تبليغاتX
عتيقه جات
سلام مادرم


 

هرسال عادت کرده ام برایت نامه بنویسم

قدیمها می ترسیدم مادر صدایت کنم اما جدیدا واهمه ندارم

مگر مادر، فرزند ناخلف نمی تواند داشته باشد

تو که مرا در مشکلاتم با خواندن نماز خودت راهگشایی! چگونه ننویسم مادرم !!

معلوم نیست گاهی  این پستچیان حالشان خوب نیست احتمالا نامه اولم   را به آدرس اشتباه فرستادن وگرنه بی جواب ماندن نامه از مادر مهربانم بعید میزند اما مهم نیست دوباره می نویسم اینبار به کبوتر دل خود می دهم. امانتدار خوبیست باز هم منتظر می مانم

مادر!

چرا گاهی فراموش می کنی که  فرزندی ناخلف ،یه گوشه تنها، منتظر نیم نگاهته؟

 یانه !

 من فراموش میکنم یه مادری منتظر خوب شدن بچه ناخلفشه!

 آره این صحیح تره

 اما خوب روشهای تنبیه زیاده شما که خستگی ناپذیرید ...

میدونی  که وقتی فرزند ناخلفت از همه جا رونده میشه فاطمه گویان سوی سجاده میره

 

هر چی میخوای باهام بکن ولی تو را به خدایت قسم منو از خودت جدا نکن۰

 اگه اینجا لیاقت دیدارت نیست اگه اینجا حضورت و درک نمی کنم تو را به علی ات قسم آنجا مرا محروم نکن مرا از شیرینی همنشینی خودت و خاندانت محروم نکن.

 

آنتیک را چه به فاطمه شناسی

ولی به همان شناخت خاصی که دارد مرا از در خانه خویش مران

دستم گیر که دستاویز ندارم مادر

مرا در جرگه کنیزانت راه بده مادر

فاطمی زیستن ،

فاطمی مبارزه کردن ،

فاطمی عبادت کردن ،

فاطمی عفیف بودن را

خود به من بیاموز.

 

امشب شب عجیبی است

 

چه زود از خدا رفتنت را طلب می کنی و چه زود خدا خواهشت را برآورده میکند

چقدر باید بر تو دشوار گذشته باشد که حاضر باشی همسرت را با این همه غربت وبا این همه عشق  تنها گذاری چقدر باید بر تو سخت گذشته باشد که فرزندان کوچکت را با دنیای بی مادری رهایشان کنی

این جریاناتی که ازشما میگویند  تا چه حد راست است و چه حد دروغ خداداند لیک من همه را که کنار بگذارم کشنده تر از غم فراق پدر و غریبی همسر و غربت دینت آنهم اندکی پس از فوت پیامبرت سراغ ندارم

عجب صبری علی دارد .....................

 

   ای قرار دل من 

  رفتی از منزل من

   شده تاریک به خدا

   بعد تو محفل من

 

داغ تو کرده دل و کلبه من ویرانه

شده پژمردۀ تو شمع و گل و پروانه

 ....................

    ای گل یاس علی

   روح احساس علی

  با چنین غم چه کند

   دل حساس علی

 

پهلوی تو بشکست در ره این غمهایت

من هم آخر سوی تو قلب شکسته آیم

 

اینبار نامه را سرگشاده و بی خداحافظی بدستت می سپارم

دخترت را دریابببببببببببببببببب

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 تیر1385ساعت 21:46  توسط آنتیک  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin