قله بعدي فتح مواضع ديگر جمهوريت بود، امام كه در مقابل متحجرين و ليبرال ها كه به حكومت اسلامي و ديگري به جمهوري دمكراتيك قابل بودند ، گفتند جمهوري اسلامي نه يك كلمه بيش و نه يك كلمه كم ! اين يك لفظ تشريفاتي نبود . اين واقعيتي است كه از قرآن و ائمه به ما رسيده است و نظارت و مشاركت مردم در آن بسيار وسيع تر و واقعي تر از دمكراسي غرب است تحقق بخش دستور "كلكم راع و كلم مسئول عن رعيته" اميرالمومنين است . اگر مشكلاتي در آن پيش نمي آوردند ما در 30 سالگي انقلاب كجا بوديم؟ .
من حاضرم اين را اثبات كنم كه اگر امام معصوم هم امروز حكومت كند ساز و كارهاي مشاركت ... همين واقعيت جمهوري اسلامي است . بنابراين تضعيف آن بزرگترين خيانت به انقلاب است ، چون ضامن اجراي اسلام است. راهي را كه براي تضيعف آن رفته ايم ،بايد برگرديم! اعتراض بر تضعيف آن ،اعتراض براي استحكام نظام است
يكي از اين مواضع نگاه به دهان رهبري درانتخابات بود، كه ايشان به چه كسي رأي ميدهند تا ما هم به او راي بدهيم چنين چيزي زمان حضرت امام اصلا باب نبود . اين تناقض منطقي است . اگر جمهوريت است كه نگاه به دهان رهبر يعني شما عملا جامعه را به دو قسمت تقسيم مي كنيد ، موافق رهبر و مخالف رهبر و اين نفاق است . اگر حكومت اسلامي است ،رهبر شاخصه هايي بگذارد و كسي را انتخاب كند .اين همه خرج و نيروي انساني براي انتخابات لازم نيست . اين را مقايسه كنيد با اين داستان زمان امام ، كه هرچقدر حاج سيد احمد آقا اصرار كردند شما به كي رأي ميدهيد فرمودند « مگر تو عقل نداري ؟»
اين سخن «ما ميدانيم نظر رهبر به آقاي ناطق است » آنچنان به تحريك جامعه منجر شد كه بعد از انتخابات مردمي كه به خاتمي، راي نداده بودند ،احساس خطر ميكردند و فكر ميكردند حرف رهبر زمين افتاده است نه اينكه فردي انتخاب شده كه متعلق به همين نظام است . كجاي دنيا انتخابات و جمهوريت اينگونه است ؟ نتيجه اين شد كه رئيس جمهوري كه راي آورده ، وزرايش از مجلس آن جناح راي اعتماد گرفته ، وزرايش در نماز جمعه كتك مي خورند و هر 9 روز با يك بحران و توطئه روبرو مي شود .تا جايي كه عملا اين رفتارها گروه مقابل را به بعضي مواضع تند وادار كرد . آنقدر كه بعضي اعلام كردند همه با هم استعفا بدهيم . مگر گناه آقاي خاتمي چه بود ؟ اين را بررسي كنيد . اين همه تبليغات بر عليه ايشان بر چه اساس بود ؟ چرا ايشان از وزارت ارشاد استعفا داد ؟ميگفت راه مبارزه با ماهواره توليد است نه حمله به ديش ها و امثال اين ! اگر آن روز اين حرف جدي گرفته ميشد الان ما كجا بوديم؟
ما با طرح شدن آقاي خاتمي از اين جهت خوشحال بوديم كه حال اگر سيستم اقتصادي از دست رفت ،ــ چون هاشمي گفته بود بنايي را گذاشتم كه ديگر برنميگردد ــ ، حداقل ايشان توسعه پايدار را مطرح كرد ،يعني توسعه سياسي ، فرهنگي و اقتصادي متوازن .
اين اميد بزرگ در دل ما درخشيد كه جمهوريت نظام از اينهمه كمرنگي دربيايد . جايگاه مردم فقط به راي دادن تبديل شده بود و تظاهرات. آن هم شما به آخرين راي گيري هاي قبل از آقاي خاتمي مراجعه كنيد و ميزان مشاركت را ببينيد . آنوقت رهبر آمدند موقع انداختن راي به صندوق فرمودند هيچ كس براي من هاشمي نمي شود. سخن ايشان همچون تيري بر قلب ما فرو رفت ! تا كنون دلخوش بوديم كه رهبر به نتايج سوء سياست هاي آقاي هاشمي پي برده اند و هنوز هم سر اين حمايت را نفهميده ام .
