آنتیک تکونی

 خدا قوت آنتیک!

این روزای پایانی سال اتاق تکونیم که تموم شد رفتم سراغ شیما تکونی و دل تکونی

دیدم برای سال جدید مهیا باید بشه وقتی گرد وخاکاشو پاک می کردم دیدم چقدر لطفها و مهربونیا توش اون گوشه گوله شده اوردمشون جلو و خوب سابیدم تونستم اسامی حک شده درونش رو بخونم چه گوله گنده ای بودا خودمونیم

 نام اول :

 

خدا را سپاس فراوان به خاطر تمام داشته ها و داده هایم انچه خود می دانم و انچه از درکش عاجزم به غیر از الطاف داده های حقیقی داده های مجازی ای عنایت کرد که راهنمایم در واقعیت باشند همو که  مرا در این دنیای عجیب دوست داشتنی با کسانی اشنا کرد که نقشهائی لطیفی برایم ایفاء کردند: استاد ،همراه  ،همراز ، قرص  آرامش بخش ،راهنما،خواهر  و برادر

 

مصطفی توحیدفر استادم تو زمینه های مختلف علمی عرفانی .... انقدر ازش اموختم که همیشه تو دعاهام جلوی ذهنمه و براش دعا می کنم امیدوارم هم نامی چمران شخصیت چمران گونه بلکه فراتر را برایش به ارمغان بیاره

 

مسیح تازه استادم: که سخنان حکیمانش همیشه منو متعجب کرده و متفکر  وگاها حس حسادتم و برانگیخته ازاینکه حرفای آنتیک تو بلاگ عادی مسیح انقدر شیوا و روون وزیبا بیان شده و آنتیک ناتوان

 

رهای رئیس:که خدا از ریاست کمش نکنه  حقا که حکم رئیسی برازنده ایشونه با تموم ناسازگاریهای مرئوسش ساخته و گله نکرده خدا بهت صبر بده رها جون  

 

گاگ استاد: که بارها کمک در حل مسائل ذهنیم بوده

 

سید علی همراه: گرچه  رفیق نیمه راه بود و مارا بی نصیب کرد از الطافش اما همون قدر که چند صباحی منو لایق دونست و همراهیم کرد بسیار ممنونشم

 

هفتاد و هفتی مشوق  که زمانی من، تو دانشگاه مشوقش بودم و حالا او مشوق من ، اینجا چون عتیقه جاته باید بگم دوست قدیمی و عتیقه هم ارزشش زیادتره

 

آبجی زهره: که قدیما بیشتر آبجیشو شرمنده می کرد و لایق نظراتش می دونست اون اولا که بالاخره شیما جون شکست خورد این آبجی  بود که منو همراهی کردو راه و برام باز گذاشت

 

حمید منتقد گرامیم که همیشه نقداش منو به تفکر وا می داشت

 

حامد هم زبان  که گاهی حرف دل خودمو تو بلاگش می خوندم و اونجا خالی می شدم وگاها میومد ومن شرمنده می کرد

 

 پگاه هنرمندم  که خودش و با من هم مسلک می کرد و به زبون انتیکی خودم باهام صحبت می کرد

 

آقای زارعی مهربان که با راهنمائیاش منو شرمنده می کرد

 

سهیل اسدی رفیقی که دیدگاههای متفاوتش منو به تفکر وا میداشت و منو به خیلی چیزا رسوند

 

اکیوسان همکار مهربان با صفای خاصی منو با دنیائی زیبا اشناتر کرد

 

ملیکا دختردایی لطیفم با اون شعرای پندآموزش که هر وقت می خوندم به خود میبالیدم که نسبت خونی با چنین دختر با احساسی را دارم

                              

پدرام حیاتی برادری که از دور مراقب خودهوشیاری من بود

 

مهدی  کاظمی  رفیقی که گاها منو شرمنده نظراتش و محبتهای دیگه می کرد

 

دایی رسول عزیز  برا خواهر زادش از دانشگاه تا الان کم نذاشته خدائیش. البته غیر این اواخر که می خواد وزیر ارشاد شه و سرش شلوغه

 

  و  

سعید قنبری ، سعید مقیمی، مهدیه جون  ،شیما،منصوره ، محمود علیزاده،هاترا  ،عمو بهنام  .امیر نام آور .آسیه و آرام ...........

 

به سخن  علی (ع) من بندۀ همتونم و وظیفه خود می دانم برای سال نو برا تک تکتون دعا کنم البته  به حکم دعا برای دیگران وگرنه این آنتیک به پای هیچ کدومتون نمیرسه انقدر همتون ارتباطاتون با ارباب قشنگتره که من شرمسار از بیان این حرفم 

 

 

 

خوب اینم حرفای گردو غباری سال 84  

 

  • یه نیت قشنگ برای لحظه تحویلت در نظر داشته باش
  • اگه فرصتی برات پیش میاد بیخودی چونه نزن
  • از ترس کوچیک شدن راه رشدتو نبند واز ترس گریه کردن راه خنده تو
  • می تونی کارارو سر فرصت انجام بدی اما موردهایی هم هست که باید استین بالا زدو و مو ضوع رو حل کرد تو این موارد هیچی بدتر از درنگ نیست
  • پیشرفتهایت در اینده از اون جهته که امکاناتت را در لحظه الانت بپذیری
  • با خودانتقادی خودتو فلج نکن
  • اگه زنده ای باید بازوات رو تکون بدی جست و خیز کنی سر و صدا کنی بخندی و با مردم حرف بزنی اگه زیاد اروم باشی زنده نیستی بری ابد در یک وضعیت ماندن مردن است

 

  • حالا نفس عمیق بکش و خودت را آماده کن می خواهم بی پرده سخن بگویم

یک پیش بینی خطاناپذیر پیش بینی های آنتیک حرف نداره

 

و اما پیشگویی:

 

تو خواهی مرد

شاید امروز،یا شصت سال دیگه شاید به سال نو هم نرسی و شاید ده ها سال جدید بیاد و بره  اما دیر یا زود می میری  حتی اگه نخوای

پس

 به آنچه امروز میخوای انجام بدی بیندیش وبه  انچه فردا و انچه در ادامه زندگیت می خوای انجام بدی

خود می دانی ارزش تفکر را که من نگویم تفکر ساعة افضل ........

 

عتیقه:با من تماس بگير‏‏‏‏، خدايا !


 

 

آن روزها ،مکالمه با خورشید،دفترچه های ذهن کوچک من را ،سرشار از خاطره می کرد،امروز پاره است آن سیم ها،که دلم را تا آسمان مخابره می کرد.با من تماس بگیر،خدایا،حتی هزاربار ،وقتی که نیستم،لطفا پیام خودت را.............
هر روز
شيطان لعنتي
خط هاي ذهن مرا
اشغال مي كند
هي با شماره هاي غلط ، زنگ مي زند،‏ آن وقت
من اشتباه مي كنم و او
اشتباه هاي دلم با
حال مي كند
ديروز يك فرشته به من مي گفت :
تو گوشي دل خود را
بد گذاشتي
آن وقت ها كه خدا به تو مي زد زنگ
آخر چرا جواب ندادي
چرا بر نداشتي؟ !
يادش به خير
آن روزها
مكالمه با خورشيد
دفترچه هاي ذهن كوچك من را
سرشار خاطره مي كرد
امروز پاره است
آن سيم ها
كه دلم را
تا آسمان مخابره مي كرد
با من تماس بگير ، خدايا
حتي هزار بار
وقتي كه نيستم
لطفا پيام خودت را
روي پيام گير دلم بگذار

 

 

یه تقلید عادی از مسیح عادی

اینبار انقدر وقفه افتاد که جرقه های ذهنیم و تلنمبار کردم و یکباره بیان نمودم گرچه از پست طولانی خودم هم چندان رضایتی ندارم  خوب اینم یه تقلید عادی از رفیق عادیمونه دیگه

&&&&&&&&&&&&&&&&&&

ادیان

به لطف رفیق مسیحیم داشتم انجیل و می خوندم

همیشه  برام جالب بوده  مقایسه کتب آسمانی

من بر این باورم که همه یک چیزی میگن به زبانهای متفاوت. گرچه معتقدیم که تحریفاتی تو این کتابها صورت گرفته ولی حرفای زیادیشو که می خوندم همه همونایی بود که تو قران هم یافت میشد و احتمالا تو کتابای مقدس دیگه لذا بر این باورم که هر دین که بعد دیگری امده همان است لذا ورژن جدیدترش برام جای تعجبه که ادیان قبلی اسلام را نمی پذیرند در صورتیکه اگه به قرآن رجوع کنند خواهند دید که سخن یکیست منتها کاملتر و با ورژن جدیدتر

اما انچه که از سخنان مسیح برایم جالب ولطیف بود شمارا شریک می کنم

درباره انتقاد کردن از دیگران قبلا هم این بحث تو بلاگم داشتم

لوقا:

حکم مکنید تا بر شما حکم نشود زیرا بدان طریقی که حکم می کنید بر شما نیز حکم خواهد شد و بدان پیمانه ای که پیمائید برای شما خواهند پیمود.وچون است که خس را در چشم برادر خود می  بینی و چوبی را که در چشم خود داری نمی یابی ؟یا چگونه به برادر خود می گویی اجازت ده تا خس را از چشمت بیرون کنم و اینک چوب در چشم توست ؟ای ریاکار ،اول چوب را از چشم خود بیرون کن ،انگاه نیک خواهی دید تا خس را از چشم برادرت بیرون کنی!

 

از جمله جریانات جالبی که میشه گفت تضاد بین انجیل و قرآن بود حالا تحریف یا ...

نوشته شده در انجیل که مریم نامزدی به نام یوسف داشته البته اشتراک در اینکه از روح القدس حامله گشته، هست ولی در قرآن نامی از نامزد مریم نیست گرچه در انجیل فرشته به خواب یوسف می اید و جریان را بازگو می کند تا یوسف شک به همسرش نبردو....... بقیه جریانات و بعدها می گم

 

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

آموزه فرهنگ 2:

هیپنوتیزم،هاله ،تله پاتی، چشم زخم .........

چرا  توی کتب یا نقاشیها دور سر پیامبران یا  امامان یه نور می کشند ؟

 

در مورد هاله(aura)  های انرژی چقدر میدونید؟

یه قانون تو فیزیک داریم تحت نام دوبروی اگه نامشو  اشتباه نکنم که میگه هر ذره مادی انرژی همراه دارد و ذره از خود انرژی ساطع می کند .لذا خودکاری که دستت هست دیواری که بهش تکیه دادی همه و همه دارای انرژی هستند که اطرافشان را احاطه کرده

اینکه توی کتب یا نقاشیها دور سر پیامبران یا  امامان یه نور می کشند جریانش از همینه

اولا هاله های انرژی پیرامون همه اعضاء بدن انسانهاست و نه فقط مخصوص بزرگان هر کسی هاله داره ولی چیزی که هست هاله بزرگان شفاف است

اگه علمیشو بخواین  4 نوع انرژی در طول شبانه روز برای انسان  می باشد

آلفا ،بتا، تتا و دلتا

هاله ها با مغز مرتبطند وبوسیله ضمیر ناخودآگاه دستور ساخت می گیرند و بافرکانس مغزی انسان ارتباط دارند

اگر فرکانس بین 14 تا 26 باشه انرژی بتا ساطع میشه

تمام کارهای روزمره  ائم از تفکر ، آشپزی ، رانندگی.....انرژی بتا هاله ماست

زمانیکه فعالیت ذهنی و جسمی افزایش پیدا می کند بتای سریع هاله ماست که فرکانس تا 30 نیز افزایش پیدا می کند .

زمانیکه فرکانس به 8 تا 13 می رسد تولید بتا متوقف و آلفا تولید میشود و آن زمانیست که ما در آرامش کامل هستیم زمانیکه به  قول روانشناسان: تنفس عمیق بکشید و فلان و فلان کنید تا ریلکس شوید و امراض فراموشتان شود همین آلفا ساطع می گردد

هاله (aura ) آلفا زمان ریلکس بودن کامل و اینجاست که غوغا می کند این هاله همان هاله ای که آتش را بر ابراهیم سرد نمود همان هاله ای که معصومین را همیشه در بر دارد لذا معصومین همیشه در وضعیت آلفا بودن.

خوب بهتر بگم نماز را باید در همین وضعیت آلفا خواند اما کدام ما با شروع نماز یاد کارای روزمره نمی افتیم که همان هاله بتا پیرامونمان است

این هاله آلفا خیلی جای بحث علمی داره نمی خوام زیاد علمیش کنم ولی همین قدر بگم در این حالت بدن در بهترین وضعیت خود می باشد از همه لحاظ چه اکسیژن رسانی چه .....

و اما امواج تتا:فرکانس 5 تا 7 در ثانیه.زمانیکه خیلی خواب آلود هستیم یا خمیازه پشت خمیازه تقریبا زمان خواب کوتاه

اما دلتا 0.5 تا 4 فرکانس در ثانیه :خواب عمیق

این جریان خواب هم ماجرا داره اگه فرصت شه براتون می گم که چه زمانی  خواب یا رویا می بینی و در چه زمانیست که خستگی از بین میرود

و اما....

دو ویژگی داره این هاله های انسان که بقیه اجسام نداره

1.انتقال هاله ها با سرعت نور به سمت موضوعی که می اندیشید همون جریان تله پاتی هم شامل میشه

2.ما می تونیم هاله هامونو باردار کنیم مثبت و منفی در صورتیکه هاله های اجسام خنثی است

هاله های اجسام این دو ویژگی رو نداره

اینجاست که اگه ادم مثبتی دیدید باید بهش بچسبید و رهاش نکنید چرا که مثبتها انتقال پیدا می کنند به شما اینکه اطراف بزرگان یا پهلوانان واقعی قدیم  همیشه گروهی به قول ما نوچه هاشون می گشتند و می گردندو کفش براشون  جفت می کنند وغیره برا همینه

و تا می تونید از آدمای منفی حذر کنید که افسرده دل افسرده کند انجمنی را

اما اشتباه نگیرید الزاما خنده رو بودن نشانه مثبت بودن نیست

لذا وقتی ناراحتی و افسرده هستید   به پیش عزیزانتان نروید باید بیرون در این  زباله را بذارید بعد برید داخل یا چند قدمی بزنید تا عصبانیتتون و افسردگیتون از بین بره چون چشم هاتون دروازه منفی خواهد بود  چشم زخم هم از همین جریاناته وقتی از درون دارید منفجر میشید و در بیرون عکسشو انجام میدید مثله اینکه کسی که به نظر شما  شایستگیش از شما کمتره به ریاست برسه و شما انچنان حرصی می خورید که... ..شما براش دست گل می خرید و میرید به دیدنش برای تبریک ولی پشت گل خودتونو مخفی می کنید امان از اون پشت گل ،یکدفعه آقای رئیس میاد تشکر کنه و گل و بگیره که پاش لیز می خوره و.........

وقتی هم شادید و پرانرژی حتما سعی کنید به عزیزانتان نگاه کنید که چشمان شما دروازه مثبتها خواهد بود و انتقال میدید  این انرژی را به خانواده یا دوستانتان .دیدید گاهی میرید توی جلسه ای و یکدفعه احساس ناخوشایندی بهتون دست میده باور کنید کس یا کسانی هستند که این انرژی منفی را بدون اینکه شما بخواید به شما انتقال میدن یا بالعکس این انتقالات کنترلی نیست

 

اما این هاله ها در دوجای بدن تمرکز بیشتری دارد یکی دستان و یکی چشمان  برا همینه انرژی درمانی یا هیپنوتیزم  به واسطه دست و چشم صورت می گیرد

 

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

 

در جریان آموزه فرهنگ 1:

سیدمسیح:

