تبليغاتX
عتيقه جات
شب میلاد و دادگاه!!!!!!!!!!!!!

  

میدانم رهگذر

 خسته ای و من باید زداینده ی غبارت باشم  

تشنه ای و سیرابت کنم

گرسنه ای و سیر ت کنم

لیک امروز در این کلبه ی سرراهی چیزی یافت می نگردد

 من شرمنده شمایم رهگذر

و از شرمندگی روی دیدارت را ندارم

 بگذر و هیچ مگوی

برایت آب و غذا فراهم خواهم کرد

آخر نبودم برای مهیا کردن  تماما در دادگاه بودم

میدانم زمان خوبی را انتخاب نکرده ام

 شب شادی و جشن

اما چه کنم دیگر

 

شاکی آنتیک

مورد شاکی اون بالایی

قاضی هم اون بالایی

وکیل باز هم اون بالایی

بالا کجاست؟

 

چی شد ؟

نمی دونم !

چرا هم قاضی و هم مورد دعوی یکی شد ؟

چه کنم که قاضی ای بهتر از خودش سراغ نداشتم

 

خدایا ااااااااا

امده ام از خودت به خودت شکایت کنم

اللهم اشکو الیک

چه می کنی با من ؟!!

آنتیک را چه می شود ؟!!

 

میگویند زبانت را گاز بگیر

 از کمال مطلق شکایت می کنی ؟!!!

چه ؟!!!!!!!!!!

کمال مطلق !!!!!!!!!

چه توقعی از آ نتیک است

من اگر خداشناس بودم و خودشناس که حال و روزم اینچنین نبود

آنتیک خودش خدایش را نمی شناسد چه برسد که بخواهد به دیگران بشناساندش 

چه می گویند این ملت !!

 

دیروقتیست به جای نوشتن در دفتر سبز شیما بلاگ عتیقه جات آنتیک جایگزین شده است

با این تفاوت که حتم داشتم آنجا کسی نمی خواند و اینجا ...

رهگذر زیاد است

بزرگوار زیاد است

نمی توانم مثله قدیمها قلم دست گیرم و راحت در سکوت فریاد زنم

نمی توانم مثله قدیمها قلم بدست زار زار  بگریم

زمانه چقدر تغییر کرده است

این تکنوژی گاهی دردسر سازست

اما یواشکی می نویسم که کسی حوصله نکند بخواندش

به انگشتانم اجازه هر فشاری را به صفحه کلید نمی دهم

 

رها کن بابا بگذار هر چه فکر می خواهند بکنند بکنند

امروز عتیقه جات تعطیل است

و آنتیک حق دارد در مغازه اش خود تنها بچرخد

و عتیقه ای به کسی نفروشد

 

چه شبی را برای درگیری انتخاب کرده این عتیقه

 

شب تاریک وموج بیم و گردابی چنین حائل

کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها

 

شب میلاد و شب جشن و حال ما اینچنین

 

مادر تولدت مبارک

نه مادرم وقتت را نمی گیرم

می دانم سرت شلوغ است و مارا نگاه که هیچ نیم نگاهی هم نمی کنی میدانم لیاقتش نیست

باشد زمانی دیگر

سپرده ام به دیگران که شفاعتم را کنند

 

 ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

ای قاضی ای وکیل

ببین چه می کند خدا

 چه حکم میدهی؟

 

+ نوشته شده در  شنبه 24 تیر1385ساعت 22:51  توسط آنتیک  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin