه مبارزه نكنيم ؟ ثانيا به غير از گوگوش و ... ببينيد چه بزرگاني پشت اين جريان هستند؟
شما به من دستور خلوت داديد من به شما دستور حضور ميدهم . حضوري پنهاني و مخفيانه و بي نام و نشان ، يك پيگيري ميان مردم و جوانان ، دانشگاه ها و دانشجويان ، اساتيد دانشگاه ،روزنامه نگاران، هنرمندان ،نويسندگان ،مراجع عظام قم ،فعالان سياسي ،صاحبان انديشه ...
يك تحقيق ، خيلي سخت نيست بگذار عمق فاجعه را بفهمي ،و مثل من دو روز و يك شب تمام با خوردن دو قرص خواب نتواني بخوابي .بچه هاي جواني كه در دامن ما بزرگ شدند ،آموزش و پرورش دست ما ،دانشگاه دست ما ،ارشاد،سازمان تبليغات ،صدا و سيما ،مجلات .... من و شما خطا كرديم كه آنها ظاهرشان غير اسلامي است . گرچه بسياري از آنها باطنشان از من بهتر است .آيا بايد به سوال سياسي آنها ،اعتراض سياسي آنها ،پاسخ امنيتي داد ؟ اين پاسخ جواب ميدهد؟گيرم موضوع جمع شد ،آيا براي هميشه جمع ميشود ؟مجموعه آگاهي ها بالا رفته ،در هر سال تعداد زيادي فارغ التحصيل علوم سياسي و اجتماعي و روانشناسي و جامعه شناسي داريم . اينها عمق اين حركت ها را ميفهمند و من و شما براي حفظ نظام نميتوانيم جلوي فهم مردم را بگيريم .
به ما دستور داده اند با ظلم مبارزه كنيد . امام علي مي فرمايند اگر خلخال از پاي زن يهودي كشيدند از درد بميريد كم نيست . ،فكر كردي من عقلم ضايع شده ؟ من در بين افراد و گروه هايي هستم كه عمق فاجعه را بيشتر درك ميكنم نميتوانم ساكت بنشيم . برخود لازم ميبينم مبارزه كنم . هيچ مدل ديگري را هم موثر نميبينيم . چنانكه در اين 20 سال هم هيچ كاري نتوانستيم بكينم . ميدانم شايد خيلي هم موثر نباشد چون بالاخره زود يا دير موضوع را جمع ميكنند سران آن را هم اعدام ميكنند احزاب راهم ميبندند و خوشحال و يك صدا به راه خود ادامه ميدهند. ولي ما به وظيفه خود عمل ميكنيم ،نتيجه با خداست !
اين مدل را هم به همان دلايلي كه شما ذكر كرديد نمي پسندم چون ضد انقلاب خارج و داخل خوشحال ميشود . ولي شما به من بگوييد چه كنم .
لطفا پاراگراف آخر نامه خود را بخوانيد اينكه" اگر ولايت اشتباه هم بكند ،به فرمايش امام زمان (عج)پيروانش را هيچ مواخذاي نيست و اگر معتقديم انقلاب ما را امام زمان متولي است ،خود امام زمان ميفرمايد ما ولي فقيه را نظارت ميكنيم و در مواقعي كه احساس كنيم با اشتباه ولي فقيه ثلمه اي به اسلام وارد مي آيد خودمان حمايت ميكنيم" ، اين به اين معنا است كه ما همه بدون هيچ مسئوليت بررسي مسائل و اعتراض پشت سر ايشان حركت كنيم ، آيا اين با تفكر اشعريها چه تفاوتي دارد . تفكر اشعري ها چه ضربه اي به تفكر سياسي اسلام زد . شما را به كتاب امامت آقاي مطهري ارجاع مي دهم .
آيا تثبيت اين تفكر خطاهاي كوچك رهبر را به اين خطاهاي بزرگ تبديل نكرد. اين تفكر سر راه تمامي آرمان هاي امام و انقلاب مرتب سنگ انداخت و امروز هم با قدرت گرفتن بيشتر انقلاب را به اينجا رسانده و اگر اشتباه رهبري ميتوانست به طور طبيعي در طول اين 20 سال چند مورد كوچك باشد (چنانكه خود حضرت امام هم دوبار فرمود من اشتباه كردم )اما امروز تعدادش بيشتر شده است و فاصله اي بين اكثريت نسل جديد با انقلاب انداخته است ايشان خودشان از روحانيون روشنفكر بودند كه به دليل حمايت از شريعتي مورد بازخواست اين گروه بودند يا پيپ ميكشيدند وسه تار ميزدند
اين گروه متحجر با عملكردشان كاري كرده اند كه رهبري كه شخصيتش فرهنگي و فرهنگ دوست و اهل شعر و قلم است آنچنان ذهنيت امنيتي پيدا كند كه درهر سخنراني اش چندين بار كلمه دشمن را به كار برد. خوب معلوم است با اين فرافكني خرابكاري ها ي خودشان در زير عمامه و ريش و تسبيح پنهان مي ماند. اما فكل و كراوات را كه نميشود پنهان كرد!