گاهي ظاهر جملات با معنايي كه گوينده ازشون در ذهن داره و با تعبيري كه شنوده مي كنه فرقهاي اساسي دارن
اين كه گفته بشه خدا بد نده
ممكنه از سوي كسي همانگونه كه شما گفتید تعبير بشه
و ممكنه كسي مثل مسيح تو ذهنش با شنيدن اين جمله بگه كه : خب پس اين بدي كه من آوردم زياد مهم نيست
خدا كنه ، يه وقت خداي ناكرده ، خدايي كه ارحم الراحمينه و جبار و قهار و توانا به كل اموره نخواد بد بده به آدم .يا مثلا مسيح از بچگي وقتي مي شنيد كه ديگران مي گن خدا منو نندازي دقيقا عكس اون چيزي كه گفتيد تو دلش مي گفت اينا چه قدر نادانن كه فكر مي كنن خدا كسي رو از روي تاب مي ندازه
مگه خدا با كسي دشمني داره كه بخواد بندازت زمين !!
اينه كه به نظرم نمي شه با قاطعيت گفت كه شنيدن جمله اي خاص در تموم افراد اثري يكسان داره

این قسمتو تو کامنتا جواب دادم جریان سر ضمیر ناخودآگاه نه خودآگاه مسیح مهربان

مسيح معمولا سعي مي كنه از واژه هايي مثل

هر ... / هيچ وقت ... / هميشه ... / همه ... / تمام ... / اشتباه مي كني / گوش بده / تو نبايد ... / ساكت باش / حرف بزن ... / بخور ... / كافيه / ببين ... و امثالهم استفاده نكنه

به جاي قيود كلي كه مطلق ساز هستن مسيح دوست داره بگه اغلب ، تا اون جا كه من مي دونم ، من اعتقادم اينه كه ... ، به نظر مسيح ... / مسيح باور داره كه ... و ...

به جاي به كار بردن واژه هايي كه نوعي قضاوت و يا پيش داوري توشون نهفته مسيح سعي مي كنه جمله شو سوالي مطرح كنه تا اگه مخاطبش احيانا اشتباه مي كنه

با پاسخ دادن به اون سوال و يا حتي فكر كردن به پاسخ اون سوال متوجه اشتباه احتماليش بشه

و در غير اين صورت فرصت رفع ابهام داشته باشه

به جاي واژه هايي كه به جمله حالت امري ميدن مسيح سعي مي كنه براي اين كه خداي نكرده براي كسي تعيين تكليف نكرده باشه

از واژه هايي استفاده كنه كه حس استقلال و آزادي و قدرت تصميم گيري مخاطبشو تقويت و تحريك كنه

مثلا

فكر نمي كني كافي باشه ؟

اگه اين غذاي خاصو بخوري اين خاصيتها رو داره

اگه يه جور ديگه به قضيه كنيم چي مي شه به نظرت ؟

خودت به اين حرفهات ايمان داري ؟

و ...
اعتقادم اينه كه اگه به نظرمون رسيد كسي عينكي با شيشه هاي فولادي (؟؟!!!) به چشماش زده

بهتره كه سعي نكنيم دست اونو بگيريم و توي مسير صحيح قرارش بديم و بهش بگيم همين مسيرو راست و مستقيم بگير و برو

حتي بهتره كه سعي نكنيم عينكو هم از جلوي چشماش بر داريم

به نظر من بهتره كه طوري باهاش صحبت كنيم

كه خودش اراده كنه كه يه بار هم شده اون عينكو از چشماش دور كنه و با تصميم خودش اين كارو بكنه

اون وقت

شايد خودش بتونه راهو از چاه تشخيص بده

و یا حتی

شاید به ما ثابت کنه که

ما در اشتباهیم و داریم همه چیزو کج و کوله می بینیم !!!

عوام دیدن آدمای عادی

همیشه هم نتایج درستی در پی نداره ...

خوب اینم جامانده های  حرفای انتیک به زبان مسیح

سید علی:

خبری ازت نیست !-------------چه خبر از اون آدمای بی نشون

بی معرفتی--------------------با مراماش کوشن ؟!

حمید مهربان:

 این اصطلاحاتی که عوض کردی تو فرهنگ ما وجود دارن عینن هستن اما باید به لحن
گفتار توجه کرد بعضی مواقع باید کلمات رو طوری دیگه بیان کرد مثل بشین و بتمرگ
البته خوب و زیبا صحبت کردن مهمه ولی هر کسی در خودش باید اینها را جا بیندازه
من شخصا مثلا از کلمات روز به خیر شاد باشید و این نوع کلمه ها زیاد استفاده میکنم
اما به نظرم اگر بخواهیم به جامعه این کلمات رو بقبولانیم مشکله.
ادمهای عوام در جامعه زیادند بهتره که به اونها این کلمات رو پیشنهاد نکنیم وقتی ببینن اکثر جامعه دارن این کلمات رو استفاده کنن خواه نا خواه نهادینه میشه
خوش بگذره و شاد باشید

من اگه درست شم تو اگه درست شی همه درست میشن حمید مصدق نلرزه بنده خدا  

گاگ عزیز:

قبول دارم که ذهن ناخودآگاه خیلی توپه
اما به نظر من میشه کنترلش کرد!

چگونه؟!

 

 

آموزه های  فرهنگ

حتما میدونید که ذهن آدمی را اگه به صورت افقی  قسمت کنند قسمت بالایی مربوط به ضمیر خودآگاه و قسمت پائینی آن به ضمیر ناخودآگاه مربوطه و حتما میدونید انچه شما از جملات و رفتارها برداشت می کنید به ضمیر خودآگاهتان مربوط است ولی آنچه که حک خواهد شد به صورت کاملا غیر ارادی در ضمیر ناخودآگاهتان است و در زمان خواب این قسمت پائینی ذهن شماست که فعاله و نه بالایی  نمی خوام درس زیست شناسی بدم این مقدمه رو گفتم تا بگم بسیاری از واژه ها و اعمال در ناخوداگاه ذهنتان حک شدند و میشوند

وقتی در طفولیت مادرمون به ما شعر کودکانه تاب تاب عباسی رو یاد میداد نمیدانست که بیت بعدی این شعر در ضمیر ناخودآگاه کودک، بیرحمی خدا را در ذهن حک می کرد (خدا منو نندازی ) یعنی آن کس که می اندازد خداست فرزندم بهش بگو نندازتت

یا گاهی که به عیادتتون میان  واژه خدا بد نده، خدا بلا نده را تکرار و تکرار می کنند و این در ذهن شما حک خواهد شد که: إ خدا پس بد میدهد، بلا میدهد ،چه خدای بدو بیرحمی !!

و آنگاه که مادرت در آشپزخانه غذای لذیذی برایت می پزد ،به رسم تشکر لطف می کنی و میگی :دستت درد نکنه مامان ! و مادرتون هم بسی لذت میبرد از این کلام و لیک نمی داند این واژه ها همه در ذهن حک شده و به دست فرمان میدهد که بایستی درد می گرفتی و چه بسا شب هنگام با تمام انرژی ای که مادر دارد باز احساس خستگی می کند و نمی داند که چرا؟

واژه خسته نباشید را همه ما بکار می بریم. واژه دردناکی که تمام حس خستگی را در ضمیر ناخودآگاهتان به جا می گذارد: إ پس باید خسته میشدم . آره احساس خستگی دارم .

چرا به جای واژه خسته نباشید ،دستت درد نکنه، یا به قول قدیمای آنتیک: دستت لا در نره از واژه خدا قوُت استفاده نکنیم .چرا به جای غم نبینی، از واژه شاداب باشی، همیشه شاد باشی، استفاده نشه .چرا به دیگران انرژی ندهیم حتی به خودمان .

تو خیابون میری، پشت ماشینها نوشته شده :بر چشم بد لعنت آخه این چه اصطلاحی است؟ چرا از فحش ؟!چرا کلام بد؟! .....راننده عزیز بیا باب کن و بنویس بر چشم خوب رحمت.

همینطور قدم میزنی تو کوچه چشمت میخوره به یه دیواری و نوشته لعنت به پدر و مادر کسی که اینجا آشغال میریزه .

این واژه ها همه حک میشوند باور کنید .

 

یادمان باشد رفتاری را با دیگران انجام دهیم که دوست داریم خدا با ما انجام دهد

 آیا خدا اگه شما اشتباهی انجام بدید لعنتتون می کند

 

کسانیکه عبارات منفی زیاد تو زندگیشون به کار میبرند با ترمز دستی بالا راه میرند انگاری دارند در زندگیشون جون می کنند. به اطرافتون دقت کنید. خودتون می فهمید .

 

خوب می خوام برم سر ضرب المثل های غلط فارسی که چقدر به کار می بریم و برا همه جا افتاده. الان اگه من بیام سنت شکنی کنم یقیین فرداست که به جرم پاس نگه نداشتن سنت  بگیرنم ولی خودتون قضاوت کنید

خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت باش  کجای این حرف درسته تو قرآن می خوندم که الناس اکثرهم لا یعقلون پس همرنگ لا یعقلون بشم  یا...

شهید رجائی حرف قشنگی زد گفت خواهی نشوی رسوا همرنگ حقیقت باش

 

سنگ بزرگ نشونه نزدنه بابا سنگ بزرگ نشونه زدن و له کردنه این همت و می رسونه بردار خدا کمک می کنه .

یا مثل خر تو گل گیرم(ی) ها این یعنی چه آخه؟! اول که بی احترامی کامل به خودت یا دیگری بعدشم که تو ذهنت یا ذهنش حک کنی که خری و تو کارات احمقانه گیر می کنی و نمی تونی درآی

و خیلی دیگه که الان یادم نیست یادم اومد می گم.

 

ضمیر ناخودآگاه تک تک کلمات منفی را میگیره

شما به جای واژه داد نزن می تونید بگید آرام باش.

به همسرت میخوای بگی نون بخره میگی یادت نره نون بگیری این یعنی باید یادت بره. ولی وقتی بگی یادت باشه نون بخری همسرتون در هر دو واژه کارو انجام میده البته اگه همسر خوبی باشه لیک اثر مخرب اولی در کمبود حافظه اش در واژه دوم نیست

طرف داره از خودش تعریف میکنه می گه من دیگه با همسرم جروبحث نمی کنم خود واژه جروبحث ذهن میگره و میگه إ پس میشه جرو بحث کرد

من فقیر نیستم .

این مشکل ما...... به جاش بگیم مساله این مساله ما ....اینجا دیگه بزرگ و لاینحل نمی بینه بلکه به چشم مساله ریاضی ای می بینه که با چندتا فرمول قابل حله

 

ضرب المثل ها غلط، گویش ها غلط  چه انتظاریست بر شادزندگی کردن و خدایی زندگی کردن

 پس بیایید از کلماتی که در ذهن ناخوداگاه مان حک می شود و انرژی گیر است استفاده نکنیم

من بازم از واژه ها می گم دوستان هم اگه چیزی تو ذهنشون هست بیان کنند بیایید خوش اندیشی را به سرعت جا بندازیم بجای تفکرات مسموم به جای واژه های اشتباه ذهن خود و دیگران را پاک سازی کنیم که هیچ گاه دیر نیست میخوام اینجا از یک ضرب المثل زیبای فارسی استفاده کنم که جرمم کم شه نیان بگیرندم:ماهی رو هر وقت از آب بگیرید تازه است

آنتیک که داره قاموسنامشو یه کمی تغییر میده میدونی من بر این باورم که با تغییر فصل .تغییر سال حالا که رسمه ایرونیا خونه تکونیه بیا همه چیو بتکونیم ذهنمونو خودمونو .ها یه کم تکون بده خودتو ببين چقدرباحاله چقدر جالب میشه گرد و غبارهای ذهن پاک کنیم و چیزای غیر قابل مصرف رو دوربریزیم .البته عتیقه هارو نگه داریدا هواست باشه کجائی و تو چه بلاگی هستی حال خود دانید

 

داد نزن  .........................آرام باش

 مشکل   .......................... مساله

یادت نره .........................یادت باشه

بر چشم بد لعنت...............بر چشم خوب رحمت.

غم نبینی...........................شاداب باشی

خسته نباشید ............................خدا قوُت

دستت درد نکنه..........................خدا قوُت

 خدا بد نده، خدا بلا نده.خدا نکنه.خدا جوابم و نمیده.فقیر

خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت باش..خواهی نشوی رسوا همرنگ حقیقت باش

 

بقیه اش و شما بگید....