عتیقه# پیاز و ما

پیاز چیز دیگری است
دل و روده ندارد
تا مغز ،مغز پیاز است
تا حد پیاز بودن
پیاز بودن از ریشه
پیاز بودن تا ریشه
پیاز می تواند بی دلهره ای
به درونش نگاه کند
در ما
بیگانگی و وحشی گری است
که پوست به زحمت آن را پوشانده
جهنم بافت های داخلی در ماست
آناتومی پرشور
اما در پیاز
به جای روده های پیچ در پیچ
فقط پیاز است
پیاز چندین برابر عریان تر است
تا عمق، شبیه به خودش
پیاز وجودی است بی تناقض
پیاز، پدیده ی موفقی است
لایه ای درون لایه ی دیگر

به همین سادگی
بزرگتر ،کوچکتر را در بر گرفته
و در لایه ی بعدی یکی دیگر
یعنی سومی ،چهارمی
فوگ متمایل به مرکز
پژواکی که به کَُر تبدیل می شود
پیاز، این شد یه چیزی
نجیب ترین شکم د نیا
از خودش هاله ای مقدس می تند
برای شکوهش
در ما
چربی و عصب ها و رگها
مخاط و رمزیات
حماقت کامل شدن را
از ما دریغ کرده اند
فوگ : قطعه ای موسیقی بر مبنای چند صدائی
....................................................
زکات آموخته هایم.....