قله بعدي نظام مندي خاص بسيج و سپاه بود كه آنها را وادار به موضع گيري عليه يك جناح خاص كرد.
به صحيفه نور مراجعه كنيد . چرا امام اينقدر اصرار داشتند كه نيروهاي نظامي و انتظامي از هر نوع نبايد در سياست دخالت كنند؟
انتخابات مجلس هفتم و هشتم با رد صلاحيت هاي وسيع برگزار شد .
بعد به عنوان ترفندي براي رأي آوردن ،از اعلام دزد بودن آقاي هاشمي ،و شب نامه هايي كه در خانه مردم از سوء استفاده هاي مالي ايشان و فرزندانشان در 8 سال رياست جمهوري ايشان و ... استفاده كردند .
اعلام سوءاستفاده يكي از سران نظام آن هم به اين وسعت آن هم بعد از گذشت 8 سال با اعلام قوه قضائئ بر برائت ايشان چه اثري بر كل نظام دارد؟
دل انسان به درد مي آيد ،خون ميشود، يك روز مخالف هاشمي مخالف پيامبر است يك روز هاشمي دزد و فاسد است . نه آن افراط و نه اين تفريط
قله بعد انتخابات بعدي بود . سپاه و بسيج علنا طرفداري و تبليغ مي كردند( در تربيت معلم ما بسيج علناً ستاد آقاي احمدي نژاد بود و هيچ كس ديگري حق تبليغ نداشت حتي براي چند روبان سبز كه دانشجويان شبانه به درخت ها بسته بودند بلوايي به پا شد ....) رهبر مستقيما براي انتخابات كد ميدهند.
آيا مردم عادي اينها را نمي فهمند؟ روزنامه هاي رسمي كشور علنا براي يكي تبليغ نموده و بقيه را آمريكايي و اسرائيلي مي نامند. تريبون هاي عمومي محل تبليغ ايشان بود . من مشهد بودم ،نماز جمعه در حرم امام هشتم آقاي حسينيان خدا ميداند كه چه تهمت ها بر عليه جناح مقابل و چه مبالغه ها در رابطه با آقاي احمدي نژاد ـ با بردن اسم ـ زد! آيا يك احتمال كوچك نميدهيد كه اين بلاهاي امروز پاسخ اين ظلمها و تهمت ها باشد ؟
دولتي كه من وشما به او راي داديم اما در اين چهار سال صرف نظر از پركاري وخدماتش ديديم با مديريت ، فرهنگ، دانشگاه و اقتصاد كشور با بي تدبيري و خودرأيي چه كرد. دروغ و ريا و نفاق را نهادينه كرد!( من اين نكته را بر مبناي فضاي تبليغاتي دوران انتخابات نميگويم . بلكه بعد از سه ماه كه به ايشان راي دادم ،مواردي را از ايشان شنيدم كه خود در جريان اصلي اش بودم كه اگر بخواهيد يك يك آن را براي شما توضيح ميدهم .)
دولتي كه اين همه منتقد داشت نه فقط از قشر مخالف ،از قشر موافق خودش . اعضاء جامعه روحانيت، جمعيت مؤتلفه ، ،خيلي از مجلسيها ،افراد بر كنار شده كابينه ،دانش جعفري ،مظاهري،پور محمدي ، سينه چاكان سابقش مثل دكتر افروغ و دكتر خوش چهره ...در حدي كه بسياري از جامعه شناسان ،حقوق دانان و اقتصاد دانان معتقدند ضربه اي كه او به جامعه زد ، بعدها تاريخ بايد قضاوت كند.آن وقت مخالفين همه با هم ميگويند ما ايرادات ايشان را ميدانيم ولي بايد به او راي بدهيم كه بقيه رأي نياورند!
