تبليغاتX
عتيقه جات
من عتیقه یک ساله هستم

 Birthday cake

تعجب نکن درسته عتیقه ها باید قدیمی و پیر باشند اما گاهی هم میشه عتیقه ی پیدا کنی که قلابی باشه و جا زیرخاکیا گنجوندنش اما نه اینطوریا هم نیست آنتیک اهل دوز و کلک نیست پس جریان چیه؟!!!

میدونی از زمانی که بالاخره شیما جون شکست خورد تا حالا 1 سال می گذره درست سالگرد ...اگه گفتی ؟

و لی من با این سن کمم می دونم که دیدش کاملا عوض شده باور نمیکنید خودتون برید  یه سر به اولین پست بزنید

 

بینشی که یک سال پیش این آنتیک اومد و منو بوجود اوورد با دید کنونیش از بلاگ و بلاگ نویسی و بلاگ نویسان کلی فرق کرده

آنتیکو نمیدونم بزرگ شده یا نه اما  این من عتیقه هستم  که 1سالم شده  و چه زود بزرگ شدم مگه نه  البته به نظر آنتیک وارانه خود آنتیک 

عتیقه جات با هر عتیقه ای که داشت گاهی هم شاید مزاحم رفقاش بود و به زور می خواست خریدارش باشند حتی اونایی که از عتیقه خوششون نمیومد و مجبور می کرد بیان و بی میل بخرند

خوب من یه عذر خواهی عتیقه ای هم بابت اون افراد اینجا باید بکنم

اما خیلی دوست دارم تو یه ساله شدنم نقد بشم خیلی دوست دارم زود بزرگ بشم می دونم بالاخره تا بچه گی نکنم و تجربه ها رو خودم پشت  سر نذارم بزگ شدن بیخودیه اما استفاده از تجارب دیگران میتونه درست منو بزرگ کنه

 

عتیقه 1 ساله از عتیقه دوستا و عتیقه نادوستا عاجزانه انتظار انتقادو پیشنهاد  داره 

 

خیلی دوست داشتم سعی کنم دل آنتیک و بدست بیارم

 خیلی سعی کردم کمکش کنم که راه درست و بره

 باهاش همدرد بودم

تو تنهائیاش مونسش بودم

تو موندگیهاش راهنماش بودم 

 و به هر وسیله که بود راهها رو بهش نشون می دادم

 نمیدونم تونستم انچه که می خواسته رو بهش کامل بدم یا نه

 ولی یه بار که پای درددلش نشستم می گفت:

 درسته که تو راهنمام بودی

درسته که دانشم و افزون کردی

 درسته که راهها رو نشونم می دادی

درسته که منو با یه دنیای جدید و پراز رمزو راز آشنا کردی

 درسته که کلی رفیق واسم جور کردی که از تنهایی درام اما ....

دیدم اشک تو چشاش جمع شد ادامه حرفاش وخورد و نتونست ادامه بده .....

منم پاپیچش نشدم که راحت باشه

ولی

 حدس زدم یه گمشده داره که منم نتونستم براش پیدا کنم

چقدر باید ناتوان باشم که نتونستم دل صاحبمو بدست بیارم

از خودم بدم اومد اما این باعث نشد که دیگه ادامه ندم

 این باعث نشد که خودمو نابود کنم واسه اینکه اونو به هدف اصلیش نرسوندم

 به خودم امیدواری دادم که بلاخره راهی هست از دانش تا عمل فاصله هست ولی نه انقدر که دیده نشه

 

فرصت خوبیه که از همه رفقایی که تو این یک سال هدایایی به عتیقه جات دادن تشکر کنم

 از کامنتای اندیشمندانه ،دلسوزانه و ومهربانه رفقا گرفته و گاها آفهایی که از این بلاگ بدستم میرسید و پیشنهادات عتیقه ای که میشد  تا  لوگوی عتیقه ای که محمد رفیق عتیقه جات بهش هدیه داده

 ممنون همه رفقای عتیقه هستم

باشد که هدایای بیشتر و باحالتری در سال دوم زندگانی به من بخشند


 

----  چند روز دیگه شهادت یکی از الگوهایه آنتیکه

---- آنتیک هنوز منتظره و دنبال راهکار برا پست قبلیشه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 تیر1385ساعت 0:54  توسط آنتیک  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin