عاشق عاشقي باش و دوست داشتن را دوست بدار
جمعه 20 محرم
وحالا
سه شنبه 20 محرم
سیاه پوش بودم و با قلبی سیاه میرفتم مجلس نور تا بل نوری به قلبم برسه و معجزه ای رخ بده تا سیاهیاش زدوده بشه
نمی دونستم تو این مسیر رفتنم سرنوشتم گره خورده ،یه سرنوشت دوتائی شدنی بس زیبا
نمی دونستم مرکب فرسوده ی نخودی رنگی مکانی برای شروع طپش جدید قلبم و قلبی میشه
نمی دونستم سر"قبا" میشه اولین دیدار یک عمر آشنائی
نمی دونستم جناب جویباری میشه باعث شروع بحثی که پایبندش یک عمر بحث کردن با هم باشه
نمیدونستم قلب سیاه کوچکم که نقشه منقلب گشتنشو توی مجلس امام حسین داشتم می خواست یه جور دیگه منقلب بشه
به پاس یک سال آشنائی
به پاس بخشش کریمانه ی خداوندی
به پاس زنده شدن دلی
نگاشتم و می نگارم
همدلم
همراهم
همسفرم
همنشینم
همرازم
همسرم
بر ما باد یک عمر زندگی علی پسندانه و فاطمه پسندانه
بر ما باد سالیان بودن در کنار هم عاشقانه
بر ما باد مهرورزیدن و مهرآموختن آزادانه
بر ما باد درکنار هم زیستن عارفانه
زکات آموخته هایم.....