اين چه استدلالي است ؟برفرض كه طرف مقابل خطرناك است ،خوب چرا يكي از خودتان كانديد نشود و اين قضيه از قبل پيش بيني نگردد؟آيا اينها بغض در دل مردم ايجاد نكرد؟
يكي ازمراجع قم گفته اند ايشان در موقع مناظره اتهامي به فردي زده كه يا بايد همان موقع اثبات ميكرد و ميرفتند آقاي هاشمي راميگرفتند يا نمي توانست اثبات كند كه آن وقت خودش از صلاحيت كانديداتوري ساقط شده است . آن وقت اين دولت را رهبر انقلاب محبوبترين و بهترين دولت بعد از مشروطه ناميدند .
آيا رهبر انقلاب نميتوانستند بعضي مطالب مهم خطبه روزه جمعه بعد از انتخابات را روز 15 خرداد بيان كنند ؟ يك تشر به آقاي موسوي ميزدند كه خدمات دولت را هم بگو ،يك تشر هم به آقاي احمدي نژاد ميزدند كه 26 سال گذشته همه اش خرابي نبوده و مسئولين علي الخصوص آقاي هاشمي ،دزد نبودند.
ميدانم ميخواهي بگويي مگر تو عقلت بيشتر از رهبر ميرسد؟ بله گاهي ممكن است يك بچه در يك مسئله عقلش از ما بيشتر برسد . آنقدر راه عقل را نبنديد .
آيا اين بهتر نبود؟ آن وقت چند مسئله اتفاق مي افتاد .جريان احساسي نميشد، يك عده سوار موج دزدي آقاي هاشمي شوند ،يك عده سوار موج سخنان موسوي شوند . جريان به يك جريان تند احساسي تبديل شود . خواهر و برادر در يك منزل با هم بجنگند . بچه هاي كوچك يكي چشم موسوي را از داخل روزنامه در بياورد يكي چشم احمدي نژاد را .
هركدام از اين دو طرف پيروز ميشد چگونه مي توانست موج طرف مقابل را كنترل كند؟
فوقش 10 ميليون كمتر راي داشتيم . مسلما احمدي نژاد هم راي مي آورد؛ ديگر اين همه جراحت احساسي نداشتيم .بعد از ايجاد اين فضاها ، نحوه اعلام نتايج ، قراين و شواهد متفاوت از مدت ها قبل كه نشان دهنده عزمي جدي براي حذف گروه مخالف براي هميشه از صحنه انتخابات كشور و همچنين حذف احزاب سياسي كه نمادي از جمهوريت نظام بود ، باعث ايجاد شبهه تقلب ، ولو به زعم شما باطل ، براي اكثر نخبگان ، جوانان و ساير مردم شد ! در اين شرايط طبيعتاً،از رهبر خود انتظار دارند با قضاوتي پدرانه همه را زير پر و بال محبت خودش بگيرند .نه اينكه ايشان بيايند از دولتي با اين همه خطا ، اهانت به بزرگان و مديران 30 سال گذشته و زير سوال بردن 26 سال گذشته حمايت كرده و همه معترضان را به سركوب تهديد كنند و قبل از بررسي شكايات با قاطعيت اعلام كنند كه هيچ تقلبي صورت نگرفته است ! و كل جريان را انقلاب مخملي لقب دهند . انقلاب مخملي كه در اوايل ارديبهشت آقاي شريعتمداري در كيهان اعلام كردند ! اگر درست حدس زدند و پيش بيني كردند آيا مسئولان و بزرگان و رهبر انقلاب نمي توانستند تدابيري براي عدم وقوع آن بينديشند؟ ( قابل ذكر است كه معاون وزارت اطلاعات در پاسخ به اعتراض آقاي احمدي نژاد در هفته گذشته كه چرا اين شرايط را پيش بيني نكرديد گفتند ما سه مسئله را ميتوانستيم بررسي كنيم ،وجود دستي خارجي كه اثري از آن نيافتيم ،انقلاب مخملي كه نشاني از آن نديديم و مسئله داخلي ) آيا اين مائيم كه خوراك براي غرب درست ميكنيم و موج مي سازيم؟او هم سوار مي شود و هميشه فرافكني ميكنيم دنبال تار موي آنها در جريانات ميگرديم . منكر عناد ديرينه آنها و هر گونه سوءاستفاده از اين موج نيستم .فرمايش شما بسيار متين است اصل حفظ نظام است ولي امروز جامعه را به جايي رسانده اند كه نظام از درون دارد ميپوسد و براي حفظ آن جز شوك وارد كردن به مسئولين راهي نمانده است. شما در همين مسائل جاري ببينيد هرجا مردم جلو آمدند ، مسئولان از مواضع نا به جاي خود كمي عقب ميروند و براي مردم كمي حق قائل ميشوند ولي به محض اينكه اعتراضات كم ميشود دوباره به مواضع قبلي خود بر ميگردند و رجزخواني امثال شريعتمداري ها و الهام ها و فاطمه رجبي ها گوش فلك را كر ميكند! بعد از انتخابات باز تلاش ميشود قدرت متمركز گردد . كانون وكلا از استقلال بيفتد من به افراد اين كانون كاري ندارم ولي شما فكر كنيد وكيل دادگستري زير يوغ قوه قضاييه چه خاصيتي مي تواند داشته باشد؟
شهردار ها كه به وسيله شوراي شهر انتخاب ميشوند به وسيله وزارت كشور انتخاب شوند.
بررسي زمان امام در مورد ظلمهايي كه زمان امام شد ، من نارسايي عمومي را نميگويم هر حكومتي حتي حكومت امام علي بدون نارسايي نيست ،زمان احتياج است
بقيه در ادامه مطلب
نون و القلم ما یسطرون

به نام نامی قلم که امروز روزش است قلم می زنم
شروع رجب بهانه ی خوبیست برای تطهیر خیالم و خیالت
سالیانی بحث می کردتد و می کنند که:
آیا هدف وسیله را توجیه می کند ؟ !!
و آنتیک اینچنین می اندیشد
با استفاده از ابزار غلط گیر می نماییم در پایین
و اگر پایین باشیم در ملکوت سفلی ماندنی می شویم
و به اعلی علیین نخواهیم رسید
چنانچه برای ماندن در صحنه ی میدان کار باید بر روی انسانیتم پا گذارم
ترک کردن برایم زیباتر است
فشار زمانه را می تحملم
ولی
بر اعتقاداتم پا نمی نهم
آنتیک برای خود قوانین آنتیکی دارد
که بر مبنای اعتقاداتش می باشد
چگونه می تواندبا مادیات تعویضش کند!!
گویند قوه خیال به منزله ی آینه ای ست
که می تواند باطن عالم را نشان دهد
یا دستاویز شیطان باشد
و دایم با ادراکات حسی دنیا مشغول گردد
و خیال، دستگاه عکسبرداری ذهن است
مدام از طبیعت و عقل عکس می گیرد
بزرگان او را به سگی تشبیه کرده اتد
که اگر تربیتش نکردی همان سگ ولگرد است
ولی به میزان تربیتش همچون سگ خانه یا شکاری است
که بهترینش همان شکاری است
که حقایق را بدون تصرف شکار نموده و به صاحبش می رساتد .
هرچه قوه خیال طاهرتر
تمثلات ذهنی زلال تر
عواطف تطهیرتر
فهم حقایق عالم بهتر
و
آنتیک ملکوتی تر
پس برای تطهیر
خوش بینی به هستی لازم است
هماهنگی با عالم هستی لازم است
زیبا بینی لازم است
و من دانستم آلودگی خیال در سه چیز است
سو ء ظن
آرزو و آمال دراز
کثرت بینی
لذا طهارت می بایدش
سوء ظن، نه به خود نه به دیگری نه به هستی
عدم سوء ظن به خویش:
آنتیک خود را باور می دارد به حکم خلیفه اللهی
به خویشتن عشق می ورزد که شاهکار خلقت است
افتخار می کند که خدایش ظرفیت بی نهایت عطایش نموده
سعی بر شکوفا نمودن تواناییهای بالقوه ی خویش دارد
آسان می گیرد زندگانی را
تلاشش در انسانی زیبا و کامل در قیامت محشور شدن است
با کسی خویشتن خویش را مقایسه نمی کند وشرایط حاضر خویش را می پذیرد
و......
