آموزه های مادر :ادامه اهمیت تایید دیگران

 

جمع بندی نظرات دوستان باصفا و با مرام :

 

تایید دیگران باعث:

 

  • خوشحالی
  • اعتماد به نفس
  •  امنیت
  • پیشرفت
  • ادامه بقا در جامعه  
  • استفاده از تجربیات

 منتظر تایید دیگران نباید بود

هر تاییدی الزامی نیست

بالا رفتن انتظار از دیگران زمانی است که ادمی فراموش میکنه برای کی داره نفس می کشه

نیاز به دوست داشتن و ستایش شدن بیش از نیاز به نان است  

 

و من نیز با عقاید دوستان تا حدودی موافقم و می گم اعتدال نقش اصلی در همه چیززندگی است

اعتدال اعتدال اعتدال که اینجا نیز نقش بسزایی دارد نه انچنان باشیم که هر چه خود خواهیم انجام دهیم و به هیچ نظری و دیدگاهی توجه نکنیم و نه انچنان وابسته تایید دیگران باشیم که به خود اهمیت ندیم و اعتماد به نفس خود را از دست دهیم منتظر تایید نباشیم ولی به نظرات  دیگران احترام بگذاریم و تا انجا که عاقلانه است جامه عمل بپوشانیم .

البته دوتا از دوستان هم که به کل منتفی کردن موضوع رو و به تایید دیگران اهمیتی نمیدن  



 

انفرادی بودن یا اجتماعی بودن ؟

آیا بین اجتماعی بودن با تایید از جانب دیگران ارتباطی هست؟

تا چه حد دوست داری تاییدت کنند؟

اصلا می خوای که تایید بشی یا نه؟

چقدر اهمیت میدی به تایید دیگران؟

چه تعبیری از تایید دیگران داری؟

 

 

 

بحثی که چند روز پیش شروع کردیم  تحت عنوان اهمیت تایید دیگران  را با نظریه دوستان ادامه می دم دوست دارم شما هم وارد بحث بشید

تا با هم به یه نکته مشترک صحیح برسیم

 

گاگ عزیز میگه:

من برای تایید دیگران کاری نمی کنم اما اگه کسی کارمو تایید کنه خوشحال میشم اما عدم تایید اثر خاصی رو من نداره!
ج آنتیک:خوشحال شدن نیازاست لذا تایید دیگران هم نیاز می شود اما وابسته شدن رو قبول ندارم 


 هفتادو هفتی مهربان بیان کرد:

 بزرگترین سرمایه ما دیگرانند.
به همین خاطر تایید آنها در ما اعتماد به نفس و امنیت ایجاد می کند.
و البته ماهم موظیم موید دیگران باشیم...
هرچند که اعتماد به نفس وسیع تر از آن است که فقط با تایید دیگران حاصل شود.

ج انتیک :موافقم

 

اندیشه تنها هم نظر دادن که:

بحث جالبه اما باید در موردش مفصل صحبت کرد زیرا این ها دلیلی برای پیشرفت و همچنین ادامه بقا به صورت مطلوب در جامعه انسانی خواهد بود
ج انتیک:منتظرم

 

دوباره محبت گاگ:


 به ترتیب جواب میدم
1) من آدمی هستم که انفرادی توی اجتماع عمل می کنم. یعنی بدون جدا کردن خودم از جمع کاری که خودم می خوام انجام میدم نا کاری که جمع بهم تحمیل می کنه.
2) به نظر من نه چون من هرکاری که خودم می خوام میکنم و همه دوستام اینو می دونن و به بعضی کارام اعتراض دارن اما همه منو آدم اجتماعی می دونن.
3)نمی گم دوست ندارم اما برام مهم نیست
4)بعضی وقتا آدم دلش می خواد دیده نشه
5)اوقد که از کاری که فکر میکنم درسته نخواد دورم کنه
6)از تایید مردم تعبیری ندارم مگه اینکه خیلی تابلو با تاییدشون منظور اصلیشونو بگن
.
اندیشه تنها هم مارو تنها نذاشت :

 

 جاي تعمل بسياري داره و بستگي به ديدگاه نظر شخص هم دارد. من يک جور به جامعه نگاه ميکنم ديگري هم جور ديگر
اين نگرش و طرز تفکر و برداشت من و انتظارتي هست که بنده نسبت به جامعه و توقعت خودم دارم.
بيشتر موضوع رو از ديد خودم باز ميکنم. من خيلي وقتها به عنوام مثال در محيط کاري احتياج به تاييد نظر ديگران دارم تا بتوانم در پروسه کاري خودم موفقت بيشتري کسب کنم. بنده در ان موقعيت نظر ديگران برايم مهم ميشود چون نيازمند تاييد هستم. و در همان حين و همان مقطع شخص ديگري نظر و تاييدش مد نظر کاري من نيست در واقع نظر و تاييد او هيچ اهميتي براي بنده نخواهد داشت.
در جايي ديگر و در موقيعتي ديگر به عنوان مثال کاري را با دوست يا دوستاني شروع کرده ام غالبا تاييد نظر ديگران برايم مهم خواهد بود.
البته اين را هم عرض کنم که احترام به نظر ديگران و اهميت تاييد دشان از جهتي استفاده از تجربيات ميباشد و ديگر اينکه يکي از عوامل پيشرفت بشري تاييد يکديگر به صورت منطقي خواهد بود.

 

سعید مهربان هم  از راه دور نظر خودش و گفت:

In the following I restate a part of the book Being Happy written by Andrew Mathews

When we genuinely appreciate our own worth, there is no need to tell the world how good we are. It's only the person who hasn't convinced himself of his own worth, who proceeds to inform the rest of humanity of his value.

مسیر سبز هم که ایشالله همیشه تو همین مسیر بمونه فرمود:

. قبول اما خودم رو می گم : هر موقع یادم رفتم که برا کی باید کار کنم برا کی باید نفس بکشم برا کی باید زندگی کنم اونوقت انتظارم از دیگران بالا رفته ! شاید بعضی وقتا حتی مسخره بشه این توقع از دیگران!!!!

رهای مهربان  هم اینگونه بیان کرد :

مادر ترزا میگه در این جهان نیاز به دوست داشتن و ستایش شدن بیش از نیاز به نان است.
من هم باورم همین است که انسان وقتی رفتارش مورد توجه دیگران قرار میگیرد توانایی و اعتماد بنفس مضاعفی پیدا میکند برای حرکتهای بعدی. اما همیشه هم اینگونه نیست که ما منتطر تایید دیگران باشیم چون لحظاتی وجود دارند که رفتار ما بر اساس اطلاعاتی است که دیگران مطلع نیستند و نتیجه اقدام ما در آن لحظه مورد تایید دیگران نخواهد بود.... ب((ا اندیشه تنها ))موافقم بحثی است مفصل که نیاز دارد بیشتر به آن پرداخت

 

به بهونه تولدت مهربان  کاش که بودم پیشت   ....

 

 

 

تودل یه مزرعه

               یه کلاغ روسیاه

                         هوایی شده بره پابوس امام رضا

                                                 اما هی فکر می کنه

                                                       اونجا جای کفتراست

آخه من کجا برم

          یک کلاغ که روسیاست

                  من که توی سیاهیها از همه رو سیاهترم

                                  میون اون کبوترا با چه رویی بپرم

 

 

           تو همین فکرا بودش

                         کلاغ عاشق ما

                                یه دلش می گفت برو یک دلش می گفت بمون

 

 

                                                     که یهو صدایی گفت

                                                    تو نترس و راهی شو

                                                     به سیاهی فکر نکن

                                                      تو یه زائری برو 

 

 

 

 

آموزه های مادر:اهمیت تایید دیگران

 

 

در ادامه بحث ارتباطات که دو مهارت را عنوان کردیم 1.احترام 2.انتقاد هنرمندانه .حال به مهارت سوم می رسیم

 من خودم روی این دو تمرین زیاد کردم خیلی هم سخت نبود و باید بگم برام جریانات جالبیو به ارمغان اورد نمی خوام از اصل مطلب دورتون کنم اگه فرصتی شد براتون می گم واما ....

 

اهمیت به تایید دیگران نسبت به خود

 

 

  • هر یک از ما به تایید دیگران نیازمندیم
  • تایید در ما احساس امنیت و سلامت روانی ایجاد می کند
  • چون انسانها محترمند و کرامت دارند نظر آنها مهم است باید نسبت به رفتار ما توجیه شوند
  • همه هستی ما در ارتباط با دیگران خلاصه نمی شود نباید به تایید آنها وابسته شویم
  • تایید دیگران تا جایی که به آرمان و ارزشهای ما هماهنگی دارد و با رضایت خداوند همسو است ارزشمند است.

 

 

این نظرات از آن استاد می باشد اگه هر موردش جای بحث داره عنوان کنید تا به مباحثه گذاشته شود

 

 

..........

من که توی سیاهیها از همه رو سیاهترم .میون اون کبوترا با چه رویی بپرم

هرکس را نه بدانگونه که هست احساسش می کنند ،بدانگونه که احساسش می کنند ،هست(دکترشریعتی)

  

این جمله فکر منو به خودش مشغول کرد برا همین به ذهنم رسید یه پروژه ای داشته باشم ببینم چگونه هستم فی الواقع چگونه احساسم می کنند

 

 

درخواست:منو تو یک کلمه توصیف کن!

جواب :توصیف شیما در یک کلمه توسط رفقا به ترتیب پاسخگویی

 

۱.     شیما------------------------------سیدعلی

۲.     بلندنظر---------------------------روح الله            

*۳.    حیران------------------------------سعید

۴.     متانت------------------------------هاترا

*۵.     ستاره--------------------------------انسی

۶.     صبور- خوددار--------------------------مینا

۷.     دل خجسته----------------------------مریم

۸.     خانم---------------------------------امیر

۹.     پرتلاش------------------------------نجمه

۱۰.    آنتیک-------------------------------ملیکا 

۱۱.      زبل خان----------------------------نرگس

۱۲.    گل واژه-----------------------------مهدی

۱۳.      دلسوز-----------------------------زهره

۱۴.       مسلط------------------------------محمد

۱۵.    یک قطعه از پازل-----------------------جواد

۱۶.     آرام --------------------------------رسول

۱۷.   cute------------------------------ parvezahmad

۱۸.   آنتیک--------------------------------عبدالرضا

۱۹.    مهربان وباتوجه--------------------------زهره

۲۰.   شیما -----------------------------------سعید

۲۱.     معرفت--------------------------------آزاده

*********************************************

۲۲.     چرچیل بی تفاوت------------------------سرور

۲۳.     عاقل آرامش بخش و کم احساس--------------مامان گل خودم

۲۴.بد--------------------------------------رضا 

۲۵.محشر-----------------------------------شیما

*۲۶.محتاط----------------------------------محسن

۲۷.بی معرفت بزرگ--------------------------فائقه

۲۸.بچه مثبت-------------------------------طیبه

۲۹.نمرة بیست------------------------------زیبا

*۳۰.اصحاب السفینه---------------------------محمد

۳۱.غیر قابل پیش بینی------------------------ویدا

۳۱.دوست داشتنی ناپایدار--------------------مریم

۳۲.انتیک--------------------------------نگین

۳۳.مهربان......----------------------------مصطفی

34.farhan------------------------------  sister

۳۵.بی معرفتترین دوست دنیا------------------زهرا

۳۶.خونگرم------------------------------یاور

۳۷.خانوم-------------------------------مریم

۳۹.نورانی------------------------------یوسف

۴۰.ontime-----------------------------مصطفی

Saeed ----------------.intellectual۴۱

 ۴۲.زبل ----------------------------------ماهان

 

همین جا از لطف رفقای مهربونم که هیچ کدومشونو حاضر نیستم براشون جایگزینی انتخاب کنم  سپاسگذارم و اعلام میدارم همتون خیلی گلید

 رفقایی که صفات خوبم را گفتن من لایق این صفات نیستم اما بر آن می شوم که بیشتر کسبشون کنمو رفقایی که صفات بدم را بیان کردن بر آن میشوم که بررسی کنم و رفعشان کنم 

 

گرچه این پروژه دقیق نیست چون موانعی مثل مشخص بودن گوینده و غیره وجود داشت تا دوستان عین واقعیت را بیان نکنند شاید اگه مشخص نبود بسیاری از صفات بدم  آشکار میشد ای کاش این رودربایستیها نبود .....

به قول یکی از رفقا آدمها مجموعه ای از صفاتند اونچه در یک کلمه گفته میشه صفات برتر آنهاست ولی جالبه که این صفات دردید افراد متفاوت فرق می کنه پس شما به تک تک ادمها می تونید صفات داشته باشید اونم از نوع برترش ؟!نمی دونم ولی گاهی از صفتهایی که بیان شده از دید من صفر  میباشد یعنی رسیدن به حرف دکتر (هرکس را نه بدانگونه که هست احساسش می کنند..)

 

سوالش راحت بود اما جواب دادنش بسی دشوار چون شما باید تو یه فرصت اندک تمام ذهنتون و معطوف کنید به شخصیت طرف و تمام خاطراتتون و با او مرور کنید بعد بهترین و بارزترین صفتشو بگید چرا می گم بهترین چون همه از هم رودروایسی داریم چون نمی خوایم با گفتن صفات بارز بد طرف مقابلمون خودمون و خراب کنیم واینه که ممکنه این پروژه کاملا نتیجه نده

 

این تجربه قشنگی بود برام به خیلی چیزای دیگه هم آدم پی می بره باور کن می تونی امتحان کنی!

 

پیوست ۱:چون مامان خودمی اشکال نداره از یک کلمه تجاوز کردنت

پیوست۲:متنهای کامل

parvezahmad:

and its really difficult to describe you in one word  it can be awesome as well as cute. thats what i can say but there is still more

زهره:

      nemitonam to ye kalame tosifet konam ama ehsas mikonam ke ensane mehrabon v batavajohi hast)

سعید

 (to too yek kalameh ja nemishi hazrat!ageh baz esrar koni ye tosif bishtar nadaram: shima !)

زیبا:

 to khodet nomrehe 20ti

farhan:

the one word to describe you will be "Sister"

پیوست ۳:از محبتهای ۲۲ الی آخر اضافه شده ها  بعد از نوشتار می باشد

پیوست 4:این رفقا از همه نوع رابطه ای هست از خانواده گرفته تا فامیل و آشنا و دوست قدیمی و جدید و حتی رفقایی که تا حالا ندیدمشون ولی من همه اینا رو لحاظ کردم با مقدار شناختهای افراد نسبت به خودم

پیوست ۵:*دارها قابل تامل می باشند از محبت کننده های این شماره ها تقاضای توضیح دارم

عتیقه:مغایرتهای زمان ما

Paradox of Our Times

مغایرتهای زمان ما 

 

  

Today we have bigger houses and smaller families; more conveniences, but less time;

ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر 

We have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgment;

مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم؛

We have more experts, but more problems; more medicine, but less wellness.

متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر

We spend too recklessly, laugh too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often, and pray too seldom

بدون ملاحظه ایام را میگذرانیم، خیلی کم میخندیم، خیلی تند رانندگی میکنیم، خیلی زود عصبانی میشویم، تا دیروقت بیدار میمانیم، خیلی خسته از خواب برمیخیزیم، خیلی کم مطالعه میکنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه میکنیم و خیلی بندرت دعا میکنیم.

We have multiplied our possessions, but reduced our values. We talk too much, love too little and lie too often.    

چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت میکنیم، به اندازه کافی دوست نمیداریم و خیلی زیاد دروغ میگوییم.

We‘ve learned how to make a living, but not a life; we’ve added years to life, not life to years.

زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان

We have taller buildings, but shorter tempers; wider freeways, but narrower viewpoints.                            

ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر

We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less.

بیشتر خرج میکنیم اما کمتر داریم، بیشتر میخریم اما کمتر لذت میبریم.

We've been all the way to the moon and back, but have trouble crossing the street to meet the new neighbor

ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم.

We've conquered outer space, but not inner space. We've split the atom, but not our prejudice;

فضا بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را

we write more, but learn less; plan more, but accomplish less.

بیشتر مینویسیم اما کمتر یاد میگیریم، بیشتر برنامه میریزیم اما کمتر به انجام میرسانیم

We've learned to rush, but not to wait; we have higher incomes, but lower morals.   

عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر

 

We build more computers to hold more information, to produce more copies, but have less communication. We are long on quantity, but short on quality.

کامپیوترهای بیشتری میسازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم.

These are the times of fast foods and slow digestion; tall men and short character; steep profits and shallow relationships.                         

اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، مردان بلند قامت اما شخصیت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی

More leisure and less fun ; more kinds of food, but less nutrition; two incomes, but more divorce; fancier houses, but broken homes.

فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر؛ منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده

 

That’s why I propose, that as of today, you do not keep anything for a special occasion, because every day that you live is a special occasion.       

بدین دلیل است که پیشنهاد میکنم از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید، زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است.

 

Search for knowledge, read more, sit on your front porch and admire the view without paying attention to your needs.

در جستجو دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشید.

Spend more time with your family and friends, eat your favorite foods, and visit the places you love.                    

زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید.

 

Life is a chain of moment of enjoyment, not only about survival.                                  

زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای ازلحظه های لذتبخش است

 

Use your crystal goblets. Do not save your best perfume, and use it every time you feel you want it.                                  

از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست دارید از آن استفاده کنید.

 

 

Remove from your vocabulary phrases like “one of these days” and “someday”. Let’s write that letter we thought of writing “one of these days”.

عباراتی مانند ”یکی از این روزها“ و ”روزی“ را از فرهنگ لغت خود خارج کنید. بیایید نامه ای را که قصد داشتیم ”یکی از این روزها“ بنویسیم همین امروز بنویسیم.

 

Let’s tell our families and friends how much we love them. Do not delay anything that adds laughter and joy to your life.

بیایید به خانواده و دوستانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم. هیچ چیزی را که میتواند به خنده و شادی شما بیفزاید به تاُخیر نیندازید.

 

Every day, every hour, and every minute is special. And you don’t know if it will be your last.                                       

هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمیدانید که شاید آن میتواند آخرین لحظه باشد.

 

If you’re too busy to take the time to send this message to someone you love, and you tell yourself you will send it “one of these days “. Just think…”One of these days “, you may not be here to send it!

اگر شما آنقدر گرفتارید که وقت ندارید این پیغام را برای کسانیکه دوست دارید بفرستید، و به خودتان میگویید که ”یکی از این روزها“ آنرا خواهم فرستاد، فقط فکر کنید ... ”یکی از این روزها“ ممکن است شما اینجا نباشید که آنرا بفرستید!