تبليغاتX
عتيقه جات
آموزه های مادر2
و اما مادر ادامه داد تو جریانات انتقاد کردن یعنی همون نقد کردن نمی دونم چرا این واژه رو بد معنا می کنیم انتقاد به معنی بدی گفتن صرف که نیست اما حالا اگه حتی بدی ای رو هم می خوایم بگیم باید اول حسن های طرف را بشمریم نه از جهت هندونه گذاری و این حرفا نه ..اشتباه فکر نکن برای خودته برای اینکه چشم آدما عادت داره فقط بدی ببینه نمی بینه نمی بینه کوره تا وقتی خدای ناکرده یک بدی کوچولو اون هم شاید از نظر تو بدی باشه اونوقته که این چشم ناکس یهو گشاد میشه ۲ تا داری ۴تا دیگه هم قرض می کنی تا خوب خوب اون بدیو ببینی اینه که اعتمادی به این چشم نیست ولی تو جریان نقد وقتی تو دونه دونه خوبیاشو گفتی تازه می فهمی اون ۱ بدی در کنار اینهمه خوبی چقددددددددددرناچیزه بعد می رسی به مرحله بعدی یعنی تمام آثار اون بدی و ضررهاشو براش می گی اونم با مهارت کلامی ای که حتما کسبش کردی.خوب حتما میدونی که کنایه تاثیر بدی در انتقاد دارد معلومه هر چیزی که دلخوری میاره حریم ها رو میشکونه تازه یه چیز دیگه شنیدی که می گن قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود توی این جریان هم همینه نذار ریز ریزا جمع شه و یک طوفان به پا بشه .چشم مامان سعی می کنم . 

ومن با کلام مولا ختم می کنم که :من حذُرک کمن بشٌرک      کسی که تو را برحذر می دارد مثل کسی است که به تو بشارت می دهد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 تیر1384ساعت 0:42  توسط آنتیک  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin