تبليغاتX
عتيقه جات
الوعده وفا
 

آنتیک قول داده بود به رفقا که نقش پستچی را خوب بلد است اجرا کند

 پرینت کامنت چندپست پیش  رفقا(مرا می برندم!کجا می برند...)  فراموشش نخواهد شد

وتاخیر بی حکمت نیست

و طلبیدن بی جهت  نیست

دعای آنتیکیم از برای تو زمانی دعا می شود که همراه با عنصر معرفت باشد و آنگاه این عنصر همراه خواهد شد که تو دست به دعا شوی واز خدایش طلب کنی 

اگر آنتیک را دریابی او نیز هم

امضا ءهای زمینی که تمومه و نشان از حرکت روزپنج شنبه را می دهد اما امضای اصلی او را ندانم هنوز

 

می خواهم حرف جلال را بدرکم که:

در جریان عادی و روان جوی باریک عمر من ، با این زیارت ،انحراف بزرگی رخ می دهد.این انحراف ،خواهی نخواهی همچو سر پیچ نهرها غلغله و ولوله ای در مغزم ،و هم در زندگی ساکت و آرامم ایجادمی کند که نمی توانم دریابم.

"بر...مشا...مم میرسد هر لحظه بو...ی کربلا"

 

 حسینا  آنتیک می آیدتا با تو رازونیاز کند.تا آنچه که تا کنون بدست نیاورده است به واسطه تو بیابد .

می آیدتا عهد شکسته اش را تجدید کند.

 به سوی تو می آید تا هدف غرق شده در مشغولیاتش را خود به گوشش دوباره بخوانی

 ومی آید تا دل پردرد خود را به سوی تو بگشاید

ای حسین او دلش گرفته و روحش پژمرده ،در میان طوفان حوادث که همچون پر کاه  این طرف و آن طرف می کشاندش،مأیوس و دردمند گیرافتاده است

اومیداند آن چه مهم است انسانیت ،فداکاری در راه آرمان انسانها ،غلبه بر خودخواهی و غرور و مصالح پست مادی و ایمان به ارزشهای الهی است .

باید انسان ساخت،باید هدف را بر اساس سلسله ارزشها معین نمود معیار سنجش را فقط و فقط بر مبنای انسانیت و ارزش های خدایی قرار داد.

ای حسین،او دردمنداست،دلشکسته است و احساس می کند که جز تو و راه تو دارویی دیگر تسکین بخش قلب سوزانش نیست..

میزبانا اینبار اگر مهمان آنتیکی دعوت نموده ای خودت خجالتش ده تا بار دگر با سرافکندگی خدمت نرسد

مهربانا خود برایش قصه ی عاشورا را بخوان و تفسیرنما تا چشمان خشک شده اش نمی به خود بیند

 

 آنتیک را پذیرا باش به حق مقلب القلوبت

 

 


روزه داران عیدتان مبارک

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 آبان1385ساعت 15:21  توسط آنتیک  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin