من بحثي از اخبار روز با شما ندارم . چون خيلي طبيعي است كه شما به من ميگوييد شايعه است و من اخبار شما را ميگويم دروغ است
من تاريخ انقلاب را براي شما ميگويم كه تك تك حوادث آن ثبت است و سند دارد. البته اكنون از روي حافظه ام نوشته ام. چون در رابطه با همه اين مسائل خيلي اذيت شده ام ، همه را به خاطر دارم،هريك را انگشت بگذاريد ميروم كتابخانه مجلس و اسنادش را مي آورم .
اولين خون دل ما انتخابات خبرگان رهبري بود
كساني همچون بادامچيان از بيرون با كمك بعضي اعضاء داخلي اين مسئله را طرح كردند كه «راه براي تشخيص خبرگان نميتواند مرجعيت قم باشد، بايد شوراي نگهبان امتحان بگيرد و اين امتحان شامل نمايندگان فعلي خبرگان هم ميشود. » اين مطلب اشكالات زيادي به سيستم فلسفه سياسي كشور وارد كرد.
1- مجلس خبرگان فلسفه وجودي اش اين بود كه فقها نيابت عامه از حضرت صاحب دارند يكي از آنها كه مورد اقبال عمومي قرار گيرد ولي فقيه و بقيه ناظر بر او هستند. حال خبرگان را بايد شوراي نگهبان امتحان كند و صلاحيت دهد و خود شوراي نگهبان را رهبر! اين از لحاظ منطق "دور" است و باطل بودن آن بديهي است و سيستم دچار شبهه ميشود
2- جناح چپ كه عمدتاً جوانتر و به مباني امام نزديكتر بودند از امتحان شوراي نگهبان رد صلاحيت شدند و اينها كساني بودند كه به رهبريت آقاي خامنه اي راي داده بودند . طبيعتاَ با رد صلاحيت آنان ، مشروعيت رهبر هم زير سوال ميرفت !
3- اساساً انتخابات خبرگان مرحله دوم ، انتخابات نبود . در تهران 15 نفر نماينده ميخواستيم 16 نفر كانديد بودند اگر كسي خودش و خانمش رأي ميداد كافي بود. بعضي شهرها يك كانديد بود.
علاوه بر اينكه سيستم مترقي ولايت فقيه دچار شبهه شد ، شما بگوييد آيا اين خبرگان با اين شكل انتخاب شده ،قدرت قد علم كردن در يك انحراف اجتماعي رهبر را دارد ؟ آيا تا امروز خبرگان يك سئوال از رهبر يا طرح يك اشكال از رهبر نموده است ؟يك بار آية الله اميني در پاسخ اين اعتراض فرمودند « ما يك بار از ايشان سئوال كرديم ايشان گفتند ما در همه امور كارشناس داريم » .
(آقاي سروش از اول انقلاب صحبت هاي معرفتي ميكرد كه بعضا با مباني اسلام سازگار نبود . از سال 58 كه من شاگرد ايشان بودم در دانشگاه الهيات به او انتقاد ميشد ولي تعرضي نبود . به محض اينكه بحث دور در انتخاب رهبري به وسيله خبرگان و خبرگان به وسيله شوراي نگهبان و شوراي نگهبان به وسيله رهبر را مطرح كرد انصار حزب الله به مجالس سخنراني او ميريختند و بچه ها را ميزدند و جلسه را بهم ميزدند.)
دومين عامل خون دل از آغاز رياست جمهوري آقاي هاشمي ، بعد از امام شروع شد. /**/ . ايشان اولين قله را فتح نمود و خدا ميداند هر لحظه دوست داشتم بميرم . در تفكر حضرت امام ،اقتصاد ليبرال سرمايه داري از شاخصه هاي اسلام آمريكايي بود . شما پيام برائت حضرت امام را بخوانيد . حضرت امام علاقه مند بودند با نگاهي پويا با روش فقه سنتي ، اقتصادي عدالت محور و اقتصادي سيستماتيك طراحي گردد. اقتصادي كه تا قبل از انقلاب، متفكرين اجتماعي ما همچون شهيد مطهري ، شريعتي و سيد قطب و ... ميگفتند نه اقتصاد سرمايه داري است و نه اقتصاد سوسياليستي و مزاياي هر دو را دارد . گرچه در زمان حضرت امام ،طرفداران فقه سنتي با نظرات خود و سرمايه داران با عملكرد خود اجازه ندادند اين تفكر به ثمر بنشيند ، در تثبيت آن هم موفق نبودند. اما ايشان يك مرتبه با يك چرخش شديد به سمت تحقق آن پيش رفتند و كم كم ارزش هاي فرهنگي ، مصرف زدگي ، دنيا گرايي ، تفاخر و تكاثر به تبع آن جامعه را فرا گرفت.(به گونه اي كه بچه مذهبي هاي ما به ژاپن رفته به پست ترين كارها براي پول درآوردن تن ميدادند) . از طرفي كساني را كه تفكرشان در اين زمينه ها به امام نزديك بود در كابينه راه ندادند. گفتند وجود من به عنوان يك نفر سياسي در كابينه كافي است . به تبع اين مسئله كم كم سياست زدايي از جوانان ،دانشگاه ها ، و همه كشور و گرم كردن بازار فوتبال براي سرگرمي جوانان ،پيش آمد. دراين ميان تنها نمايندگان مجلس سوم بودند كه مقابل طرح هاي آقاي هاشمي ايستادگي مي كردند. براي مبارزه با اين نمايندگان دو قله ديگر از تفكر امام فتح شد :
اولين در ادامه مطلب همين پست و دومين در پست قبلي
قله بعدي فتح مواضع ديگر جمهوريت بود، امام كه در مقابل متحجرين و ليبرال ها كه به حكومت اسلامي و ديگري به جمهوري دمكراتيك قابل بودند ، گفتند جمهوري اسلامي نه يك كلمه بيش و نه يك كلمه كم ! اين يك لفظ تشريفاتي نبود . اين واقعيتي است كه از قرآن و ائمه به ما رسيده است و نظارت و مشاركت مردم در آن بسيار وسيع تر و واقعي تر از دمكراسي غرب است تحقق بخش دستور "كلكم راع و كلم مسئول عن رعيته" اميرالمومنين است . اگر مشكلاتي در آن پيش نمي آوردند ما در 30 سالگي انقلاب كجا بوديم؟ .