عدم سوء ظن به دیگران:
مگر نه اینکه پیامبرمان فرمود :برای گفتار و کرداری که از برادرت سر می زند عذری بجوی و اگر نیافتی عذری بتراش
و مگر همو نبود که می گفت :هرگز به کسی سوء ظن نداشته باشید کاری که از فردنمی پسندید صدها احتمال خلاف گمان خود در نظر بگیرید
به بهای چه راحت دین خود را می فروشیم !!!
لذا می بایست آنقدر بر روی عیوب مردم سرپوش گذارد تا نام شریف ستار العیوب بر او دمیده شود
شاید با گفتن ذکر ستار العیوب آنتیک مظهر این اسم گردید
عدم سوءظن به هستی:
اگر خدا رب آنتیک است ،
رب نظام عالم هستی نیز هست
لذا چرا به آینده خویش خوش بین نباشد
اگر جملات عتیقه ای چونان "من شانس ندارم" یا "لب چشمه هم بروم خشک می شود" از زبانش بی تفکر در رفت او را بتنبیهید.
خدا پشت و پناه آنتیک است
لذا در اوج نگرانی ها
گزینه های زیبا
و حوادث خوب را
احتمال می دهد.
وکیلی جز خدا ندارد
می تلاشد آنهم با تدبیر
اما سعی می کند موکل خوبی هم باشد.
چنانچه پس از کلی تلاش حادثه ی بدی هم رخ دهد
یقین دارد در باطنش خیرات نهفته
که خویشتن از آن غافل است
برآن می شود که با تلاش خود بار منفی حادثه را کم کند
و آگاه است که خدا به ذره ذره تلاش آنتیکیش پاداش جهاد می دهد.
به جای وقت صرف اندیشیدن به مشکل به حلش می اندیشد
و درآخر
دعا
دعا
دعا
برای تغییردر سرنوشت
شُکر
شُکر
شُکر
که قدر نعمت ، نعمتت افزون کند
ü دنبال آب زیاد نرو، خودتو تشنه تر کن او خودش برات آب میاره
ü مادامی که خودت را در دایره تنگ مادی محدود کنی خیلی کوچولویی. به تناسب اینکه دیگران را بخوای و دردت ،درد دیگران باشه عظمت پیدا می کنی .هرچه دیگر خواهی از صبغه خودخواهی گسترش پیدا کنه خودتو گسترده ای.
ü انسانها هر چه دغدغه شون بیشتر روحشون بزرگتر
ü تو جریان عدالت خداوندی همیشه این فرمول و به خاطر داشته باش
شرایط جبری هر انسان * عمل اختیاری = نتیجه جزاء آدمی (تکوینی وتشریعی)
ü دل وقتی خواص خودش را می یابه که عشق به خدا درش زنده بشه.
ü دلی که واله و شیدا نشده ،دل نیست
ü هرچه حضور خدا را بیشتر درک کنی خشیت خداوندی بیشتر میشه.
ü فکری که در خیال انسان خطور کنه در سازندگیه نفس موثره
ü برای رسیدن به یقین زیاد فکر کن.
ü برای رسیدن به اینکه چه راهی باید طی شود به داده های خدا فکر کن
ü علمی که نور نیاره به درد نمی خوره
ü این محور خودخواهیست که دوستان را از دست می دهد
ü برای دوست پیدا کردن باید قدرت مهارت رتباطی را بدست بیارید و برای قفل هر کسی کلیدش را داشته باشی
ü آدمی وقتی نعمتی و از دست میده درکش می کنه و لی میشه هرروز نشست و شمرد نعمتهارا
ü انسان موحد انسانیه که با بخشهای مثبت زندگی ،زندگی کنه نه با خاطرات منفی
ü مثبت بینی یک مهارت چشمی است و خدا نیز در قران میگوید چشم و گوش شما مسئول است نکند انفعالی عمل کند این چشم و هرچه هست بدون اراده ببیند
ü بدی را با بدی جواب نده
ü بدی را با خوبی جواب بده
ü بل بدی را با بهترین خوبی جواب بده
ü مرز توکل و تلاش : آنچه خودت بتوني انجام بدی خدا برات انجام نميده اما وقتي براي رسيدن به هدف با وجود بن بست از ابزار غلط استفاده نمي کني خدا به کمکت مي شتابه
ü تمام صحنه های زندگی عرصه ی هنرورزیست
من xام
اون متغیر کوچولوئی که توی یک function زندگی می کنه که تنها خودش می تونه خودش و صدا بزنه و تازه بودن یا نبودنش به هیچ کجای دنیا هم بر نمی خوره این متغیر کوچولو دائم داده های مختلف می گیره اما هیچکدوم از این داده ها راضیش نمی کنه حالا حالا ها خیلی باید رو خودش کار کنه شما براش دعا کنید .این متغیر کوچولو قوانین تغییر و روزی از مادر آموخت و یک روزم کتاب چه کسی پنیر مرا جا به جا کرد و خوند توصیه می کنم شما هم بخونید کتاب موثر و جالبیه
مامانم از تغییر زیاد سخن می گه ایشون معتقده که تغییر آدما مثله یه معجزست اما خدا این قدرتو به انسان داده که هزاران معجزه انجام می ده بحث گسترده ایست این تغییر
مامان میگه یک انسان یک خانواده تا هنگامی سرزنده است که یک برنامه ای برای تغییر داره .
ولی ابین تغییر فرمول داره اگه از قوانینش پیروی کردی موفق می شی الکی نیست جریاناتش .درضمن تغییر باید اول از خود شروع بشه بعد دیگران
اولین شیوه تغییر،تغییر نگرشه وقتی این نگرش عوض شد انگیزه هم تغییر می کنه و بعد رفتار عوض می شه پس انتظار تغییر رفتار به یک باره بسی عبث است و بیهوده
در نتیجه یکی از اصول تغییر، پذیرفتن تدریج است
و اما پذیرش، باید پذیرشمونو بالا ببریم اونوقته که می تونیم به آسونی اون موانع رو برداریم و صبورتر باشیم .اگه بپذیریم که مجموعه شخصیت هر کسی حتی خودمون یک بخشش مربوط به شرایط اجتماعی و محیطی است و در این مجموعه مطمئنا بخشهایی از شخصیت رشد پیدا نکرده اگه بپذیریم که همه ما در تمام ابعاد شخصیتی بالغ نیستیم و بعضی جاها بچه ماندیم
اونوقته که زندگیو زیباتر از اونی که ما فکر می کنیم می بینیم اونوقته که می فهمیم اگه کسی برخلاف قانون انسانیت حرکت می کنه اول اینکه سیمهامون اتصالی نکنه دوم اینکه می شود تغییر داد تازه یک بعد از راضی به قضای الهی بودن همین پذیرفتن شخصیت افراد
فراموش نکنیم دوستی و رفاقت همچنین احترام و تکریم نقش شگرفی توی تغییر داره فرق نداره این قانون و برا خودت اجرا کنی یا دیگری ،وقتی خودتو می خوای تغییر بدی هم باید با خودت دوست باشی اگه با خودت قهر باشی یا به خودت بی احترامی کنه زور نزن فایده نداره .بقیشم در برنامه های بعدی .....
دوستان هرانتقادی و پیشنهادی در مورد بحث حتی در مورد موضوع بحثها دارند بفرمایند من پذیرایم
ایمان مگه به ظاهره تا کی ظاهربینی آخه فکر می کنی کسی که صداقت تو کارش نیست مومنه؟؟؟؟؟
مامان روزی گفت تو قیامت هر کسی به اندازه صداقتش بهره می بره و صداقت فقط به زبان نیست. صداقت به قلب سلیمه. باید زبان با واقعیتهای خارجی، با عمل ،با دل، یکی باشه .باید عقیده، با روحیات یکی باشه. اگر کسی به مرحله صدق رسید یعنی به نفس مطمئنه رسیده .مقام رضایت،و این بالاترین مرتبه می باشد رضوان الله یعنی محل عشق بازی با خدا... عجب اینطوریاست !!!مامان ادامه داد صداقت با تعارفات بی جا و بی حد جور در نمیاد کسی که صادقه تعارف الکی نمی کنه و گفت از صداقت به دوراست که غلو کنی مثلا تو فقط 15دقیقه منتظر شدی ولی میگی 3 ساعته منتظرتم یعنی165 دقیقه بی صداقتی ای بابا چقدر ریزه کاری داره این زندگی وامونده ها خودمونیم ولی قشنگه مامان خیلی چیزا دیگه در مورد این صداقته گفت ولی این حافظه آنتیک من منو یاری نمی کنه باشه اگه یادم اومد برات می گم تا اینجا صادق باش حالا ....
ومن با کلام مولا ختم می کنم که :من حذُرک کمن بشٌرک کسی که تو را برحذر می دارد مثل کسی است که به تو بشارت می دهد .
بعد هم مامان اشاره کرد شیما جون دوتا خواهر دوتا برادر یک خواهر و یک برادر مثله یک آینه هستند برا هم .عجب.......من اینو بارها شنیده بودم اما خداوکیلی آینه رو نمی شناختم یاد شعر معروفی افتادم :دوست آنست که جمله عیب مرا مثل آینه رو به رو گوید نه که پشت سر رفته با هزار زبان مثله شانه مو به مو گوید.البته ادامه دادند طریقه انتقاد کردن در واقع نقد کردنو این بحث هم شاید وقتی دیگر..
داشتم سیری می کردم تو کتابخونم یک دفعه چشم خورد به چند تا کاغذ نوشته های دوستان ۳ سال پیش توی اتاق خوابگاه آه چه خاطرات شگفتی این تکه کاغذهاو حرفای مامان منو به ثبت واداشت .....یک روز نشسته بودیم و همدیگرو نقد می کردیم و اونو رو کاغذ نوشتیم که رو در رو نباشه خیلی برام جالب بود این صداقت دوستان و من تنهایی نمی تونستم بهش برسم خوب خیلی برام جای تفکر داشت مخصوصا مشترکاتش من برات می گم و این ثبت دلایل مختلفی داره شایدم به نظر کار جالبی نباشه کمتر کسی این کارو انجام میده اما...
شیما همیشه قصد تغییر و داره همیشه دست یاری می طلبه
تمام سعیم بر اینه کسی که عیوب منو به من هدیه میده از محبوبترین افراد برام باشه
پس کجاست این محبوب؟؟
و اما تکه کاغذ ها....
سارا ی مهربون نوشت:
شیما:دختری مهربان -حساس-فعال-گاهی مضطرب و نگران -وقتی از کسی دلخور می شی مرتب تکه می اندازی -برای دیگران بیش از حد خودسوزی می کنی-انتقادپذیری -ایده های جالبی در ذهن داری-دلت می خواد دیگران مطابق میل تو رفتار کنند در غیر این صورت دلگیر می شوی-کمتر به احساس و علاقه ات توجه می کنی و بیشتر به فکر حفظ رفتارت با دیگران هستی-دوست داری همه با هم روراست و یکدل باشند خیلی خوبه اما روشت درست نیست-قلب و نیت بسیار پاکی داری-فوق العاده با مرامی دست رد به سینه کسی نمی زنی و نهایت تلاشت رو می کنی تا کمک کنی
ویدا ی عزیزم نوشت :
زودجوش -مهربان -احساساتی-رک گو-فکر کنم سعی داری دل همو رو بدست آوری بدون اینکه خودت ارضاء بشی-حتی اگه با کسی مشکل داشته باشی در ظاهر خیلی خوب برخورد می کنی در حالیکه دیگران را می رنجانی-بانظم-ارتباط اجتماعی قوی-بعضی مواقع نیز دلسوزیهای بیجا و بعضی موارد بموقع-مضطرب
زهرا جون نوشت:
در روابط اولیه اجتماعی بسیار مطلوب-ظاهری شادولی بنظرم درونی مضطرب و نگران-بسیار منطقی -پرهیجان-به خود مطمئن-در اجتماع موفق و براحتی می توانی مراحل ترقی را طی کنی-اگر وظیفه ای به عهده بگیری تا آخر ادامه می دهی-همیشه نظراتت را به طور گیرا و رسا بیان می کنی -همیشه درگیر تنظیم و ست کردن اجزاء هستی
و آزاده خانم هم نوشت:
دختر بسیار احساساتی-خوب و بسیار مهربان -زودرنج-ابراز احساسات قوی-احساس مسولیت بالا-شاد و شیطون-اجتماعی و زودجوش-کاش از ....بدت نیاد-فراری از اتاق
....محبوبم برام نوشت:
...................
![]()
![]()
![]()