تبليغاتX
عتيقه جات
هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی

شب قدر چه شبی است؟

من که  می گم خیلی عجیب غریبه ؟اخه..

تو یک شب هم قران نازل میشه هم قران ناطق و از بین میبرندقراره هر سال تو این شب قرآن نازل بشه می دونی یعنی چی ؟!یه کم درکش جالبه!

تو همین شب قراره تقدیر یک ساله مون و رقم بزنند

اونوقت این شب باید تو رمضان باشه ماهی که مارو مهمون کرده و حالا اخراشه باید   بشینی می خواهند قضا قدر سال بعدت و بنویسند ای کاش می تونستم بخونمشون  

چه خبره  جریان چیه چه شبیه ؟!!

می گن این شب خیر من الف شهراست و خواب و از چشات بگیر که حرام است

قران سر میذاری و قسم میدی به آیه آیه نزولی که در این شب اتفاق افتاد به صاحب ایه ( خدا) به کسی که تو این شب حال عجیبی داشت و سینه اش تنگی می کرد (محمد مصطفی) و به قران ناطق (علی مرتضی) وخاندانش.... اونم نه یکبار نه دوبار بلکه ....اینهمه قسم که خدایا این مقدراتو  برامون خوب امضاء کن و خدا هم که مهربونتر از این حرفاست که اینهمه قسم و با اشکات همراه کنی بذاری تو طبق اخلاص

پس چرا این شب که تموم میشه فرداش کسی بخاطر نمیاره چه جریاناتی و گذروند دوباره  .......

شب قدر: شب خداحافظیه. تقدیر رقم خورده که توی شب قدر قرآن تو محل عبادت رنگ عشق بگیره

 

 

خداحافظ ای کوچه پر زدرد       خداحافظ ای یاس باغ کبود                 “پس آن مرد شقی چه شد؟”

 

خداحافظ ای بیت الاحزان یار      خداحافظ ای قبر پنهان یار                                شب علی

 

 

خداحافظ ای نان خشک و نمک  خداحافظ ای ماجرای فدک                      در شهادت عدالت بگرییم

 

خداحافظ ای انتظار اجل           خداحافظ ای زانوی در بغل

 

بگو جز غم جهل مردم نخورد    بگو در همه عمر گندم نخورد                 یه شب که هزار شب نمیشه!

 

خداحافظ ای خشم لب دوخته   خداحافظ ای خانه سوخته

 

بگو تیر مرده شباهنگ خورد  دل شیشه اش از همه سنگ خورد

 

بگو این حقیقت به اهل مجاز   نماز است از من نه من از نماز

 

زخون گو به مسجد رخم تر کنند    نمازم رابلکه باور کنند

 

به حمدی که من از دولب خوانده ام  به حمد همه فاتحه خوانده ام

 

 

ندیده در ایام چشم سحر     ز خورشید چشمم سحرخیزتر

 

غم و دردم امشب به پایان رسید    به زهرا بگویید مهمان رسید

 

خداحافظ ای بوریا نان جو       گهر جامه و وصله نو به نو

 

خداحافظ ای سجده گاه علی   که مانده نگاهت به راه علی

 

خداحافظ  ای دردها چاهها       دگر نشنوید از علی آه ها

 

خداحافظ ای کوفه ای شهرغم   که در کام من درد و شد زهرغم

 

خدا حق به حق ناسپاسان گرفت   علی از علی ناشناسان گرفت

 

الا کوفه کو یوسف مصطفی    چه کردی علی را تو ای بی وفا

 

به شامم فلک آفتابی نداد         سلام علی را جوابی نداد

 

خداحافظی کرده ام با همه    که چشم انتظارم بود فاطمه

 

خداحافظ ای دوستان دشمنان     حلالم کنید ای همه کوفیان 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آبان1384ساعت 13:39  توسط آنتیک  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin