آنتیک شناسی

* نام : آنتیک
* تحصیلات : چند تایی لیسانس کج و کوله
* سن : پیر شدم چون عقلم زیادی کار میکنه  
* شغل شما : همه کاره و هیچ کاره
* متاهل یا مجرد :
بلاخره یه عتیقه پیداشد که آنتيك  رو از مجردی درآورد خدا خيرش بده اجرش با اوساكريم ...

* برنامه تان برای آینده : خیلی پیچ در پیچ است
* فرزند چندم خانواده هستید : اول از آخر
* کدام یک از اعضای خانواده تان را دوست دارید : هر کدوم جایگاه خودشون و دارند  به هر کدوم میاندیشم پرستیدنیست
* چقدر به پدر و مادرتان علاقه دارید : زیادتر از آنچه می اندیشی
* اهل کدام محله تهران هستید :  با شرق و غرب تهران مانوس نیستم
* چقدر اهل رفت و آمد هستید : تا انجا که لذتی برایم باشد و وقتی از تنها بودن خسته شوم و تنوعی برگزینم

 

* از چه زمان شروع به نوشتن وبلاگ کردید : دقیقا از انتخابات سری دوم ریاست جمهوری 84 که خودش ماجرایی داشت
* از چه طریق با وبلاگ آشنا شدید : وبلاگهای زیادی برام لینک می کردن و من اصلا از این محیط خاطره خوشی نداشتم چون با خوندنشون حال خوشی بهم دست نمی داد همشون حال و هوای غم و درددل داشت انگار که اومدن فقط خالی بشن

* چرا شروع به وبلاگ نویسی کردید: یه جایی رسید که منم فکر کردم شکست خوردم اتفاقا اولین متنم به همین نام می باشد ولی بعدش دریافتم که آنطور که می اندیشیدم اشتباه بود


* اولین وبلاگی که خواندید : دقیق یادم نیست ولی از رفقام بود
* چقدر وقت صرف نوشتن می کنید : منظم نیست گاهی زیاد گاهی هم اصلا سراغش نمیرم
* بیشتر چه زمانهایی می نویسید :هر وقت تو ذهنم جرقه ای بزنه  
* عادت خاصی دارید در موقع نوشتن : خیر  ذوق نوشتن با تمرکز کور نمیشه
* بیشتر ترجیح می دهید به چه مسائلی بپردازید : یه جورایی راههای عملی برای انسان شدن
* آیا وبلاگ نویسی را کار مفیدی می دانید : بله البته اگه حواسمون جمع باشه به بیراهه کشیده نشه
* هدفتون از نوشتن وبلاگ چیه : انسان شدن خودم و بقیه ، بالا بردن مهارت نوشتاری،مهارت کد نویسی، بالا بردن خلاقیتم ،به جا گذاشتن یادگاری ،گاهی همدرد تنهاییم
* آیا هیچ کدام از وب لاگ نویس ها را دیده اید: بله
* بعد از دیدن آنها آیا با تصور شما یکی بودند : خیر بسی متفاوت از تصورم

  
* اوقات فراغت را چطور می گذرانید :اینترنت ،کوه با رفقا، خواندن مطلبی در مورد کامپیوتر ،دیدن فیلم
* چه تفریحی رو دوست دارید : گردش در دنیای مجازی ،پیاده روی مخصوصا اگه نم نم بارون هم بیاد


* بهترین کتابهایی که خوانده اید : کتابهای زیبا زیاد خوندم اما آنهائیکه در من تغییر بوجود اورده توذهنم بیشتر مونده چندتایی  براتون نام میبرم "غرق در نور،شیطان و دوشیزه پریم ،چهار اثر از فلورانس، چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد،طوبای محبت،گفتگو با خدا، کنار رود پیدرا نشستم وگریستم ، ورونیکا هرگز نمی میرد،کیمیاگر،نهج البلاغه ،آفتاب در حجاب ،خدا کند تو بیایی ،آداب الصلوه ،یک دقیقه برای خودم،قورباغه ات را بخور،  راه موفقیت جان گری ،خدا بود و دیگر هیچ نبود ،پیامبر خلیل جبران بازم بگم حوصله ات سر میره ها

نویسنده های جذاب براتون: جبران خلیل جبران،پائلیو ، سید مهدی شجاعی، دکتر علی شریعتی، امام خمینی ، سنگسری ،


* نظرتان در مورد مطبوعات : همه دنبال منافع خود هستند و اخبار و اطلاع رسانی بر حسب عقیده خودشون تفسیر میشه لذا صحتی نداره برام فقط آشنایی با طرز فکرشون و اونم وقت نمی کنم
* بطور متوسط در روز چند ساعت مطالعه دارید :مطالعه درسی زیاد ولی آزاد 1 ساعت
* آیا با خواندن جراید میانه خوبی دارید: اصلا
* بطور متوسط در روز چند ساعت تلویزیون نگاه می کنید : 0ساعت

* به سینما علاقه دارید : خیر،ترجیح میدم با کامپیوتر خودم ببینم با اینکه کیفیت سینمارو نداره اما به هزینه وقتی ومالیش میارزه

* اولین فیلمی که در سینما دیدید :مدرسه موشها
* بهترین فیلم هايی که دیده اید : مسافت سبز، مارمولک ، بچه های آسمان ،اخراجیها
* اولین تئاتری که دیده اید : اسمش یادم نیست ولی یادمه یکی نقش مرده رو خوب بازی می کرد از اول تا اخر دراز کشیده بود اون وسط
* کمدین های مورد علاقه : چارلی چاپین


* خواننده های مورد علاقه شما کی هستند : اصولا شخصیت گرا نیستم هر آهنگی که لحظاتی منو از دنیای خودم بیرون ببره و روحم و وسیع کنه . آهنگ عالی + صدای گرم + مفهوم عالی کم پیدا میشه  

* آهنگهای مورد علاقه : از ایرانی ها : کلاغ  (چاووشی) ،تصور کن (سیاوش)، دلقک (اصفهانی) ،سراج همه تنصیفاش ،نیلوفرانه (افتخاری)خارجی: مادر (samiyusuf) yanoonani,
* به چه شعرهایی علاقه دارید : لطیف پر محتوا
* از شعرا بیشتر به کدام علاقه مند هستید : حافظ ، مولانا، سهراب سپهری،قیصر امین پور


* به تساوی حقوق زن و مرد اعتقاد دارید :
شدیداً البته تساوی نه به معنای شبیه بودن

* چه چیزی به شما آرامش می دهد : وقتی به برنامه ام می رسم و به هدفم نزدیک میشم

* رنگ های مورد علاقه : رنگ خاصی نیست کودک که بودم نامم بنفشه بود

* بزرگترین حادثه در زندگی تان :وقتی برای اولین بار ذهنم منعطف به شخصی شد    
* بزرگترین تحول در زندگی شما :شروع یادگیری رشته
IT  

* در بچگی دوست داشتید چکاره شوید : استاد دانشگاه

* زیبا ترین خاطره : تموم زندگیم خاطره است
* خاطره انگیز ترین خاطره کودکی : طشتهای آبی رنگارنگی که به جای استخر های رنگی در حیاط آب بازی می کردیم

* تا بحال شده غم را مات کنید : کیش کردم اما مات !!!
* زندگی چیست :ساده تر از شستن یک بشقاب است و بقیه چیزائی که سهراب میگه
* ازدواج چیست : تکمیل
* تا بحال چند سطر از کتاب زندگی را خوانده اید : تو مقدمش گیرم هنوز
* مهمترین سوالی که از خود کرده اید :  این عتیقه کیه؟   وبه دنبالش    حقیقت چیه ؟

* نقطه طلایی زندگی کجاست :  خدایی شدن ،حلاج شدن

* عشق چه رنگیه : والا من کوررنگی دارم

* چه وقت از دست خودتان ناراحت میشوید : وقتی مدیریت ام ضعیف میشه چه مدیریت بر احساساتم چه بر عقلم چه بر زمانم و........
* در زندگی چه چیز برایتان مهم است : رضایت اوستام

* اگر به شما بگویند تا به امروز زندگی خودتان را بطور خلاصه بگویید می توانید شرح دهید : نوک زدن به همه چیز تو همه زمینه ها  ولی به انتها نرسوندن فرصت کنم همه نیمه هارو تموم میکنم

* بهترین نمونه عشق : الهی
* آیا تا بحال عاشق شدید : بگم نه دروغه بگم آره تعریفی ازش  ندارم نگی عشق یعنی چه ها !

* وقتی به عکس خود نگاه می کنید چه حسی دارید : دویدن زمان و می بینم .حس قشنگ مرور خاطره

* نظرتان راجع به مرگ چیست : مبهمه

* آیا از مرگ می ترسید:  ترسم از توشۀ پاره ام هست وگرنه کنجکاوم زودتر برسه
* به زندگی علاقه دارید : اگه مردگی قاطیش نباشه بله

* بهترین خصوصیات اخلاقی شما : آرام ، عاقل ، دلواپس ، خونگرم ،اجتماعی ،صبور ..............

* از چه نوع بحثی متنفر هستید : بحثایی که هیچی عایدم نشه

* از چه بحثی لذت می برید : توش آموزش باشه و انرژی زا

* زیبایی را در چه می بینید : انسان بودن همگان

* شیرین ترین و تلخ ترین خاطره : توی دوران خوابگاهی هردوش زیاد  بود

* آیا آدم خیال پردازی هستید : بله ،پروازش خیلی خوبه کسی جلودارش نیست

* اهل شوخی هم هستید : بله زیاد البته تا اونجایی که بی احترامی ای  صورت نگیره

* خوشبختی را در چه می بینید : وقتی انقدر مسلط شده باشم که لحظه ای را بدون او سپری نکنم

*بدبختی را در چه می دانید : وقتی که ارتباطم با اوستام گسسته شه

* بهترین دوست و راهنمای زندگی شما : مادرو استاد مهربانم منصوره شایسته
* بهترین دوست از نظر شما : بی معامله محبت کنه بی ریا یاد بده

* تنهایی را دوست دارید : مگه میشه مونسو دوست نداشت
* زیباترین فصل سال : ترین برام بی معناست برف زمستون و خزان پاییز و شکوفایی بهار و گرمای مطبوع تابستان همه من رو منتظر فصل بعدی می کنه

* بزرگترین لذت در زندگی : همراهی با یک همراه خوب
* اهل دود و دم هستید : از هر کی که اهلش باشه هم خوشم نمیاد یه جورایی شخصیتش برام خورد شدست
* الگوی زندگیتان کیست : همه کس می تونه الگوی خوبی باشه از هر کسی باید آموخت چه خوبی وچه بدی برای انجام ندادنش


* از چه ورزشهایی خوشتان می آید : کاراته ، اسب سواری ، تنیس ، والیبال، شنا
* از چه ورزشهایی بدتان می آید : بدن سازی یا به قولی ایروبیک وای که چقدر چندش آوره
* هدف شما در زندگی : چه دشوار است انسان بودن و ماندن
* شیرین ترین درس مدرسه برای شما : هندسه ، ریاضیات ،ادبیات

* چه گلهایی را دوست دارید :رز زیباست ، مریم خوشبوست ،نرگس یادآوریست ،
* ترسناک ترین منظره از نظر شما :
قیافه غیر انسانی
* چقدر خود را می شناسید : اگه میشناختم که دیگه غصه ای نبود
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند
آنکس که نداند و بداند که نداند
مسکین خرک لنگ به مقصد برساند
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
* دوست دارید به چه کشور هایی سفر کنید : دور دنیا. سیاحت از همه جا برام جالبه
* نظرتان راجع به کار : قدرت میاره

* نظرتون راجع به گروه ها و حزبها : عاشق کارای حزبی و گروهیم چون انسانها برای هدف یا اهداف مشترکشون بهم نزدیک میشن و مخلصانه کار میکنند ولی حیف .....

*عضو گروه یا حزبی بودید : تقریبا تو همه زمینه ها (فرهنگی،علمی،سیاسی ،.....)بودم تا وقتی میرسید به دروغ و یه سری منافع خاص برای خودشون رها می کردم
* ورزش می کنید : خیلی کم شده و افسوس
* برای سفر به کجا دوست دارید بروید : هر سفری برام تجربه است سفر سیاحتی زیارتی علمی کلاً تنوع پذیریم بالاست
* خاطره انگیز ترین دوران زندگی : دوران خوابگاه دانشجویی
* چه چیزی در زندگی باعث اعجاب شما می شود : لذت نبردن مردمان از چند صباح زندگیشون
* بزرگترین عیب شما : عدم اعتماد به نفس، کم اراده بودن ،کمال طلبی ،تنوع پذیری

* چقدر به یاد خدا هستید : ای دل غافل!! اینجا هم که می گم اوستا شرمسارشم که حق این کلام هم نمی تونم به جا بیارم

* بدترین لحظه زندگی : احساس عمیق تنهایی طوری که خدا هم بهت نگاه نکنه
* تلخ ترین سخن در زندگی : سخن زور ، سخن بی احترامی

* آیا در زندگی خوش شانس هستید : زیاد خودمو به شانس نمی بندم

* آیا آدم موفقی هستید : سعیم بر این بوده و هست تا موفقیتو چی ببینیم

* به تقدیر اعتقاد دارید : هر چه از دوست رسد نیکوست

* دوست دارید چکاره باشید : چیکارش مهم نیست کاری که پویا و دنیایی از آموزش ورشد توش  باشه(تحقیقی پژوهشی ) و      نه یکنواخت

* چقدر به مادیات تمایل دارید : اهمیتی نداره داشتنش خوبه اما هدف نیست

* چند دوست در زندگی دارید : بسیارند دوستان لیک نزدیک خیر
* اهل دروغ هستید : کم سخن می گم و در اون چند کلمه هم لزومی نمی بینم دروغ بگم

* اهل خود نمایی هستید : یه جورایی شاید
* ایا به ایران علاقه دارید : چرا نداشته باشم از تعلقاته دیگه و از  وابسته های به کلمه من
* دوست دارید چه هدایای به دیگران بدهید : هر آنچه خودم خوشم بیاد کسی بهم بده و او هم نیاز داشته باشه
* دوست داشتید پول دار بودید : خیر اصولا  پول که زیاد میشه انسانیت کم میشه ولی دوست داشتم اونقدر داشتم که برای کمک دیگران شادی رو به خودم هدیه می دادم

* آدم بدبینی هستید : سعیم بر این بوده که قسمت پر لیوان و همیشه ببینم

* اگر روزی به قدرت برسید اولین کاری که می کنید : فرهنگ ارتباطات، در حین  ندیدن جنسیت طرف مقابل  را جا می انداختم

* اگر به شما بگن یک آرزو بکن آرزوی شما چه خواهد بود : نمیشه دوتا بکنم؟. رضایت اوستا تو همه کارام و به آدمیت رسیدن همگان
* زیباترین درسهای زندگی : هر انچه می آموزم را زودی به اشتراک میذارم تو بلاگم واسه همه

* شخصیتهای جالب : چمران ، شریعتی ، آوینی ، چارلی چاپین،شیخ جعفرمجتهدی،همت ،ناپلئون، روح الله خمینی

*اندیشه های جالب : شریعتی، سروش، شایسته ، اصولا اندیشه های خلاقی که باعث به کار انداختن دیگر اندیشه های خاک خورده بشه

*چقدر تو اینترنتید : من این دنیا رو دوست دارم به نظرم خیلی زیباتر از دنیای واقعیست  با اندیشه ها آشنا میشی هر چی بخوای توش هست فقط نباید پامون توش گیر کنه تعادل تو همه چی خوبه دیگه

 

* و سخن آخر :

زندگی کنیم و به دیگران زندگی کردن را یاد دهیم  

آموزه های مادر:فکر می کنی هنرمند کیه؟

خوب می خوام برم سر تمرین بعدی برای فقط رفقای باحال و اهل تغییر خودم و البته خودم. امیدوارم تمرینای قبلی و جدی گرفته باشیم

تو جریان ارتباطی از احترام صحبت شد میخواستم بگم اگه به دیگران احترام گذاشتی اونوقته که دیگران هم به شما احترام میذارند یعنی تمام این مهارتها دوسویه خواهد بود قانون عمل و عکس العمل را تو دنیا دست کم نگیرید .میرم سر مهارت دوم جریان انتقاد هنرمندانه از دیگرانه البته با توجه به اینکه

عیب جویی کار بدی است اما ثواب دارد اگر از خودتان عیب جویی کنی و بدونید که یکی از خوبیهای بزرگ ،دیدن بدیهای خویش است

گیلبرتودنوچی تصویری عالی از رفتار ما میدهد.به گفته او آدم ها مثل هندی ها روی زمین راه میروند ،با یک سبد در جلوویک سبد در پشت.درسبدجلو صفات نیکمان را می گذاریم .درسبدپشتی ،عیب هامان را نگه می داریم.

به همین دلیل در روزهای زندگی،چشمان مام را بر صفات نیک خود می دوزیم و فشارها را در سینه مان حبس می کنیم .در همین زمان ،بی رحمانه در پشت سر همسفرمان که پیش روی ما حرکت می کند تمامی عیوبش را می بینیم .این گونه است که درباره خود بهتر از او داوری می کنیم بی آنکه بدانیم کسی که پشت سر ما راه میرود درباره ما به همین شیوه می اندیشد.

 

و اما.....

 

2.انتقاد هنرمندانه از دیگران

 

ü      آنچه فرد به طور مشخص خوب انجام داده بیان کنیم بعد عیب را بگوییم

ü      بیان عیب با شیوه آسیب رساننده به عزت نفس صورت نگیرد همچون:تحقیر تمسخر ،تهدید،نصیحت،برچسب روانی(تو خونسردی-تو وسواس داری....)

ü      فقط از کار او عیب بگیریم نه از شخصیت او

ü      برآنچه می تواند انجام دهد تکیه نماییم تا کار بهبود یابد و احساس نکند شکست او دلیل نوعی کمبود غیر قابل تغییر است

ü      مشخصا روی نقطه اشتباه آن هم به صورت جزیی دست بگذاریم نه اینکه بگوییم تو همیشه اینگونه هستی

ü      انتظار خود را از حد تغییر آن عیب ،خوب بیان کنیم

ü      کاملا صریح و مستقیم و بدون کنایه و حاشیه سخن بگوییم

ü      راه حل ارائه دهیم و در را به روی امکانات و توانائیهای فرد باز کنیم

ü      بلافاصله که مذاکره به مقاومت کشیده شد سخن را به وقت دیگر موکول کنیم

ü      گاه با یک یادداشت مطلبمان یا انتقادمان را با همه هنرمندی بدون اینکه به احساسات فرد آسیب برسد به فرد منتقل کنیم

ü      توجه داشته باشیم به دنبال چه تاثیری (توجه به نوع بروز)بر روی چه کسی(توجه به شرایط و حساسیتها) و تا چه حد تاثیر (زمان تغییر و میزان صبوری)هستیم

ü      اشکال کار را به موقع و سریع بیان کنیم

ü      هرگز رنجشها را انباشته نکنیم

 

خوب اینم از انتقاد بازم اگه اشتباه می گم همینجا اصلاح کن مهارت بعد (اهمیت به تایید دیگران نسبت به خود ) می باشد تا تمرین مهارتی دیگر......

در ضمن ما اینجا قبلا هم یه بحثی در این مورد داشتیم آموزه های مادر 2رفقا اگه دوست داشتن یه نظر بندازند

 

 

آموزه های مادر:اگه هم دنیاتو میخوای هم آخرتتو

 

 

 بدست آوردن هر دو دنیات با ارتباطات

 

می خواستم در مورد ارتباطات این کلمه اعجازانگیز صحبت کنم

 

ارتباط در چهار قسم تنظیم می شود فی الواقع هویت انسان چهاروجهی است

 

  1. ارتباط با خدا
  2. ارتباط با خود
  3. ارتباط با دیگران
  4. ارتباط با طبیعت یا هستی

 

هر کدام از این 4 وجه بسی جای بحث داره اما خوشبختانه کاملا بهم مربوطه یعنی از هر کدام شروع کنیم به بقیه هم می رسیم می گید نه  الان براتون مثال میارم

حتما شنیدید که هر کس خود را بشناسد خدای خود را شناخته (من عرف نفسه فقد....)(1و2)

 و هر کجا سخن از رابطه با خداست رابطه با خلق هم هست(1و3)

و همچنین داریم انسان هر چه با خلق بیشتر می پیوندد وسعت وجودیش بیشتر میشود(2و3)

و همچنین هر چی نگاهت به هستی زیبا باشه وحدت با نظام هستی پیدا می کنی و پی به وجود خدا می بری(1و4)

وبه قول جبران خلیل :فاخرترین جامه هایت بافته دیگری است مطبوع ترین غذاهایت انهاییست که بر سفره دیگران می خوری آسوده ترین بسترهایت در خانه دیگری پهن است حال به من بگو چگونه می توانی خود را از دیگران جدا کنی؟(2و3)

 

اگه  قانون تعدی هم بکار ببری  ارتباط همشون با همدیگه درمیاد

پس اگه مهارت یکیشون را بدست بیاریم یعنی تلاش کنیم مطمئن باشید  که مهارت هر 4تا بدست میاد و انوقت چه غمی داری که هم دنیات و داری هم آخرتت چی از این بهتر فقط به  شرط این که اول یه ارزیابی داشته باشی برا خودت ببنی کدومشو رعایت نمیکنی صادق باش و بعد اینکه  اهل تغییر باشی و بگی بسم الله و بعد در مورد اونایی که تا حالا  اهلش نبودی  ممارست در تمرین داشته باشی  البته گام به گام به یکباره نمیشه از این رو به ان رو شد روی هرکدوم برات مهمتره مکث کن بعد که برات ملکه شد برو سر بعدی

 و اما من آموختم از مادرم اصول مهارت ارتباط با دیگران که زکاتم را به رفقای مهربانم تقدیم می کنم

 

مهارت ارتباط با دیگران

 

1.احترام و تکریم نفس انسان

ü      عدم تحقیر :افراد را از صمیم دل محترم بشماریم ،چون خلیفه الله هستند

ü      بر مبنای تساوی شخصیت انسانها با همه ارتباط برقرار کنیم

ü      با دیگران به عنوان انسان عاقل و بالغ رفتار نمائیم

ü      استقلال افراد را در مسئولیتها حفظ نماییم

ü      هر کسی تا حدودی باید خود مسائل زندگی را تجربه کند و به پختگی برسد در مقابل همه چیز محافظ فرد نباشیم

ü      اسم افراد را بخاطر بسپاریم

ü      تا انجا که می توانیم در کارها و تصمیمات ،مشارکتی عمل نماییم

ü      عدم تحکم:تحکم ،انسانها را به زبونی می کشد ،می توانیم خواسته خود را با ذکر دلیل منطقی و محترمانه مطرح نماییم

ü      نظر خود را تحمیل نکنیم .به سخن طرف مقابل با هدف تعدیل نظر خود گوش دهیم

ü      شرایط مخصوص هر فرد حتی شرایط محیطی که موجب خلق مخصوصی یا عادت خاصی شده بپذیریم

ü      در سپردن کار به دیگران شکوفایی آنها و بهره گیری جمعی را لحاظ کنیم نه استثمار و بهره کشی،هیچ کس دوست ندارد مورد بهره برداری قرار گیرد

ü      حق بدهیم شرایط خاصی برای فرد ،احساسی را پدید می اورد .دنبال کشف آن احساس و درک مبانی آن باشیم و اگر انرا صحیح نیافتیم درصدد تصحیح برآییم

ü      حتی الامکان سخنان را به صورت امر ونهی بیان نکنیم .خواسته های خود را در قالب عبارات پرسشی مطرح کنیم

ü      از قطع کردن سخن دیگران ،تذکر بی جا ،ارزیابی کردن بی اعتمادی بپرهیزیم

 

البته این بحث به خاطر اینکه حالت تمرینی داره به صورت مباحث سلسله ای عنوان میشه هرکسی هر پیشنهاد یا نقدی داره هم خجالت نکشه و بگه 

 بحث بعدی در مورد انتقاد هنرمندانه از دیگرانه  ......ادامه دارد منتظر باشید

 

 

 

هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی

شب قدر چه شبی است؟

من که  می گم خیلی عجیب غریبه ؟اخه..

تو یک شب هم قران نازل میشه هم قران ناطق و از بین میبرندقراره هر سال تو این شب قرآن نازل بشه می دونی یعنی چی ؟!یه کم درکش جالبه!

تو همین شب قراره تقدیر یک ساله مون و رقم بزنند

اونوقت این شب باید تو رمضان باشه ماهی که مارو مهمون کرده و حالا اخراشه باید   بشینی می خواهند قضا قدر سال بعدت و بنویسند ای کاش می تونستم بخونمشون  

چه خبره  جریان چیه چه شبیه ؟!!

می گن این شب خیر من الف شهراست و خواب و از چشات بگیر که حرام است

قران سر میذاری و قسم میدی به آیه آیه نزولی که در این شب اتفاق افتاد به صاحب ایه ( خدا) به کسی که تو این شب حال عجیبی داشت و سینه اش تنگی می کرد (محمد مصطفی) و به قران ناطق (علی مرتضی) وخاندانش.... اونم نه یکبار نه دوبار بلکه ....اینهمه قسم که خدایا این مقدراتو  برامون خوب امضاء کن و خدا هم که مهربونتر از این حرفاست که اینهمه قسم و با اشکات همراه کنی بذاری تو طبق اخلاص

پس چرا این شب که تموم میشه فرداش کسی بخاطر نمیاره چه جریاناتی و گذروند دوباره  .......

شب قدر: شب خداحافظیه. تقدیر رقم خورده که توی شب قدر قرآن تو محل عبادت رنگ عشق بگیره

 

 

خداحافظ ای کوچه پر زدرد       خداحافظ ای یاس باغ کبود                 “پس آن مرد شقی چه شد؟”

 

خداحافظ ای بیت الاحزان یار      خداحافظ ای قبر پنهان یار                                شب علی

 

 

خداحافظ ای نان خشک و نمک  خداحافظ ای ماجرای فدک                      در شهادت عدالت بگرییم

 

خداحافظ ای انتظار اجل           خداحافظ ای زانوی در بغل

 

بگو جز غم جهل مردم نخورد    بگو در همه عمر گندم نخورد                 یه شب که هزار شب نمیشه!

 

خداحافظ ای خشم لب دوخته   خداحافظ ای خانه سوخته

 

بگو تیر مرده شباهنگ خورد  دل شیشه اش از همه سنگ خورد

 

بگو این حقیقت به اهل مجاز   نماز است از من نه من از نماز

 

زخون گو به مسجد رخم تر کنند    نمازم رابلکه باور کنند

 

به حمدی که من از دولب خوانده ام  به حمد همه فاتحه خوانده ام

 

 

ندیده در ایام چشم سحر     ز خورشید چشمم سحرخیزتر

 

غم و دردم امشب به پایان رسید    به زهرا بگویید مهمان رسید

 

خداحافظ ای بوریا نان جو       گهر جامه و وصله نو به نو

 

خداحافظ ای سجده گاه علی   که مانده نگاهت به راه علی

 

خداحافظ  ای دردها چاهها       دگر نشنوید از علی آه ها

 

خداحافظ ای کوفه ای شهرغم   که در کام من درد و شد زهرغم

 

خدا حق به حق ناسپاسان گرفت   علی از علی ناشناسان گرفت

 

الا کوفه کو یوسف مصطفی    چه کردی علی را تو ای بی وفا

 

به شامم فلک آفتابی نداد         سلام علی را جوابی نداد

 

خداحافظی کرده ام با همه    که چشم انتظارم بود فاطمه

 

خداحافظ ای دوستان دشمنان     حلالم کنید ای همه کوفیان