آيا خطاهايي از ايشان همچون پذيرش مرجعيت،كه با اعتراض كتبي بسياري از علما همچون آقاي مهدوي كني ،آقاي خزعلي ، آقاي منتظري و بعد از اهميت ندادن اعتراض شفاهي آقاي منتظري روبه رو شد و خطاي بزرگتر كه به جاي پاسخي منطقي به اين اعتراض هاي ـاگر پاسخي وجود داشت ـ ،راهپيمايي هاي طولاني، ريختن درب بيت آقاي منتظري (ميتوانيد به سايتشان برويد و مناظر را ببينيد.) و بعد مفلوك و حسود خواندن آقاي منتظري بود؟
آيا بستن راه انتقاد و اعتراض موجب اين خطاها از جانب ايشان نشد؟ آيا امام علي به مالك اشتر مينويسد «با اهل ورع باش و آنان راچنان پرورش بده كه ترا بسيار نستايند ، زيادي ستايش آفاتي دارد . درشتي و ناهمواري سخن از آنان را تحمل كن »
آيا به تبع اين تفكر يك بار در طول اين سالها صدا و سيما و مطبوعات يك انتقاد از ايشان نموده است ؟ ممكن است بگوييد موجب تضعيف و تهديد امنيت مي شود . آيا امير المومنين به اين نكته توجه نداشتند . آيا با وجود گروههاي مخالف مثل خوارج و اصحاب جمل و ... دو امپراطوري بزرگ مثل ايران و روم و ... نميتوانستند بگويند نقد موجب تضعيف است ؟امير المومنين مي فرمايند : « از گفتن حق يا مشورت به عدل خودداري نكنيد . زيرا من برتر نيستم از اينكه خطا كنم و از آن در كار خويش ايمن نمي باشم . مگر آنكه خدا از نفس من كفايت كند. خطبه 207»
امام خميني مي فرمايند : «اگر من پايم را كج گذاشتم ملت موظف است به من بگويد پايت را كج گذاشته اي خودت را حفظ كن . صحيفه نور صفحه 33، 43»
و مي فرمايند: «هر فردي از افراد ملت حق دارد مستقيما در برابر سايرين ، زمام دار مسلمين را استيضاح كند و به او انتقاد كند و او بايدجواب قانع كننده اي بدهد صحيفه نور ج 7 صفحه 91»
آيا سخنان موهن آقاي احمد خاتمي ،موجب وهن و مسخره ولايت فقيه در ميان دوستان انقلاب و دشمنان نشد؟ بعد از سخنان ايشان ،يكي از انقلابيون شيعه عراق ،با استناد به اين سخنان اثبات كرد كه حكومت شيعه فقط به دست معصوم است . من پاي اين سخنراني كلي گريه كردم كه ما با انقلابي كه قرار بود جهاني شود چه كرديم؟ آيا اين تفكر، امروز آقاي مصباح را وادار نكرده كه بگويد مخالفت با احمدي نژاد مخالفت با امام زمان است ؟ (براي مطالعه نظرات آقاي مصباح و فتواي جديد ايشان كه اطاعت از احمدي نژاد اطاعت از خداست كه در جمع هنرمندان بسيجي در موسسه آموزشي امام خميني در قم ايراد كرده است به سايت هاي خبري مراجعه كنيد ) و اگربا همه اين اوصاف اين تفكر درست است پس شما از اعتراض ما ناراحت نباشيد امام زمان خود نظام را حفظ ميكند .
پاسخ بقيه نكات نامه
شبهه حمايت هاشمي از موسوي
اگر امروز موسوي آمده ميگويد من آمده ام ساختار قدرت را اصلاح كنم يعني همه قدرت ازقاعده هرم به سمت رأس رفته و فاصله بين مردم و حكومت افتاده ،كاش فقط اينگونه بود ، امروز به جايي رسيده كه عهده دار همه مملكت شوراي نگهبان است ، آقاي مرعشي كه شما او را براي اداره مملكت مسخره ميكرديد ، در مقايسه با پيرمردان اين شورا ،نماد روشنفكري است .منظور موسوي پر رنگ كردن جايگاه مردم و رهبري است و تعامل عقلي و احساسي هم سنگ مردم و رهبر ! اگر او ميگويد " فضا را به محبت اول انقلاب برميگردانم " اول انقلاب فضاي مشاركت جدي مردم در شوراها ، مساجد محل ،تعاوني ها و .... حاكم بود .
اينكه آقاي موسوي مهره هاشمي باشد اين نگاه شما ست . تحقيق كنيد با سفارش چه كساني و چگونه آقاي موسوي راضي شدند كه بيايند . ثانيا ما مثل شما اعتقاد نداريم كه هاشمي و بچه هاي او دزد هستند . مشكل ما با هاشمي بر سر سيستم اقتصادي سرمايه داري بود كه او بر جا گذاشت . برنامه ريز اقتصادي آقاي موسوي آقاي فرشاد مومني گرايش ضد ليبرال سرمايه داري دارد و بزرگترين اختلاف را با كارگزاران داشت . آقاي عرب مازار همين طور .
اساساً ستاد مير حسين كاملا جدا از كارگزاران و مشاركت و ... بود. حتي در آن مرحله حساس نتوانستند با هم كنار بيايند.
اينكه ميگويند همه حمايت هاي مالي را هاشمي و فرزندانش دادند . مجموع مخارج ستاد يك ميليارد و دويست و
خرده اي بوده است . كل كارگزارن و فرزندان هاشمي 200 ميليون به ستاد كمك كرده است .
وجه اشتراك امروز مير حسين و هاشمي دفاع از جمهوريت نظام است . اينكه به حمايت ايشان افتخار كرده من با شما هم نظر هستم . ولي مگر به نظر شما مير حسين مي تواند در يك مجموعه اي كه همه اركانش به دست آن جناح است بدون اين حمايت ، حركتي بكند؟ مگر عاقلانه است حمايت هيچ كس را نپذيرد؟ مهم اصول گرايي و قاطعيت و پايبندي موسوي به موازين انقلاب است .
صداقت و قاطعيت و اصولگرايي او را مي شناسيم .خوب معلوم است موسوي در مقابل شوراي نگهباني كه مملكت را قبضه كرده است اگر هاشمي و خاتمي از او حمايت نكنند ،نميتواند قد علم كند و ديوانگي است كه حمايتها را نپذيرد.
مهاجرت به آمريكا
اين كه چرا اينها به آمريكا ميروند را ميتوان به گونه اي ديگر هم ديد. چرا ما بچه هاي انقلاب را به دامن دشمن
مي فرستيم ؟! هرچقدر شرايط را سخت تر كنيم گرايش به غرب گرايي بيشتر ميشود. و حرفهاي آنها بيشتر به اثبات ميرسد و تمايل قشر جوان و تحصيلكرده به ليبرالها بيشتر ميشود . شعارهاي دروغين غرب همچون دموكراسي ،آزادي ،حقوق بشر و ...رنگ ميگيرد گرچه همان سطح از دموكراسي آنها امثال نيكسون و كيلنتون را به خاطر يك دروغ پاي ميز محاكمه ميكشاند!
ثانيا بچه هايي مثل جلايي پور شاگرد اول كنكور سراسري زندان بيفتند .فيلم اعتراف او را براي شما ميفرستم .
ثالثا من و شما با عشق امام و انقلاب موجي شديم چه دليلي وجود دارد بقيه اين گونه باشند در اين دو سه سال فعاليت موسسه من نزديك 30 طرح به وزارت ارشاد و بخش بانوان وزارت كشور و شهرداري داده ام نه فقط در حد يك ايده بلكه هر كدام را با چند متخصص عملياتي كرده به استخراج بودجه رسانده ايم آن هم به پيشنهاد خودشان اما جز سرگرداني در ادارات هيچ نداشته دريغ از يك ريال مخارج ما راپرداختن. خدا شاهد است اگر بعضي از آنها را براي يك كشور ديگر كه قدر علم و فكر را ميدانند ،ميدادم بهترين تشويق ها را داشتم يك سال و نيم دانشگاه پيام نور هفته اي يك بار ما را كشانند چقدر طرح را پسنديدند 16 ساعت از شوراي انقلاب فرهنگي ساعت اضافه گرفتند براي دوره ليسانس تا ما طرح "رضايت مندي ،محصول زندگي دين محور "را در دوره چهار سال ليسانس دانشجو با كمك IT دانشكده غير حضوري اجرا كنيم .آقاي دكتر زنديه ، ميگفتند ما دو سال است با تمام متخصصين روي طرح تجميع كار ميكنيم و نتوانستيم طرحي با اين غنا طراحي كنيم .تا پاي قرارداد رفتيم ،قرارداد نوشتيم ،ايراد گرفتند ، برگرداندند. اصلاح شد اما هرچه دنبال امضاي آن رفتيم فقط امروز برو فردا بيا . بعد هم بخش هايي از آن را به نام خود چاپ كردند.
اينكه مي فرماييد چرا در شبكه BBC و VOA صحبت ميكنند . صد در صد با شما موافقم اما آنها اخبار نسبتا صحيح مي دهند گرچه آن را به گونه اي مي چينند كه خود استفاده كنند و نقشه خودشان پيش رود و رسانه ملي ببينيد چقدر دروغ ميگويد . چقدر وقتي شما از جرياني دقيقا خبر داريد به رسانه ملي ما نگاه ميكنيد ميبينيد اينها جز در جهت تحميق مردم گام بر نميدارند، همه وجودتان تحقير ميشود.وقتي هيچ راهي براي رساندن صداي خود ندارند ، و هيچ رسانه داخلي اجازه ي پخش سخن مخالفين را نميدهد ، اين شبكه ها چه جايگاهي پيدا ميكند؟ آيا زيركي كه از خصوصيت مومن است بايد در ميان دشمنان انقلاب باشد و در ميان ما نباشد
زکات آموخته هایم.....