تبليغاتX
عتيقه جات
پسری که استاد پدر شد

 

هممون بر این باوریم که تاثیر فیلم تا چه اندازه حائز اهمیته

امروز آنتیک ناپرهیزی کرد و  نیمه ی آخر فیلم ابراهیم خلیل الله را دید

 

 

 همه صحبتها و حتی اکشنهای  فیلم چیز تازه ای نبود

همه ی آنچه بارها و بارها شنیده و خوانده بود

 ولی چه کرد این فیلم که اشک آنتیکی رادرآورد

تفکر عتیقه ایم به این جریان سوق داده شد که بشر چه کرده است با این دین ؟ !!!

پسری که در طول عمر زندگیش پدری به خود ندیده ،

پدری که فقط نامی ازش شنیده و داستان رها کردن او در خردسالی با مادر جوانش آنهم در یک بیابان خشک و سوزان را شاید بارها از مادرش شنیده

و تمام بار زندگی را خویش تنها با مادرش به دوش کشیده

چگونه موحد بودن را از مادر خویش فراگرفت

 که چونین استادی می کند در مقابل پدرش

 

صحنه ای که اسماعیل مادر را فرامی خواند برای تحویل گرفتن مهمانی که نمی داند این مهمان چه کسی است و هاجر برای لحظه ای سکوت می کند و با آرامش تمام پسرش را معرفی می کند:

 این اسماعیل پسرت هست ابراهیم

آنتیک سعی می کند در دیدن فیلم خودش را جای تک تک  بازیکنان بگذارد

خوب در آن لحظه شاید آنتیک با دیدن ابراهیم می گفت :

این همه سال کجا بودی مرددددددددددد .نگفتی چه به سر زن و فرزندت آمده

یا شاید بدتر از آن

کاش کسی پیدا نشود و بگوید مقایسه محال است آنان پیامبرند و خاندان پیامبر.

که هیچ نفهمیده آنتیک چه می گوید

شما جایگاه احساسی را در نظر بگیرید

همانگونه که ساره انسان بود و زن و بالاخره حسادت زنانگیش برانگیخته شد وهاجرو پسری که خود چنین پیشنهادی داده بود را از خانه بیرون می کند

هاجر نیز انسان است و زن و سالها بی مردی به خود دیده است.

 سالها با رنج، پسری را در دل بیابان بزرگ کرده بود

سختیه کشیده شده در این ایام جوانی کم نبود که نخواهد شکوه کند

صحبتی در میزان واقعیت فیلم ساخته شده ندارم شایدم هم شکوه ای بوده و داد و بیدادی ما چه بدانیم

 ولی اسماعیل را چه می گویید آنجا که متوجه وحی خدا به پدرش میشود چون و چرا که نمی کند هیچ بل پدر را دعوت به صبر می کند

 بگوییم تمام اینها باز فیلم

آیا قدرت فرار نداشت !!!؟؟؟

چه دلیل بر گوش دادن حرف پدر پیرش آنهم پس از این همه سال جدایی بیاید و بگوید: همو که گفت تو را در بیابان  رها کنم حال می خواهد تو را برایش قربانی کنم

 

 

 

 آنتیک جای اسماعیل بود خدا را جز خدای قهار زورگو نمیدید

چه کرده هاجر با اسماعیل !!!

 چگونه این زن بزرگ چنین نسلی تربیت کرده که به خدای ندیده و پیامبر ندیده و پدری که چنین کرده با او چنین ایمانی دارد که می گوید:

انجام بده  پدر آنچه او فرمان داده انجام بده و معطل ننما

خدای اکنون ما چه فرقی با خدای اسماعیل و هاجر دارد ؟

ایمان و موحد بودن ما چه فرقی با ایمان و موحد بودن هاجرو اسماعیل دارد؟

 

اگه یه کم جریانی پیش بیاد که با مغز کوچیکه عتیقه ایمون سازگاری نداشته باشه و نتونه دو دوتا چارتا کنه زودی می بندیم به  عدالت خدا  و نفی می کنیم آنچه باید

اگه هم نفی نکنیم چون و چرامون مدام بلند است

کجاست خدای عادل این زمان و کجا بود خدای عدالتگر زمان هاجر

عناد ورزی تا چه حدددددددددددددددد

 

آنان که به سفر مکه رفته اند باید شیرینیه این فیلم برایشان بیشتر باشد .

آنجا که سه بار ابراهیم بر شیطان سنگ میزند

 آنجا که هاجر اسماعیل را می گذارد و بین صفا و مروه هروله می کند

آنجا که اسماعیل از ناتابی به زمین فشار می آورد و چشمه ای فوران می کند

و انجا که در منا ابراهیم خنجر بر حنجر اسماعیل می گذارد

 کاش قسمتمان شود در جوانی

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 دی1385ساعت 15:56  توسط آنتیک  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin