این ذهن عتیقه چه موجود عجیب غریبیه ها
انقدر خودش و درگیر مسائل جدید می کنه که گاهی قدیمیها را می فراموشد
چند روز پیش بود که باید یه سالگردی تو این بلاگ گرفته میشد و طبق سنن وبلاگ نویسا یه جشنی به پا می شد ![]()
خوب دیگه اینم از اثرات سهمیه بندیه بنزینه آخه می گن رو همه چی تاثیر گذاشته از نرخ لبنیات و گوشت و کرایه ماشین گرفته تا ذهن عتیقه ایه آنتیک ![]()
این عتیقه جات که چند روزی غبار گرفته و کسی نیست دستی به سر رو ش بکشه 4تیرماه 2 ساله شده و چقدرررررررررررر مظلوم شده ![]()

2 ساله که انواع و اقسام عتیقه ها رو اورده و فروخته
2 ساله که سود زیادی از فروش عتیقه ها برده
2ساله که مهمونای زیادی و پذیرایی کرده
2ساله که رفقای مهربونیو تونسته پیدا کنه
2 ساله که با همه نوع روحیه ی آنتیک ساخته
2 ساله که همراه آنتیک بوده
2 ساله که مونس آنتیک بوده
2 ساله که شریک غم و شادی ،گرفتاری و درگیری ذهنی ، تنهایی و ......آنتیک بوده
این اواخرم که مهمون جدیدی اومد تو عتیقه جات و همه عتیقه ها رو یکجا با صاحبش خرید
از اون موقع بود که چیزی برای فروش نبود تو مغازه
از اون موقع بود که گرد و غبار نشست تو مغازه
ولی آنتیک قول میده تو سال سوم زندگیه عتیقه جات عتیقه های جدید بذاره تو مغازش
و اینبار به همراه شریک جدید صاحب مغازه رونقی عتیقه وار بده .خدایش همتش دهد و توفیق![]()
خیلی دوست دارم کادوهای سال قبلمو دوباره رو کنم تا بدونن رفقا چقدر از اون هدیه ها مشعوف گشتم.
مسیح برادر بزرگوارم :
سلام عتيقه جات عزيز
تولــــــــــــــــــــــــــــدت مبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارك
:)
واقعا كه چي كشيدي توي اين يكسال از دست نويسنده ي آنتيكت
كاملا كه نه
ولي تا حدودي مي تونم احساستو درك كنم
اميدوارم كه سالهاي سال رفيق و مونس و كمك خوبي براش باشي
و سالهاي سال دوستان و خوانندگاني گل ( من جمله مسيح عادي )
بتونن از حاصل تعامل عتيقه و آنتيك مستفيض بشن
عذر مي خوام كه ديروز نرسيدم بيام توي نت
وقتي ديدم اين پست آنتيكو
كه ديگه دير شده بود
ولي براي عرض تبريك و عرض ادب هيچ وقت دير نيست
راستي
اگه ديروز اومده بودم برات كيك مياوردم
ولي امروز كه ديگه دير شده
اين كادوي ناقابلو قبول كن از عمو مسيحت
:)
:
__________,-~-. _.--._.-~-, _______
_________/ .- ,'_______`-. \______
_________\ /`__________\'/______
_________ /___'a___a`___\ ________
_________|____,'(_)`.____ |______
_________\___( ._|_. )___ /_________
__________\___ .__,'___ /__________
__________.-`._______,'-.__________
_____,'__,'___`-'___`.__`._______
_______/___/____V_____\___\____
_____,'____/_____o______\___`.___
___,'_____|______o_______|_____`._
__|_____,'|______o_______|`._____|
___`.__,'_.-\_____o______/-._`.__,'__
_________/_`.____o____,'__\_______
__.""-._,'______`._:_,'_______`.,-"".__
_/_,-._`_______)___(________'_,-.__\
(_(___`._____,'_____`.______,'___)_)
_\_\____\__,'________`.____/___/_/__ژ
البته قبول دارم كه هديه ي مناسبي به نظر نمي رسه براي يه كوچولوي يكساله
ولي خب
مي توني نگهش داري تا وقتي بزرگتر شدي بتوني باهاش بازي كني
:)
بازم بابت تاخير عذر مي خوام
و بازم آرزوي تداوم فعاليتتو دارم
و به عنوان يه نظر عادي
و نه خدای ناکرده به عنوان پند و اندرز
دوست دارم براي همسفر گراميم بنويسم كه
بهتره
از هر چيزي
در حد توانش انتظار داشته باشيم
و بهتر اينه كه
از هر چيزي
اون چيزي رو انتظار داشته باشيم كه
بهتر مي تونه انجامش بده
وبلاگ
يه فرصته
فرصتي براي نوشتن
و نوشتن
خودش يه فرصته
فرصتي براي شناخت
شناخت خود
و شناسوندن خود
به خود و ديگران
و شناخت يه فرصته
فرصتي براي تلاش در راه ارتقاي معرفت
...
و نوشتن
گذشته از همه ي فوايد ديگه اي كه داره
اين فرصتو هم برامون ايجاد مي كنه كه
همه ي حرفاي ريز و درشت عتيقه اي رو كه تو دلمونن
روي هم تل انبار نكنيم و
حد اقل اون بخشيشو كه مي شه
بريزيم روي دايره
...
و فرصت
توی این دنیای محدود
نعمتیه که تا هستیم و هست باید قدرشو دونست
...
سربلند بموني و ايروني
دائی رسول :
سلام شیما. بهت تبریک میگم... راز مانایی انسانها در این نیست که آنچه هستند بمانند بلکه در این است که به سوی آنچه باید باشند حرکت کنند... گذر از آنچه هستیم و رفتن به سوی آنچه باید باشیم اگر چه سخت است اما دلنشین است. همچون حقیقت که تلخی آن هم شیرین است. در این زمان ماندن و ادامه دادن شرط است. مهم نیست در چه قالبی باشی یا چه کسی... مهمه این است که باشی و بودنت را با اندیشه ات استوار کنی
رئیس رها:
یک سال تجربه اندوزی مبارکت باشه. این افتخار نصیب من هم شد که در فرصت یکسال با واسطه یه مهربان دیگه با آنتیک آشنا بشم. جای خوشبختی برای من بود که از یادداشتها و ایده های زیبای عتیقه جات بهره مند بشم
ج.ش عزیز :
سلام و تبریک برای جشن سالگرد. هم مطالبتون زیباست هم لوگوی وب لاگتون اسمتون هم که عتیقه است. البته فرصت نکرده ام خیلی از مطالب رو بخونم چون سرم شلوغه ولی فرصت میگذارم و این کار را می کنم
با آرزوی سلامتی
نیمای مهربان:
سالیست در این ره می فرسایم دل
که شاید از خرابه هایش
گنجی یابم!
سالیست که بر دل می فرسایم قلم
که لیاقت دهد
نوشتن نامت!
آبجی نرگسی:
سلام آبجی آنتیک خودم
تولد وبلاگت مبارک
ان شاالله جشن صد سالگیشو بگیری
امیررضا پدر نژلا :
سلام بر خواهر نژلا !
با گذشت زمان انسان نسبت به گذشته کاملتر می شود ، و این از "نسبی بودن آگاهی و یا جهل بشر " حکایت می کند !
امیدوارم روز به روز همه ما رو به سوی کامل شدن گام برداریم !
بدرود
عمو بهنام :
آدم اگه پیر هم بشه باز هم دلخوشی هست، اصلا توقعات هم با آدم ها بزرگ میشن. اینو البته اول به خودممیگم بعد به بقیه.
شیما نمیدونه دوستاش خیلی خیلی دوستش دارن فقط میدونه یه کمی دوستش دارن!
ممنونم عموجان که ما رو از یاد نمی بری. این ننوشتنما روهم فقط بذار به حساب نبودنمون وگرنه نه فراموشکارم و نه بی معرفت.
خیلی خوشحال میشم پیغامی که از طرف شما میاد.
سلام.
به مبارکی و میمنت. ایشالا صد ساله شی. نه صد و بیست سال کمه هزار و بیست ساله شی. موفق و شادکام باشید.
آبجی آرامم:
سلام رفيق
من بايد سز فرصت بشينم همه ي پستاي قبليتو بخونم تا بفهمم چه فرقي كردي اجاره بده سرفرصت باشه آبجي!
قربونت
موفق باشي
نیمه مهربان:
به به سلام سلام!!! عليک سلام مهمون نمي خواي صاحب خونه مهمون دعوت کردي صابخونه پذيرايي نميکني. صابخونه کيک نميدي صابخونه ميوه تعارف نميکني، صابخونه اهنگ نميزاري صابخونه . . . از دست تو انتيک که جشن و تولد گرفتنت هم انتيکه. راستي حالا جشنه تولده ديگه جشن گرفتي ديگه تکليف ما مهمون ها رو مشخص کن.
تولد تولد تولد مببببببببببببببببببارک تولدت مبببببببببببببببببببببببارک تولد وبلاگت مبببببببببببببببببببببارک.
خوبه به نظر من که خوبه باور ميکني اون اولها البته يادم نيست که چه موقع بود که با وبلاگت اشنا شدم و توسط چه کسي. از همون اولين پست وبلاگت تا حالا رو دنبال کردم. اول ها يک جورايي عتيقه جاتت قلابي مينمود انگار برام ببخشيد ها يک جورايي مسخرم مي اومد اما نميدونم اين چي بود که تمام پست هات رو تا آخر ميخوندم البته يک جاهايي رو نخوندم يک جاهايي بود که اعتقاداتم درست عکس نوشته هات بود حالش رو نداشنم بخونمش اما شايد بتونم بگم نود و پنج درصد پست هات رو خوندم.
اما هر چي جلو تر رفتي عتيقه هاي عتيقه داشتم تو زمين خودشون رو رو ميکردن. هر چي مي کندي ديگه انگار واقعا زير خاکي بودن. خوشم اومد از وبلاگت. نوشته هات پخته شدن. بابا مهندس بابا اينکاره بابا عتيقه.
اما خوشحالم که بعضي مطالبت برام تو زندگيم اموزنده بود هر چند که برخي مسائل رو به عينه در گيرش هستم اما واقع وقتي به مثالي همرديف و هم فاقيه اش بر ميخوره ادم واقعا تو فکر رفتم. موفق باشي.
هميشه شاد باشي و در پناه حق متعال به استاد شايسته هم خيلي خيلي سلام عتيقه اي برسون.
هفتادو هفتی عزیز:
سلام آبجی شیما. خیلی سرم شلوغ بود نتونستم به وبلاگت سر بزنم. مثل همیشه مفید بود و راه گشا. انشالله 12000000000000000 سال دیگه هم برقرار باشی. هم خودت هم وبلاگت.
زهره برهانی جونم:
شیما جون تولد یکسالگیت مبارک
به سبک تولدا میگم ایشالا صد سال زنده باشی (وبلاگ )
بابا کیک و شمع و تولد تولدت کو پس ؟؟؟
عقبگرد:
سلام شیما خانوم
وبلاگ پیچیده ای دارید... واقعا که آنتیکه و البته اثرگذار...بهره بردیم
و هدیه گرانبهایی با کادوی عادی در بلاگ عادی
چهارم تیر ماه
اولین سالگرد
تولد یه وبلاگ عتیقه
به دست توانای یه وبلاگنویس آنتیک بود
مسیح مدت زیادی نیست که با اون وبلاگ آشنا شده
و حس می کنه توی مدتی که به دلیل بی خبری
از خوندنش محروم بوده
یه جورایی ضرر کرده
راستش شیما رو با عناوین زیادی تا حالا خطاب کردم
همسفر
هم پروژه ای
همکار
دختر عمو
آبجی خانم
جناب سردبیر بخش فرهنگی ...
...
و اکثر اوقات با یه پسوند : آنتیک
اما در بین دو صفتی که
وقتی به یاد او میفتم میان تو ذهنم
آنتیک اصلا جایی نداره
اون دو صفت , اینا هستن :
اکتیو و خدایی
...
امیدوارم کرکره ی نمایشگاه عتیقه جات و مغازه ی عتیقه فروشیش همیشه بالا بمونه
و حداقل تا صد سال دیگه توش بنویسه
و مسیحم همچنان براش کامنتای بی سر و ته و طولانی بذاره ...