گوشزدی برای آنتیک و آنتیکها تو این ایام آنتیکی

 

 

  

ü       زهر چه غیر یار استغفرالله

ü       اقرا کتابک. همون کتاب نفس آنتیکیت. گرفتی دیگه! سر در گریبان شو و در مورد خودت بتفکر

ü       اگه تو امتحان خدا یه کم عقب رفتی غصه نخور. برای پی بردن به ناقص بودنت لازم بوده

ü       نکنه بی درد بمونی که هرکی درد نداره انسان نیست این درده که درمون میاره اگه دردمند بودی پی درمونش میری وگرنه زهی خیال باطل

ü       گرفتار همون گرفته ی یار است 

ü       وای از زمانیکه  رشد جسمی و روحی خلاف هم باشه یکی صعود کنه و دیگری نزول همون حکم سال به سال دریغ از پارسال

ü       هروقت سخنی ونفهمیدی از خود صاحب کلام که همراه کلامشه بخواه بفهموندت

ü       خودت و مهمون حساب کن و اون بالایی و میزبان اونوقته که همه غصه ها میره چون هزار غصه به دل میزبانه  که دل مهمان از یکیشم بی خبره

ü       دعا بخون ، میدونی اول قران اومد پائین و نازل شد .تو که دعا می خونی به سرجای اولش میره و بعدخودت نیز هم

ü       روی دعاهات تعقل کن تا رشد کنه .نکنه از بچگی تا پیری همش نخودچی کشمش از او بخوای

 

هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی

 

عتیقه: اينجا هم همينطور

 

پيرمرد روي نيمكت نشسته بود و كلاهش را روي سرش كشيده بود و استراحت ميكرد. سواري نزديك شد و از او پرسيد:

هي پيري ! مردم اين شهر چه جور آدمهاييند؟

پيرمرد پرسيد: مردم شهر تو چه جوريند؟

گفت: مزخرف !

پيرمرد گفت: اينجا هم همينطور

بعد از چند ساعت سوار ديگري نزديك شد و همين سؤال را پرسيد.

پيرمرد باز هم از او پرسيد :مردم شهر تو چه جوريند؟

گفت: خب ! مهربونند.

پيرمرد گفت: اينجا هم همينطور !

 


حسام  خوب شرمندگیه عتیقه را  زنده کرد  

 

ندانم

 

 کتاب

 را

 باز

 کردم

 آیه ی

 صبر

 آمد

 .....

 اما .......

 نازنین

 صبر

 هم

 اندازه ای

 دارد


گویند ماهی بس عظیم رسیده. زمانی  بس عجیب !جریان میزبانی ایست که  درک عادیه آنتیکی رانشاید . 

زمان را می ادراکی آیا؟!!