تبليغاتX
عتيقه جات
آموزه های مادر:اگه هم دنیاتو میخوای هم آخرتتو

 

 

 بدست آوردن هر دو دنیات با ارتباطات

 

می خواستم در مورد ارتباطات این کلمه اعجازانگیز صحبت کنم

 

ارتباط در چهار قسم تنظیم می شود فی الواقع هویت انسان چهاروجهی است

 

  1. ارتباط با خدا
  2. ارتباط با خود
  3. ارتباط با دیگران
  4. ارتباط با طبیعت یا هستی

 

هر کدام از این 4 وجه بسی جای بحث داره اما خوشبختانه کاملا بهم مربوطه یعنی از هر کدام شروع کنیم به بقیه هم می رسیم می گید نه  الان براتون مثال میارم

حتما شنیدید که هر کس خود را بشناسد خدای خود را شناخته (من عرف نفسه فقد....)(1و2)

 و هر کجا سخن از رابطه با خداست رابطه با خلق هم هست(1و3)

و همچنین داریم انسان هر چه با خلق بیشتر می پیوندد وسعت وجودیش بیشتر میشود(2و3)

و همچنین هر چی نگاهت به هستی زیبا باشه وحدت با نظام هستی پیدا می کنی و پی به وجود خدا می بری(1و4)

وبه قول جبران خلیل :فاخرترین جامه هایت بافته دیگری است مطبوع ترین غذاهایت انهاییست که بر سفره دیگران می خوری آسوده ترین بسترهایت در خانه دیگری پهن است حال به من بگو چگونه می توانی خود را از دیگران جدا کنی؟(2و3)

 

اگه  قانون تعدی هم بکار ببری  ارتباط همشون با همدیگه درمیاد

پس اگه مهارت یکیشون را بدست بیاریم یعنی تلاش کنیم مطمئن باشید  که مهارت هر 4تا بدست میاد و انوقت چه غمی داری که هم دنیات و داری هم آخرتت چی از این بهتر فقط به  شرط این که اول یه ارزیابی داشته باشی برا خودت ببنی کدومشو رعایت نمیکنی صادق باش و بعد اینکه  اهل تغییر باشی و بگی بسم الله و بعد در مورد اونایی که تا حالا  اهلش نبودی  ممارست در تمرین داشته باشی  البته گام به گام به یکباره نمیشه از این رو به ان رو شد روی هرکدوم برات مهمتره مکث کن بعد که برات ملکه شد برو سر بعدی

 و اما من آموختم از مادرم اصول مهارت ارتباط با دیگران که زکاتم را به رفقای مهربانم تقدیم می کنم

 

مهارت ارتباط با دیگران

 

1.احترام و تکریم نفس انسان

ü      عدم تحقیر :افراد را از صمیم دل محترم بشماریم ،چون خلیفه الله هستند

ü      بر مبنای تساوی شخصیت انسانها با همه ارتباط برقرار کنیم

ü      با دیگران به عنوان انسان عاقل و بالغ رفتار نمائیم

ü      استقلال افراد را در مسئولیتها حفظ نماییم

ü      هر کسی تا حدودی باید خود مسائل زندگی را تجربه کند و به پختگی برسد در مقابل همه چیز محافظ فرد نباشیم

ü      اسم افراد را بخاطر بسپاریم

ü      تا انجا که می توانیم در کارها و تصمیمات ،مشارکتی عمل نماییم

ü      عدم تحکم:تحکم ،انسانها را به زبونی می کشد ،می توانیم خواسته خود را با ذکر دلیل منطقی و محترمانه مطرح نماییم

ü      نظر خود را تحمیل نکنیم .به سخن طرف مقابل با هدف تعدیل نظر خود گوش دهیم

ü      شرایط مخصوص هر فرد حتی شرایط محیطی که موجب خلق مخصوصی یا عادت خاصی شده بپذیریم

ü      در سپردن کار به دیگران شکوفایی آنها و بهره گیری جمعی را لحاظ کنیم نه استثمار و بهره کشی،هیچ کس دوست ندارد مورد بهره برداری قرار گیرد

ü      حق بدهیم شرایط خاصی برای فرد ،احساسی را پدید می اورد .دنبال کشف آن احساس و درک مبانی آن باشیم و اگر انرا صحیح نیافتیم درصدد تصحیح برآییم

ü      حتی الامکان سخنان را به صورت امر ونهی بیان نکنیم .خواسته های خود را در قالب عبارات پرسشی مطرح کنیم

ü      از قطع کردن سخن دیگران ،تذکر بی جا ،ارزیابی کردن بی اعتمادی بپرهیزیم

 

البته این بحث به خاطر اینکه حالت تمرینی داره به صورت مباحث سلسله ای عنوان میشه هرکسی هر پیشنهاد یا نقدی داره هم خجالت نکشه و بگه 

 بحث بعدی در مورد انتقاد هنرمندانه از دیگرانه  ......ادامه دارد منتظر باشید

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 7 آبان1384ساعت 14:17  توسط آنتیک  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin