تا مدتي بر انتظار لحظه ديدار

و تو گفتي نيمه اول خوابت تعبير شد

اگر نيمه دومش تعبير نشود لحظه ديدار يكشنبه

و من به يكشنبه شمارت تبديل شدم

همه چيز را يكشنبه اي مي ديدم همه را يكشنبه خطاب مي كردم

 و امروز همان يكشنبه موعود است

اما امان از اين خوابهاي آنتيكي كه قسمت دومش نيز تعبير گشت

آخر آنتيك!

تو را چه به خواب ديدن و تعبير شدنش !

تمام يكشنبه ام خراب شد

آنتيكي كه تمامي ايام هفته را يكشنبه ای  مي ديد

حالا بايد سه شنبه  اي ببیند

 

امان از لحظه شنيدن اين خبر :

پنج شنبه شب

صداي موبايل:نرو ،نرو ، تو هم مثل من نمي توني دووم بياري .تو هم مثل من تو غصه كم مياري نرو......

الو بله جانم

 ببين دخترم........

...........

 

امروز يكشنبه اما از واژه يكشنبه بدم آمده خطابش مي كنم سه شنبه شايد تحملش بتوان كرد

 


از راه دور بر سرمعاني واژه ها بحث مي كنيم و مدام عشق سنجمان به راه است و هيچگاه خراب نميشود هر كدام بر بالاتر بودن درجه مان افتخار مي كنيم و قبول نمي كنيم ديگري بالاتر باشد

 

آنتيك :درسته تو آموزگارم بودي و هجا كردنش را به من آموختي اما من پيشي گرفتم وبا تندباد هم مسير گشتم .تو بايد بدوي تا به به من برسي استاد .

 

استاد :رهرو آن نيست كه گه تند و گهي خسته رود رهرو آنست كه آهسته و پيوسته رود

 

واژه ها را تك به تك از ديدگاه خود معني مي كنيم اما تعاريفمان مشابه نيست !

چرا؟!

عشق يعني چه ؟

دوست داشتن چيست ؟

كدام از كدام بالاتر ؟

عاشق كيست؟

روشش چيست؟

هنوز نتوانستم سخن شريعتي را هضم كنم "عشق از زندگي كردن بهتر و دوست داشتن از عشق برتر!!"

 

اگر هضميدي براي من هم بجَو...