من حاضرم اين را اثبات كنم كه اگر امام معصوم هم امروز حكومت كند ساز و كارهاي مشاركت ... همين واقعيت جمهوري اسلامي است . بنابراين تضعيف آن بزرگترين خيانت به انقلاب است ، چون ضامن اجراي اسلام است. راهي را كه براي تضيعف آن رفته ايم ،بايد برگرديم! اعتراض بر تضعيف آن ،اعتراض براي استحكام نظام است
يكي از اين مواضع نگاه به دهان رهبري درانتخابات بود، كه ايشان به چه كسي رأي ميدهند تا ما هم به او راي بدهيم چنين چيزي زمان حضرت امام اصلا باب نبود . اين تناقض منطقي است . اگر جمهوريت است كه نگاه به دهان رهبر يعني شما عملا جامعه را به دو قسمت تقسيم مي كنيد ، موافق رهبر و مخالف رهبر و اين نفاق است . اگر حكومت اسلامي است ،رهبر شاخصه هايي بگذارد و كسي را انتخاب كند .اين همه خرج و نيروي انساني براي انتخابات لازم نيست . اين را مقايسه كنيد با اين داستان زمان امام ، كه هرچقدر حاج سيد احمد آقا اصرار كردند شما به كي رأي ميدهيد فرمودند « مگر تو عقل نداري ؟»
اين سخن «ما ميدانيم نظر رهبر به آقاي ناطق است » آنچنان به تحريك جامعه منجر شد كه بعد از انتخابات مردمي كه به خاتمي، راي نداده بودند ،احساس خطر ميكردند و فكر ميكردند حرف رهبر زمين افتاده است نه اينكه فردي انتخاب شده كه متعلق به همين نظام است . كجاي دنيا انتخابات و جمهوريت اينگونه است ؟ نتيجه اين شد كه رئيس جمهوري كه راي آورده ، وزرايش از مجلس آن جناح راي اعتماد گرفته ، وزرايش در نماز جمعه كتك مي خورند و هر 9 روز با يك بحران و توطئه روبرو مي شود .تا جايي كه عملا اين رفتارها گروه مقابل را به بعضي مواضع تند وادار كرد . آنقدر كه بعضي اعلام كردند همه با هم استعفا بدهيم . مگر گناه آقاي خاتمي چه بود ؟ اين را بررسي كنيد . اين همه تبليغات بر عليه ايشان بر چه اساس بود ؟ چرا ايشان از وزارت ارشاد استعفا داد ؟ميگفت راه مبارزه با ماهواره توليد است نه حمله به ديش ها و امثال اين ! اگر آن روز اين حرف جدي گرفته ميشد الان ما كجا بوديم؟
ما با طرح شدن آقاي خاتمي از اين جهت خوشحال بوديم كه حال اگر سيستم اقتصادي از دست رفت ،ــ چون هاشمي گفته بود بنايي را گذاشتم كه ديگر برنميگردد ــ ، حداقل ايشان توسعه پايدار را مطرح كرد ،يعني توسعه سياسي ، فرهنگي و اقتصادي متوازن .
اين اميد بزرگ در دل ما درخشيد كه جمهوريت نظام از اينهمه كمرنگي دربيايد . جايگاه مردم فقط به راي دادن تبديل شده بود و تظاهرات. آن هم شما به آخرين راي گيري هاي قبل از آقاي خاتمي مراجعه كنيد و ميزان مشاركت را ببينيد . آنوقت رهبر آمدند موقع انداختن راي به صندوق فرمودند هيچ كس براي من هاشمي نمي شود. سخن ايشان همچون تيري بر قلب ما فرو رفت ! تا كنون دلخوش بوديم كه رهبر به نتايج سوء سياست هاي آقاي هاشمي پي برده اند و هنوز هم سر اين حمايت را نفهميده ام .
قله بعدي نظام مندي خاص بسيج و سپاه بود كه آنها را وادار به موضع گيري عليه يك جناح خاص كرد.
به صحيفه نور مراجعه كنيد . چرا امام اينقدر اصرار داشتند كه نيروهاي نظامي و انتظامي از هر نوع نبايد در سياست دخالت كنند؟
انتخابات مجلس هفتم و هشتم با رد صلاحيت هاي وسيع برگزار شد .
بعد به عنوان ترفندي براي رأي آوردن ،از اعلام دزد بودن آقاي هاشمي ،و شب نامه هايي كه در خانه مردم از سوء استفاده هاي مالي ايشان و فرزندانشان در 8 سال رياست جمهوري ايشان و ... استفاده كردند .
اعلام سوءاستفاده يكي از سران نظام آن هم به اين وسعت آن هم بعد از گذشت 8 سال با اعلام قوه قضائئ بر برائت ايشان چه اثري بر كل نظام دارد؟
دل انسان به درد مي آيد ،خون ميشود، يك روز مخالف هاشمي مخالف پيامبر است يك روز هاشمي دزد و فاسد است . نه آن افراط و نه اين تفريط
قله بعد انتخابات بعدي بود . سپاه و بسيج علنا طرفداري و تبليغ مي كردند( در تربيت معلم ما بسيج علناً ستاد آقاي احمدي نژاد بود و هيچ كس ديگري حق تبليغ نداشت حتي براي چند روبان سبز كه دانشجويان شبانه به درخت ها بسته بودند بلوايي به پا شد ....) رهبر مستقيما براي انتخابات كد ميدهند.
آيا مردم عادي اينها را نمي فهمند؟ روزنامه هاي رسمي كشور علنا براي يكي تبليغ نموده و بقيه را آمريكايي و اسرائيلي مي نامند. تريبون هاي عمومي محل تبليغ ايشان بود . من مشهد بودم ،نماز جمعه در حرم امام هشتم آقاي حسينيان خدا ميداند كه چه تهمت ها بر عليه جناح مقابل و چه مبالغه ها در رابطه با آقاي احمدي نژاد ـ با بردن اسم ـ زد! آيا يك احتمال كوچك نميدهيد كه اين بلاهاي امروز پاسخ اين ظلمها و تهمت ها باشد ؟
دولتي كه من وشما به او راي داديم اما در اين چهار سال صرف نظر از پركاري وخدماتش ديديم با مديريت ، فرهنگ، دانشگاه و اقتصاد كشور با بي تدبيري و خودرأيي چه كرد. دروغ و ريا و نفاق را نهادينه كرد!( من اين نكته را بر مبناي فضاي تبليغاتي دوران انتخابات نميگويم . بلكه بعد از سه ماه كه به ايشان راي دادم ،مواردي را از ايشان شنيدم كه خود در جريان اصلي اش بودم كه اگر بخواهيد يك يك آن را براي شما توضيح ميدهم .)
