بالاخره آنتیک جون هم دوتایی شد
بگذریم که چه جریاناتیو برای امر خطیر دوتایی شدن تو این ماههای اخیر سپری کرد
اما فکر نکنم تموم لحظات تلخ و شیرینش از این ذهن عتیقه ایم پاک بشه
فقط اینو بگم که شروع زندگیه دونفره رو اونطور که عمری تو ذهنم دوست داشتم شروعیدم
خدارا می پرستم بخاطر خلقت انسان، چنین موجود پیچ در پیچش
خدا را عاشقم به خاطر اختراع عشق در عالم هستی
خدارو دوست دارم به خاطر اینکه منو تنها نمیزاره
یه موجود عتیقه ای را هم سپاس می گم که محبت و عشق آموزی را به من آموخت
قلب یخی رو آب کرد
و آدم آهنیه به قول خودش را انسان نما کرد
نمیدونم چقدر برا اینکار تلاش کرد ولی دست مریزاد داره چون خیلیا نتونسته بودند
اون موجود عتیقه قراره تو همین دوتایی شدنمون خیلی چیزای دیگه بهم یاد بده
قراره خیلی جاهای ناشناخته منو ببره
خودش گفته تا آخر که آخری هم اگه نباشه با من میمونه
میگه همسفر خوبیه
میگه خوش سفر است و پیچ و خمهای جاده رو میتونه رد کنه
میگه ممکنه گاهی مسیر و تو جاده باهم اشتباه بریم اما مطمئنا با عنایات خداوندی زودی متوجه میشیم و برمیگردیم و مسیر اصلی و پیدا میکنیم
میگه میخواد یه کلبه تو کوچه ی بهشت برام بنا کنه
همراه آنتیک خیلی باصفاتر از اون چیزیه که فکرشو می کردم
خدای را شاکرم و شاکر می مانم
روزی اگر 1000 حمد هم بگویم کم است مهربان همراه!
تو این کشمکش عقل و دل آنتیکی بالاخره بعد از مدتی باهم به توافق رسیدن و طرح دوستی ریختن
پس از همه ی اون قطعنامه ها و زیاد شدن زمان گزینش و دست به دامن حافظ و قران و علم جدید روانشناسی و.......
خود عتیقشم اون اولا با یه اس ام اس از آنتیک پرسید : آیا میتونی با یه آدم احساسی مثل من با عقل گرایی زندگی کنی و در مقابل احساساش کم نیاری و اورو سیراب محبت کنی؟!!
می گفت عاقلانه تصمیم بگیر ولی عاشقونه بمون
درسته که یه کم زخم برداشتند هردوی عقل و دل اما سوزش جراحتها هم مزه ای داره که به آب شدن و وزن کم کردن و دیوانه خواندن می ارزه باور نداری از اونایی که مجروح شدن بپرس
به قول شریعتی :
خدایا به آنان که دوست داری بیاموز که عشق از دوست داشتن بهتر است و به آنانکه دوست تر داری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر
از همه رفقای گلم که منو شرمنده ی محبتشون به هر صورت دوست داشتنی ای کردن تشکر می کنم
باشد که همگان سیراب از عشق الهی گردیم