تبليغاتX
عتيقه جات
من میگم........

من می گم درویش باید دیده نشه یعنی نشون داده نشه یعنی آفتابی نشه یعنی تو جمع باشه ولی انگار نه انگار که وجود داره یعنی کسی به حسابش  نیاره مگه نه اینکه معنی درویش همون فقیر و مفلس چطوری تو از کنارش بی توجه میری اینم همونه فرقی نداره اما دنیا دنیا ی رنگارنگی حالا بعضیا با این کلمه برا خودشون کلاس میذارند یه مو بلند می کنند و یک تسبیح داش مشدی هم می گیرند دستشون و یه اسم درویش رو خودشون

من می گم درویشی به ظاهر نیست

من میگم از اینکه می گم یا علی می ترسم که نکنه لقلقه زبانمه

من میگم باید بریم گم شیم تو صحرای بی کسی هیشکی نباشه جز خودمون و او

من می گم من با خدام رودروایسیم کمتره تا بندگان خدا اصل واسطه برام سنگینه نه که خدای نکرده ائمه رو ببرم زیر سوال که فلسفه واسطه بودنشون هم می دونم اما

من می گم خدا کریمه و حکیمه بد بندشو نمی خواد یا میده یا اگه نمی ده با حکمت نمی ده چرا باید اصرار کنیم و واسطه ببریم این برام جا نمی افته

من می گم می خوام بی واسطه با خدام صحبت کنم

(کاش بی واسطه هر شب تو فقط بودی و من

آگه از این دل پرتب تو فقط بودی و من)

من می گم خیلی حقایق برام گمه

من می گم دنبال اونم دنبال حکمتها و حقایق نمی خوام گنگ و کور و کر قبول کنم

من می گم آخه دارم برا تو می نویسم چون دنبال حقیقتم

حالا همینش هم حکمته حکمت چیه؟ مذهب چیه؟ مکتب چیه؟

من میگم کارم درسته؟

من میگم ظواهرش که نیستش اما حقایقش چیه؟

من مگم دل و عقلم سازش ندارند میونشون خوب نیست

همه میگن نه ...

من میگم تو همه چی موندم

تو می گی فکر می کنی موندی..................

اینا رو من می گم اما تا وقتی ما بگه خیلی مونده!!!!!
+ نوشته شده در  یکشنبه 5 تیر1384ساعت 10:57  توسط آنتیک  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin