من باب مداحی و روضه خوانی اشک و اشک در آوردن
اینکه مداحی ازاربابش حسین بخونه ولی حسینی نباشه، اخلاق حسینی نداشته باشه چه پای منبر رفتنی داره !!!
من نمی دونم چی جوریاست که بعضی مداحان واسه امام حسین مداحی نمی کنند بلکه واسه بازار گرمی خودشون به این امر رواوردند
جدیدا برخی مداحان ما فکر می کنند به هر طریقی باید گریوند حتی به بی احترامی به ائمه هم که شده
درست یا نادرست من ندانم لیک اونایی که خودشون جوونارو منع می کنند از گوش دادن آهنگهای غیر مجاز آیا کار قشنگیه که برای گرمتر کردن مجلسشون اهنگ همونا رو بردارند و روش نوحه سرایی کنند ؟!! یا بدترش برای جلب نظر جوونایی که به اهنگای تند گوش میدن پیش زمینه صداشون حوسین حوسین کنند به جای اسم شریف حسین که شباهتی به همونا داشته باشه این چه رسمیست آخه!
اونقدر روضه می خونند انقدر پیش میرند میبینند گریه ها سر به فلک نکشیده هی ادامه میدن و توصیفی می کنند که حتی به بی احترامی به ائمه کشیده میشه( این مساله برای حضرت فاطمه (س)بیشتر مشهوده )آیا از فرزندش مهدی(عج) شرم نمی کنند ؟؟
درسته که گریه برای امام حسین اجر و پاداشی دارد بس عظیم ولی آیا به قیمت نارا حت کردن خود صاحب عزا !!!!
مداحی که حتی اخلاق حسینی را پای منبرش هم رعایت نمی کنه و گاهاُ حرفهایی میزنه یا عملی ازش سر میزنه که حتی در حالت عادی نیز ناپسنده این چه مجلسیست ؟؟؟!!
پامنبری زیاد کردن و القائیات ذهنی خودشون و تو ذهن مستمعین کردن راه خوبیه البته بد که نیست یه مشت جوون خام و طوری محسور کنند که مدام بگند حاجی اینو گفت .مولا اینو گفت ....مگه کسی می تونه جلوشون حرفی رو حرف مولاشون بزنه خاک بر سر ما که مولامون شدند چندتا...........هی داد بیدادددددددد
تو که معتقدی هر عملی خالصانش خوبه. مجلس با خلوص مجلسی است که مداح حواسشو به ازدیاد کردن و خوش اومدن جمعیت نده
این حقیر هیچ گاه جایگاهی برای هیچ احدالناسی نه بیان می کنه و نه حتی این اجازه رو به خودش میده که تو ذهن کوچیکش بیاره که منزلت آدمها رو فقط خدا داند وبس.
پس در مورد شخصیتی هیچ گاه صحبت نمی کنم بلکه در مورد عمل و کار اشتباه صحبت می کنم. چون خودم جوونم .جوان است واحساساتش .جوان هست و هیجان. جوان هست وشور و انرژی. لذا خوب درک می کنم این مجالس جوون پسندانست و جوونا رو زود جذب میکنه .خودم هم گاهی پای منبرشون بودم و حتی مداحیاشون روهم گوش میدم.
اما ای رفیق!
مجلس عزا ی امام حسین تموم زیبائیش به اینه که چیزی توش یاد بگیری یه آموزنده ای که تو رو تکون بده وبعد ازاین مجالس بیشتر تورو توی خودت ببره و تفکر داشته باشی
اینی که فقط محض خالی شدن و انرژی تخلیه کردن جوونیت، بری پای چنین مجالسی، این که فقط محض حال کردن، بری پای این جور مداحیها فقط ارزش همون اشک ریختنت بهت داده میشه. ولی من فکر میکنم بازم می گم فکر می کنم خود امام حسین خود حضرت زینب راضی تر باشند که پیامهای عاشورا را بیشتر دریابیم تا جریان چگونگی به شهادت رسیدن تک تک شهدا از سیر تا پیازش ......
چه کنم ؟
چه کنم که ذهنم را مدام غبارروبی می کنم تا کتابهایی که قبلا مطالعه کردم و توش یادی از مولا حسین شده را دوباره بخاطر بیارم. میرم سراغ کتابخونم و کتاب را با شعفی پیدا می کنم تا یادآوری ای برای خودم بشه وهم درسی برای بلاگم به یکباره یاد عارف بزرگی که جملات ساده و بی ریاش همیشه خیلی به دلم میشینه افتادم یادم افتاد که او هم از ارباب زیاد سخن گفته بود خوندم و خوندم رسیدم به متن زیر یک دفعه درد دل خودم باز شد باور کنید که منوال بلاگم و نمی خواستم بهم بزنم قصد نداشتم از خودم چیزی بنویسم اما دیگه............شرمنده همه رفقا ![]()
در روضه خواندن ادب کنید فکر کن اگر می دیدی اهل بیت که صاحب عزایند ،در کنار نشسته اند باز هم همین طور شدید روضه می خواندی؟!جلوی حضرت زهرا هم مصیبت فرزندانش را همین طور جانسوز و جگر خراش ذکر می کردی؟با این نحو روضه خواندن می خواهی دل صاحب مصیبت را آتش بزنی و به گریه اش بیندازی؟
شخصی که در ایام جوانی در زورخانه ای ضرب می زد و آواز می خواند .به هنگام پیری به مداحی روی آورده بود و چون سوادی نداشت بعضی از روضه های سایر مداحها و روضه خوانها را یاد گرفته بود و می خواند لکن به خاطر همان روحیه زورخانه ایش تا می توانست مصایب اهل بیت را رقت انگیزتر و شدیدتر بیان می کردتا گریه بیشتری از مستمعین بگیرد و من به شدت از این کارش آزرده بودم چند بار خواستم به او تذکر بدم که مودبانه تر ، مختصرتر روضه بخواند اما نشد.یکبار در حالت مکاشفه او را دیدم که تمام صورتش حتی مژه هایش پر از مورچه های سفیدی است که صورتش را می خورند و او دایم با ناخنهایش آنها را از صورت خود می کند و به زمین می ریزد اما بلافاصله مورچه های جدیدی به جای آنها ظاهر می شوند.
مصباح الهدی /بیانات عارف بزرگ اسماعیل دولابی
| نمایش عاشورایی |
کابوسها و خون |
|
سخن صاحب این ماه |
بارخدایا ! با احسان خود مرا اندک اندک به سوی کیفر خود مران و با بلاها تأدیبم مفرما. |
| بلاگ عاشورایی | نشریه طاووس |
|
درس عاشورایی بزرگترین چیزی که امروز آموختی چی بود؟
|
رفقا *به دیگران محبت کنیم تا مورد محبت آنان قرار گیریم *قدم اول را که بگذاری خداوند خودش هول دهنده هست و راهها را می گشاید بدون اینکه حتی خودت بخواهی *دوست خوب هرچند هم نزدیک نباشه و آدمو به کار نیک دعوت کنه از 100 دوست که حتی حالتو نپرسند بهتر *هر چیزی که به پایان میرسه ارزشش بیشتر میشه *هنر اینه که ناراحتیت رو تو ظاهر نشون ندی به دیگران روحیه بدی همش منتظر اونا نباشی |