دولتي كه اين همه منتقد داشت نه فقط از قشر مخالف ،از قشر موافق خودش . اعضاء جامعه روحانيت، جمعيت مؤتلفه ، ،خيلي از مجلسيها ،افراد بر كنار شده كابينه ،دانش جعفري ،مظاهري،پور محمدي ، سينه چاكان سابقش مثل دكتر افروغ و دكتر خوش چهره ...در حدي كه بسياري از جامعه شناسان ،حقوق دانان و اقتصاد دانان معتقدند ضربه اي كه او به جامعه زد ، بعدها تاريخ بايد قضاوت كند.آن وقت مخالفين همه با هم ميگويند ما ايرادات ايشان را ميدانيم ولي بايد به او راي بدهيم كه بقيه رأي نياورند!
اين چه استدلالي است ؟برفرض كه طرف مقابل خطرناك است ،خوب چرا يكي از خودتان كانديد نشود و اين قضيه از قبل پيش بيني نگردد؟آيا اينها بغض در دل مردم ايجاد نكرد؟
يكي ازمراجع قم گفته اند ايشان در موقع مناظره اتهامي به فردي زده كه يا بايد همان موقع اثبات ميكرد و ميرفتند آقاي هاشمي راميگرفتند يا نمي توانست اثبات كند كه آن وقت خودش از صلاحيت كانديداتوري ساقط شده است . آن وقت اين دولت را رهبر انقلاب محبوبترين و بهترين دولت بعد از مشروطه ناميدند .
آيا رهبر انقلاب نميتوانستند بعضي مطالب مهم خطبه روزه جمعه بعد از انتخابات را روز 15 خرداد بيان كنند ؟ يك تشر به آقاي موسوي ميزدند كه خدمات دولت را هم بگو ،يك تشر هم به آقاي احمدي نژاد ميزدند كه 26 سال گذشته همه اش خرابي نبوده و مسئولين علي الخصوص آقاي هاشمي ،دزد نبودند.
ميدانم ميخواهي بگويي مگر تو عقلت بيشتر از رهبر ميرسد؟ بله گاهي ممكن است يك بچه در يك مسئله عقلش از ما بيشتر برسد . آنقدر راه عقل را نبنديد .
آيا اين بهتر نبود؟ آن وقت چند مسئله اتفاق مي افتاد .جريان احساسي نميشد، يك عده سوار موج دزدي آقاي هاشمي شوند ،يك عده سوار موج سخنان موسوي شوند . جريان به يك جريان تند احساسي تبديل شود . خواهر و برادر در يك منزل با هم بجنگند . بچه هاي كوچك يكي چشم موسوي را از داخل روزنامه در بياورد يكي چشم احمدي نژاد را .
هركدام از اين دو طرف پيروز ميشد چگونه مي توانست موج طرف مقابل را كنترل كند؟
فوقش 10 ميليون كمتر راي داشتيم . مسلما احمدي نژاد هم راي مي آورد؛ ديگر اين همه جراحت احساسي نداشتيم .بعد از ايجاد اين فضاها ، نحوه اعلام نتايج ، قراين و شواهد متفاوت از مدت ها قبل كه نشان دهنده عزمي جدي براي حذف گروه مخالف براي هميشه از صحنه انتخابات كشور و همچنين حذف احزاب سياسي كه نمادي از جمهوريت نظام بود ، باعث ايجاد شبهه تقلب ، ولو به زعم شما باطل ، براي اكثر نخبگان ، جوانان و ساير مردم شد ! در اين شرايط طبيعتاً،از رهبر خود انتظار دارند با قضاوتي پدرانه همه را زير پر و بال محبت خودش بگيرند .نه اينكه ايشان بيايند از دولتي با اين همه خطا ، اهانت به بزرگان و مديران 30 سال گذشته و زير سوال بردن 26 سال گذشته حمايت كرده و همه معترضان را به سركوب تهديد كنند و قبل از بررسي شكايات با قاطعيت اعلام كنند كه هيچ تقلبي صورت نگرفته است ! و كل جريان را انقلاب مخملي لقب دهند . انقلاب مخملي كه در اوايل ارديبهشت آقاي شريعتمداري در كيهان اعلام كردند ! اگر درست حدس زدند و پيش بيني كردند آيا مسئولان و بزرگان و رهبر انقلاب نمي توانستند تدابيري براي عدم وقوع آن بينديشند؟ ( قابل ذكر است كه معاون وزارت اطلاعات در پاسخ به اعتراض آقاي احمدي نژاد در هفته گذشته كه چرا اين شرايط را پيش بيني نكرديد گفتند ما سه مسئله را ميتوانستيم بررسي كنيم ،وجود دستي خارجي كه اثري از آن نيافتيم ،انقلاب مخملي كه نشاني از آن نديديم و مسئله داخلي ) آيا اين مائيم كه خوراك براي غرب درست ميكنيم و موج مي سازيم؟او هم سوار مي شود و هميشه فرافكني ميكنيم دنبال تار موي آنها در جريانات ميگرديم . منكر عناد ديرينه آنها و هر گونه سوءاستفاده از اين موج نيستم .فرمايش شما بسيار متين است اصل حفظ نظام است ولي امروز جامعه را به جايي رسانده اند كه نظام از درون دارد ميپوسد و براي حفظ آن جز شوك وارد كردن به مسئولين راهي نمانده است. شما در همين مسائل جاري ببينيد هرجا مردم جلو آمدند ، مسئولان از مواضع نا به جاي خود كمي عقب ميروند و براي مردم كمي حق قائل ميشوند ولي به محض اينكه اعتراضات كم ميشود دوباره به مواضع قبلي خود بر ميگردند و رجزخواني امثال شريعتمداري ها و الهام ها و فاطمه رجبي ها گوش فلك را كر ميكند! بعد از انتخابات باز تلاش ميشود قدرت متمركز گردد . كانون وكلا از استقلال بيفتد من به افراد اين كانون كاري ندارم ولي شما فكر كنيد وكيل دادگستري زير يوغ قوه قضاييه چه خاصيتي مي تواند داشته باشد؟
شهردار ها كه به وسيله شوراي شهر انتخاب ميشوند به وسيله وزارت كشور انتخاب شوند.
بررسي زمان امام در مورد ظلمهايي كه زمان امام شد ، من نارسايي عمومي را نميگويم هر حكومتي حتي حكومت امام علي بدون نارسايي نيست ،زمان احتياج است
بقيه در ادامه مطلب
هرروز نامي جديد مي شنويم به نام شهداي راه آزادي
ندا ،ترانه ، محسن، سهراب ،رامين، اشكان، كيانوش، محمد،مصطفی ......
گفتند و اعلام كردند كه آشوبگران با سلاح در خيابانها هستند وفرزندان ایران زمین را می کشند ما در پي آنهائيم !!
كشته هاي خياباني كه هيچ !
كشته هاي در زندان را هم آيا آشوبگران خارجی مي كشند؟!!
گرچه درست مي گوئيد همان بازجويان و كتك زنندگان در زندان حكومت اسلامي آشوبگرند نه مردم عادي كه سلاحي جز تكه سنگ آنهم در زير باتوم ها و تيرهاي شما نداشتند
چه كسي گفت ديانت ما عين سياست ماست؟!!
بي خيال ما
كه سياست وادي كثيفي است
هر كه پا در آن نهاد ديانتش را هم از دست داد
همه تاسي به امام خميني مي كنند و همديگر را با همين تاسي مي كشند چه جالب كه سخنان ايشان و بزرگان انقلاب و شهدا را پيش مي كشند و با همين حربه جوانان را ضرب و شتم مي كنند و مي كشند و در عين حال صدا و شكوه و نامه هاي اعتراض خانواده ي اين بزرگان همه مي رساند كه :
بس است سوء استفاده از پدران و همسران ما.....
خانواده هاي امام و بهشتي و باكري و رجائي و طالقاني ومطهری و غيره همه شكوائيه كردند.
چگونه است كه باز همه مخالفان خويش را ضد نظام ميبينيد و ضد مسلمان !
و هر كس كه مخالفتي نكرد و دم نياورد و تائيدتان كرد انقلابي و مسلمان ؟!!
به اسم دين و امام هر كار كثيفي را انجام مي دهيد و حكم آخر را مي زنيد تاسي به ولايت رهبري !!!
براي اين تاسي به ولي فقيه دست به هر گناه بزرگي اعم از آزار و كشتار وهتاکی وتجاوز و دروغ و تهمت و...... ميزنيد!!
كجاي اسلام چنين برنامه اي دارد !؟
كجاي اخلاق مي گويد هدف وسيله را توجيه مي كند؟!!
کجای قانون دم از اعترافگیری به سبک شما زده است؟!!
اين چه اخباري است كه از زندانهاي حكومت به اصطلاح اسلامي مي رسد
*اين چه اعمال توجيه نشدني و زشتي است كه با حيوان هم چنين نمي كنند كه اينان با چندين جوان كه گناهشان جلوي ظلم ايستادن و گاهي هم جواناني كه هيچ از سياست نمي دانند و حتي وارد اين وادي نشدند به حكم رد شدن از خيابان مي گيرند و اعمال ناشايست با آنان انجام مي دهند كه من شرم مي كنم حتي از نوشتنش!
شما شيعه ی علي هستيد !؟
*همو كه فرمود غذا دادن به اسير و خوشرفتاري با وي حقي است واجب هرچند بخواهي فردا او را بكشي!!
*همو كه به فرزندانش پس از ضربت فرمود با ضاربش ابن ملجم خوشرفتاري كنيد
آنگاه شما جوانان بي گناه را به اسيري مي بريد و هتاكي مي كنيد و نان خشك ميدهيد و به حد مرگ مي زنيد ......
بس است اين اسلام دروغين
بس است مسلماني
جمهوريت و دموكراسي را زير سوال برديد و به حكم احمق فرض كردن مردم دست به هر كاري زديد كه مباد نظام از بين رود
آن كه هيچ
اسلامي بودن حكومتتان را نيز زير سوال برديد
اين نظام نه جمهوري است نه اسلامي
بساط برچينيد...
ايام شعبان و ماه پيامبر و اعياد پي در پي و به جاي لبخند بر لب همه آه از دل بر ميكشند !!
فرياد وا اسلاما !وا محمدا!وا مهديا! همه جا طنين انداز شده .........
روی آن ندارم که از اسلام دفاع کنم....
يا مهدی !
برسان خويش را كه دگر تاب نمانده
*وسائل الشيعه
* http://kahrizak.wordpress.com
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/july/29//-7d123bfc2d.htm*l
گر شعله های خشم وطن / زین
بیشتر بلند شود
ترسم به روی سنگ لحد / نامت عجین به گند شود
پر گوی و یاوه ساز شدی، / بی حد زبان دراز شدی
ابرام ژاژخایی ی تو / اسباب ریشخند شود
هرجا دروغ یافته ای / درهم چو رشته بافته ای
ترسم که آنچه تافته ای / بر گردنت کمند شود
باد غرور در سر تو، / کور است چشم باور تو
پیلی که اوفتد به زمین / حاشا دگر بلند شود
بر سر کله گشاد منه، / خاک مرا به باد مده
ابر عبوس اوج - طلب / پابوس آبکند شود
بس کن خروش و همهمه را، / در خاک و خون مکش
همه را
کاری مکن که خلق خدا / گریان و سوگمند شود
***
نفرین من مباد تو را / زان رو که در مقام رضا
دشمن چو دردمند شود، / خاطر مرا نژند شود
خواهی گر آتشم بزنی / یا قصد سنگسار کنی
کبریت و سنگ در کف تو / خاموش و بی گزند شود
۲۵ خرداد ۱٣٨٨
برگرفته از سايت دوات
http://www.rezaghassemi.org/poem_79.htm
فرازهاي نهج البلاغه
در نامهای به مالک اشتر نوشت: «در امور کارمندانت بیندیش و پس از آزمایش به کارشان بگمار. و بامیل شخصی و بدون مشورت با دیگران، آنها را به کارهای مختلف وادارنکن؛ زیرا این، نوعی ستمگری و خیانت است. کارگزاران دولتی را از میان مردمی با تجربه و با حیا، از خاندانهای پاکیزه و با تقوا انتخاب کن؛ که در مسلمانی سابقه درخشانی دارند زیرا اخلاق آنان گرامیتر، آبرویشان محفوظتر، طمع ورزی شان کمتر و آیندهنگری آنان بیشتر است».
امیرمؤمنان علیهالسلام در نامهای به یکی از فرمانداران خویش چنین مینویسد: «همانا منصب فرمانداری، برای تو وسیله آب و نان نیست بلکه امانیت در گردن توست. باید از فرمانده و امام خود اطاعت کنی. تو حق نداری بر رعیت استبداد ورزی و بدون دستور، به کار مهمی اقدام کنی. در دست تو اموالی از ثروتهای خدای بزرگ و عزیز است و تو خزانهدار آنی، تا آن را به من بسپاری"
سزاوار نیست بخیل بر ناموس و جان و غنیمتها و احکام مسلمانان، ولایت و رهبری یابد و امامت مسلمانان را عهده دار شود؛ زیرا در امور آنان حریص میگردد. نادان نیز لیاقت رهبری را ندارد؛ چون با نادانی خود، مسلمانان را به گمراهی میکشاند. ستمکار نیز نمیتواند رهبر مردم باشد؛ زیرا با ستم، حق مردم را غصب و عطاهای آنان را قطع میکند... . همچنین، کسی که سنت پیامبر صلیاللهعلیهوآله را ضایع میکند، لیاقت رهبری را ندارد؛ چن امت اسلامی را به نابودی میکشاند
به یقین بهترین چیز برای حاکمان، اقامه عدالت است که محبت مردم[را به دنبال دارد]. به درستی که محبت مردم ظاهر نمیشود، مگر به سلامت سینه هایشان [به خالی بودن از کینه و بغض حاکمان.
ای مردم! سزاوارترین اشخاص به خلافت، کسی است که در تحقق حکومت نیرومندتر، و در آگاهی از فرمان خدا داناتر باشد
از این اندوهناکم که بیخردان و تبهکاران این امت، حکومت را به دست آورند. آن گاه مال خدا را دست به دست گردانند و بندگان او را به بردگی کشند و با نیکوکاران در جنگ، و با فاسقان همراه باشند».
حاکمی که حیله یا تکبر کند، از بیعقلی و حماقت خوددر حکومتش پرده بر میدارد
حیله و پیمان شکنی برای هر کس که باشد، زشت است، و برای صاحب قدرت و حاکم زشتتر است
سوگند به خدا، معاویه از من سیاستمدارتر نیست، ولی معاویه حیله گر و جنایتکار است. اگر نیرنک ناپسند نبود، من زیرکترین افراد بودم، ولی هر نیرنگی گناه، و هر گناهی نوعی کفر و انکار است. روز رستاخیز، در دست هر حیله گری پرچمی است که با آن شناخته میشود. به خدا سوگند من با فریبکاری غلفلگیر نمیشوم، و با سختگیری ناتوان نمیگردم
امیرمؤمنان علی علیهالسلام دو شرط اساسی برای به دست آوردن شایستگی را فضل و دانش، و تقوا میداند. فضل و دانش کارگزاران و مدیران سیاسی، سبب تصمیمگیری آگاهانه آنان میشود و تقوای درونی، موجب دوری از وسوسههای شیطانی برای ظلم و چپاول میگردد. امیرمؤمنان علی علیهالسلام در سخنی میفرماید: «رعیت اصلاح نمیشود، جز آنکه زمامداران اصلاح گردند
نظام
اسلامي ايران كه با سقوط رژيم ديكتاتوري و استبدادي پهلوي در سال ۱۳۵۷ به
پيروزي رسيد با شعار محوري « استقلال ـ آزادي ـ جمهوري اسلامي » به سوي
تحقق آن حركت خود را آغاز نمود.
بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره ) همواره در پيامها و
سخنراني ها در برابر نظام سلطنتي بر حكومتي تاكيد داشت كه بر احكام اسلام
و راي مردم بنيان گذارده شده باشد.
اصطلاح « جمهوري اسلامي » را امام ابتدا در پاريس در توصيف نظام مطلوب و
مورد نظر خود به كار برد. « جمهوريت » مورد نظر به همان معناي رايج يعني
مردمي بودن حكومت است . ايشان در پاسخ به سوال خبرنگاري مبني بر چيستي
حكومت در جمهوري اسلامي در تاريخ ۲۰ مهر ۵۷ مي فرمايد : « رژيم اسلامي و
جمهوري اسلامي يك رژيمي است متكي بر آراي عمومي و رفراندوم عمومي » . (۱ )
بنابراين « جمهوريت » نظام به پذيرش حق مردم در انتخاب نوع نظام سياسي و
حاكمان اشاره داشته و شكل و قالب حكومت مورد نظر امام را تشكيل مي دهد و
در اين نظام مردم به عنوان يكي از اركان مشروعيت نظام سياسي جمهوري اسلامي
تلقي مي شوند به گونه اي كه نظر و راي مردم فقط در مراحل اوليه تاسيس نظام
شرط نبود بلكه جمهوري اسلامي به حضور دائمي و نظارت هميشگي آنها بر
مسئولين مقيد مي باشد.
البته در كنار آن « اسلاميت » هم ركن مهم ديگر نظام مورد نظر امام است كه
بارها بر آن تاكيد نمودند. و در واقع اين ركن است كه جمهوري اسلامي را از
دموكراسي هاي غربي جدا مي سازد. اسلام محتوا و ماهيت اصلي اين نظام را
تشكيل داده و ضوابط و احكام و مقررات اسلامي مبناي اصلي سياستها و قوانين
آن محسوب مي شوند.
يكي از مهمترين ابزارهاي مشاركت سياسي مردم و تحقق نظام « جمهوري اسلامي »
عرصه انتخابات مختلف مي باشد كه اگر با دورانديشي و اتخاذ تدابير و مقدمات
آن از سوي مسئولان و ساير دست اندركاران عملي شود مي تواند « جمهوري
اسلامي » را در برابر تمامي توطئه ها بيمه نموده و از آسيبها و خطرات
داخلي و خارجي مصون دارد.
در اينجا به برخي بايدها و نبايدها در عرصه انتخابات كه در ديدگاه و
انديشه هاي معمار كبير جمهوري اسلامي حضرت امام خميني (ره ) به آنها
پرداخته شده است مي پردازيم .
● اهميت انتخابات و نقش مردم
انتخابات تجلي حضور و مشاركت سياسي مردم و عرصه تحقق اراده ملت براي تعيين
سرنوشت خويش است از اينرو انتخابات داراي اهميت و جايگاه بلندي است و مردم
نقش بزرگي در ايفاي اين رسالت و تكليف بزرگي بر دوش خواهند داشت .
امام خميني (ره ) درباره اهميت حضور و شركت مردم در انتخابات مي فرمايند :
« اين وظيفه اي است الهي وظيفه اي است ملي وظيفه اي است انساني وظيفه اي
است كه ما بايد به آن عمل بكنيم همه مان بايد در انتخابات شركت بكنيم . »
(۲ )
با توجه به اين اهميت و نقش حضور مردم در صحنه انتخابات است كه بايد همت و
تلاش تمامي مسئولان دست اندركاران كانديداها و رسانه ها به اين امر معطوف
شود كه با اقدامات سنجيده و تدابير لازم و فضاسازي مناسب زمينه هاي حضور
حداكثري مردم در انتخابات را فراهم ساخته تا موجب اميد بيشتر دوستداران و
نااميدي و شكست دشمنان اسلام را فراهم نمايند.
● پرهيز از تخريب
انتخابات در نظام اسلامي داراي شرايط و آداب خاص خود مي باشد به گونه اي
كه كانديداها و طرفداران آنان نبايد از هر شيوه اي براي موفقيت و دستيابي
به اهداف خود استفاده كنند چرا كه پذيرش مسئوليتها در نظام اسلامي قبول
رسالتي الهي و ملي براي تحقق آرمانهاي اسلامي و خدمت به مردم است .
بنابراين چارچوبها و ضوابط ديني اخلاقي اجتماعي و فرهنگي بايد مورد توجه
قرار گيرد و به هيچ عنوان نبايد شخصيت حيثيت و آبروي افراد دستخوش تمايلات
و خواسته ها و اغراض دنيايي ديگران قرار گيرد.
متاسفانه انتخابات در نظام اسلامي به سمت ناخوشايند و نامطلوبي پيش مي رود
و برخي افراد از هر شيوه اي ناپسند و غيراخلاقي براي تخريب رقيب و بيرون
راندن او از صحنه انتخابات استفاده مي نمايند.
امام خميني (ره ) خطاب به كانديداها و طرفداران آنان بيان مي دارند : « از
آقايان كانديداها و دوستان آنان انتظار دارم كه اخلاق اسلامي ـ انساني را
در تبليغ براي كانديداي خود مراعات و از هرگونه انتقاد از طرف مقابل كه
موجب اختلاف و هتك حرمت باشد خودداري نمايند . » (۳ )
معلوم نيست چرا عده اي براي رسيدن به پست و مقام و باصطلاح خدمت به مردم !
اينگونه بي مبالاتي نموده و حاضر مي شوند هرگونه اتهام تهمت و ناسزا را به
ديگران ببندند. « حيثيت و آبروي مومن در اسلام از بالاترين و والاترين
مقام برخوردار است و هتك مومن چه رسد به مومن عالم از بزرگترين گناهان است
و موجب سلب عدالت است » (۴ )
زيبنده نظام اسلامي نيست كه كانديداها و طرفداران آنان در شيوه هاي
تبليغاتي خود از هر روش و شيوه اي همچون كشورهاي غربي براي تخريب چهره ها
استفاده نموده تا از اين طريق براي خود چهره اي بسازند. چه بسا اين روش در
آينده گريبان اين افراد را نيز بگيرد.
امام خميني (ره ) در بيانات خود درباره تبليغات انتخاباتي به نكته مهم و
اساسي اشاره كرده و از هرگونه روشي كه با شئون اسلام منافات داشته برحذر
داشتند; « نصيحتي است از پدري پير به تمامي نامزدهاي مجلس شوراي اسلامي كه
سعي كنند تبليغات انتخاباتي شما در چارچوب تعاليم و اخلاق عاليه اسلام
انجام شود و از كارهايي كه با شئون اسلام منافات دارد جلوگيري گردد. بايد
توجه داشت كه هدف از انتخابات در نهايت حفظ اسلام است . اگر در انتخابات
حريم مسائل اسلام رعايت نشود چگونه منتخب حافظ اسلام مي شود. بايد سعي شود
تا خداي ناكرده به كسي توهين نگردد . » (۵ )
اگر واقعا هدف از پذيرش مسئوليت در نظام اسلامي حفظ اسلام و خدمت به مردم
است تهمت و افترا و هتك حرمت و.... چرا ! مگر اينكه خداي ناكرده اغراض
ديگري در كار باشد.
● انتخابات تجلي وحدت
انتخابات يكي از عرصه هاي تجلي وحدت و نمايش وحدت مردم است و بايد تمامي
تلاشها و اقدامات در اين راستا صورت گيرد. متاسفانه گاهي در انتخابات وحدت
ملي جامعه دچار آسيب شده و ضربات و خسارتهاي بزرگي را بر مردم و جامعه
تحميل مي نمايد در اين زمينه اگر مسئولان كانديداها طرفداران آنها رسانه
ها و بويژه جناحها و گروههاي سياسي روش معقول منطقي و در چارچوب اصول را
در پيش گيرند. اين اصل مهم نه تنها آسيب نمي بيند بلكه موجب وفاق ملي و
وحدت و انسجام بيشتر جامعه مي شود.
اين نكته مهم نبايد مورد غفلت و يا احيانا شيطنت برخي قرار گيرد.
امام خميني با توجه به وجود دو ديدگاه و دو تفكر در جامعه ضرورت وحدت و
پرهيز از اختلاف را مورد تاكيد قرار داده و فرمودند « البته دو تفكر هست
بايد هم باشد دو راي هست بايد هم باشد سليقه هاي مختلف بايد باشد لكن
سليقه هاي مختلف اسباب اين نمي شود كه انسان با هم خوب نباشد.... اگر در
يك ملتي اختلاف سليقه نباشد اين ناقص است .
اگر در يك مجلس اختلاف نباشد اين مجلس ناقص است . اختلاف بايد باشد اختلاف
سليقه اختلاف راي مباحثه جار و جنجال اينها بايد باشد لكن نتيجه اين نباشد
كه ما دو دسته بشويم دشمن هم بايد دو دسته باشيم در عين حالي كه اختلاف
داريم دوست هم باشيم . » (۸ )
بنابراين نبايد رقابتهاي انتخاباتي زمينه اي را براي پراكندگي و اختلاف در
جامعه و ملت را فراهم سازد. بويژه احزاب و جناحهاي سياسي بايد مواظب عوامل
و دستهاي ناپاك باشند كه در آنها رسوخ نكنند.
« من احتمال مي دهم كه عوامل و دستهاي ناپاكي بخواهند از رقابتهاي
انتخاباتي در رسيدن به آرزوهاي خود استفاده كنند و با طرح مسائل پوچ و بي
معنا دلها را از يكديگر جدا سازند . » (۹ )
از اين رو بر همگان است كه با هوشياري و درايت كامل مواظب القائات وسوسه
انگيزان و نفاق تفرقه افكنان و وحدت شكنان بوده و در راه اتحاد و همدلي
تمامي نيروهاي متعهد و دلسوز نظام حركت نمايند و انتخابات را به عرصه
اتحاد و انسجام ملت و جامعه تبديل نمايند.
● حسن اجراي انتخابات
صندوقهاي راي امانتهاي ملت در دست مسئولان امر است و بايد با حساسيت تمام
از اين امانتهاي مردم نگهداري شود بايد دقت شود كه حتي يك راي از كسي ضايع
نشود. هيچ مصلحتي نبايد موجب خدشه دار شدن آراي مردم شود و انگيزه هاي
شخصي و تمايلات فردي و گروهي و جناحي نبايد بر مصالح عمومي و حقوقي افراد
مقدم شود.
امام خميني (ره ) اين مهم را مورد توجه قرار داده و به مسئولين گوشزد
فرمودند : « اينجا ما كار نداريم ما خودمان بين خودمان و خداي تبارك و
تعالي بايد فكر بكنيم كه شما مسئول اين مساله هستيد هم مسئول كار خودتان و
هم مسئول مسئولين ديگري كه تحت نظر شما هستند هستيد كه جريان انتخابات يك
جريان صحيح باشد. هيچ كس در انتخابات بر ديگري مقدم نيست . » (۱۰)
ابراهيم اميري
منابع و ماخذ
۲ ـ همان ج ۱۸ ص ۳۱۸
۳ ـ همان ج ۱۲ ص ۱۲
۴ ـ انتخابات در انديشه امام خميني (ره ) تبيان دفتر اول ص ۳۳۴
۵ ـ همان ص ۱۳۴
۶ ـ همان ص ۳۳۷
۷ ـ صحيفه امام ج ۱۲ ص ۴۹
۸ ـ همان ج ۲۱ ص ۴۷
۹ ـ همان ص ۴۷
۱۰ ـ همان ج ۱۸ ص ۳۸۰
۱ ـ صحيفه امام ج ۳ ص ۵۱۴
نو شو اي عزيز
همراه با بهار
ز تن شوي غبار نگراني
همراه با باران
دشمنيه كهنه دور ريز
همراه با دورريختني ها
دل تكاني كن
همراه با خانه تكاني
بذر مهر بكار
همراه با سبزه
غبار چشمان پاك كن
همراه با شيشه
كينه سوزان
همراه با چهارشنبه سوري
پنجره ي عشق باز نما
همراه با پنجره ي خانه
سفره ايمان پهن نما
همراه با سفره ي هفت سين
روز بي گناه، عيد واقعي داشته باش
همراه با عيد نوروز
ديدار خدا رو
همراه با ديد و بازديد
به ياد آر گذر عمر
همراه با گذر بهار

مهربانترين همراه!
اولين بهار پس از پيوندمان با تو سپري كردن چه مي چسبد
26 روز مانده به سالگرد اين وصلت زيبا كه جز مهرباني و لطف از تو چيزي نديدم
خداوند به حق مهربانيت از زمره سربازان نزديك حضرتش قرار دهدت
زندگيمان را روز به روز زيباتر و باكمالات بيشتر و پر بارتر نمايد
آمين اي خداي بهار و بهاريان۱ - برای داشتن لب های جذاب کلام محبت آمیز به زبان آورید
۲ - برای داشتن چشمان زیبا به زیبایی های مردم و خوبیهای آنها توجه کنید
۳ - برای خوش اندام ماندن غذایتان را با گرسنگان تقسیم کنید
۴ - برای داشتن موهای زیبا بگذارید کودکی هر روز آن را نوازش کند
۵ ـ برای داشتن فرم مناسب در حالی راه بروید که میدانید هرگز تنها نیستید
۶ - انسانها بیشتر از اشیا احتیاج به تعمیر نو شدن احیا شدن مرمت شدن و رهاشدن دارند هیچ وقت هیچ کدام را دور نریزید
۷ - به خاطر داشته باشید هرگاه به دست یاری نیاز داشتید همیشه یکی در انتهای دست خودتان پیدا میکنید
همین طور که سنتان بالا میرود شما متوجه میشوید که ۲ دست دارید یکی برای کمک به خودتان و یکی برای یاری دیگران
۸ - زیبایی یک زن به لباسهایی که میپوشدبه صورتش و به مدل مویش بستگی ندارد زیبایی یک زن در چشمانش پدیدار میشود چرا که آنها دروازه های باز قلبش هستند جایی که عشقش جای دارد
۹ - زیبایی یک زن در آرایشش نیست بلکه در زیبایی واقعی روحش اوست ، مهم این است که او مشتاقانه عشقش را نثار میکند
۱۰ - زیبایی واقعی یک زن با گذشت زمان افزایش می یابد
به نام وجود
وجودا!
درياب اين وجود را
كه به آنچه تو خواهي رسد
با همراه
يا
بي همراه
مهم رسيدن به تو،
به خود آمدن
و كامل شدن است
و اين مهم
همت مي طلبد
و اين همت
اراده
كه اراده طولي من در ذيل اراده ي تو چه شكننده است
وجودا!
نطقم دادي
و منت نهادي
و مميزم كردي
چگونه ناطق بودن را نيز بياموز
نگاه وحدت بين عطايم كن
از كثرت بيني برهان
كه جز تو نبينم
كه همه جلوه اي از تواند
به خويش بنگرم تو را بينم
به آسمان بنگرم تور ابينم
و به قول شاعر شيرين سخن
به صحرا بنگرم صحرا تو بينم
به دريا بنگرم دريا تو بينم
به هرجا بنگرم كوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا تو بينم
وجود بي علت كه تسلسل شكني !
خلفتت را شكر
كه هر چه بيشتر مي انديشم
خويش را نفهم تر بينم.
من كيم؟!
هيچ نيم!
وجودي زوجودم
محو وجودم
اي معلولها را علت!
سببي ساز كه باقي ايام رادريابم
در اين كوته مانده عمر
كثرات را از چشمان گير
و
وجودم
را
در
وجودت
محو
گردان
به نام وجود
نمي داند اين وجود كه
آنچه در انديشه اش مي گذرد صحيح است و يا خير
ليك به نظر اين وجود ،
به خود آمدن همان خدائي شدن است به مَثَل حلاج ها.
كه كلمۀ { خود+آ == خدا}
پس اگر اين خود به خدا مي رسد همۀ خودها به خدا مي رسند
و چون خدا يكي است
" هوالله احد"
در نتيجه همۀ اين خودها هم يكي است
و مي توان خود را وجود گرفت
و رسيد به وحدت وجود .
و از آنجا كه بيان مي شود "خودها"
و جمع بسته مي شود
اين كثرت وجود را مي رساند
همان نظريۀ وحدت در عين كثرت
اما اگر خود را نبيني
و به جايش اتصال اين خودها را بيني
اتصالي كه فاصله اي ميانشان نشود پيدا كرد
به مَثل دريا
كه فاصله اي ميان قطرات آبش نيست
و در نگاه يك دريا بيش نيست
وقتي به كنار دريا مي روي
گفته نمي شود
به كنار قطرات آب زيادي رفتم
يا آبهاي زيادي را ديدم
بلكه مي گوئي
كنار دريا رفتم
و دريا را ديدم .
خودها نيز قطرات هستند
وقتي يكي ديده شوند
همان وحدت شخصي است .
قطره به تنهائي به كار نيايد
نه تشنه اي را سيراب مي كند
نه زميني را مرطوب .
ليك قطرات باهم به كار آيد
بسته به شدت و ضعفش چه ها كه نمي كند
اين قطرات در ضعيف ترين مرحله
تشنه اي را سيراب
و در قويترين مرحله
شهري را ويران .
لذا اين همان وحدت تشكيكي است
ودر همين مراتب وجودي مي توان
وجودي وجودهاي ديگر را در برداشته باشد
به مَثل وجود باران كه وجودات قطرات را شامل است
و اين وجود باعث روياندن وجودهاي ديگر مي شود
اثر وجوديش به مراتب بيشتر از بركه اي آب است
كه آن خود وجوديست از وجودات
و باعث طهارت وجودات دگر
و زيستگاه وجودات دگر .
مي شود اينگونه بيان نمود
كه اين وجود ِ بركه يك اتصال دروني دارد
يعني قطرات كه خود وجوداتي هستند
و يك اتصال بيروني
كه در ارتباط بين وجود بركه با وجوداتي كه درون بركه زندگي مي كنند
جانداران و غيره
و وجوداتي كه از آن بركه استفاده مي كنند به هر نحو.
و همراه آنتيك انشاء را اينگونه ادامه داد در برطرف نمودن برخي اشكالات اين عتيقه:
حال دقت نظر به اين نكته لازم و ضروريست كه هر خود به تنهائي ويرانگر خود است
همانطور كه قطرۀ آبي ويرانگر خانۀ مورچه و سيلي است براي او.
دقت نظر در تكامل هر خودي كامل كنندۀ خود است و غفلت از هر خودي ويرانگر خود است
و اين مهم را بايستي به ذهن سپرد كه هر خودي مختص خود است و درديگر خودي اثر ندارد
همانگونه كه قطره ويرانگركاشانه مورچه و شادي بخش خانه قورباغه ايست
به معناي آنكه هر خود مختص به خود شخصي است و در ديگري جزء فنا راهي ندارد
"كار نيك مؤمنين سيئات ائمه و پيامبران است "
اي كه خودت را به خودي باختي پس چه به دنبال خودت ساختي
وجودي از بالاترين مراتب : آنتيك و همراه آنتيك
رجوع شود به وبلاگ چيزنما :http://chyznamaa.blogfa.com
شروع محرم شروع ماتم و اندوه
اول محرم :
آغاز سال هجري قمري است
گرچه هجرت در ماه ربيع الاول صورت گرفت ،
ولي به مناسبت آغاز سال ،
سزاواراست همه مومنان به ياد حادثه عظيم هجرت وآثار مهم آن در تاريخ اسلام و فداكاري هاي مولاي متّقيان علي در ليلة المبيت باشند.

و امسال تقويم مارا مي برد به همان سالهاي 61 هجري
امسال درك بيشتري از كربلا داريم
ظلم همه جا بيداد ميكند
امسال كرب بلا در غزه به پاست
امسال گريستن معناي ناب دارد

بس است
هر چه نگفتیم از این که بیداد است
که شعر
فرصت خوبی برای فریاد است
بیا
داد بزن
هرچقدر دلتنگی
بگو
که عصر من و تو ست
عصر دلتنگی
زمین!
جهنم داغیست
جایتان خالی
بهشت گمشده!
باقیست
جایتان خالی
تمام مردم اینجا بهانه می گیرند
دلیل خفتشان را زمانه می بینند
برای ظلم به مردم دلیل مي آرند
تیر به دوش و نشان از خلیل می آرند

پیامبران دروغین قرنها پیشند
پر از ریا و فریبنده باز درویشند
خدا میان زمین و هوا رها شده است
زمین به فاجعه کفر مبتلا شده است

برای آمدنت التهاب کافی نیست !
بس است
تاب نمانده
عذاب کافی نیست !

چقدر جمعه بیاید!
چقدر پیر شویم!
چقدر در نفس لحظه ها اسیر شویم!
قرارمان شب این جمعه بود
یادت رفت !
قرار بود بیایی ،
چه زود یادت رفت !
جهانمان پر از ظلم و فقر و بیداد است
چرا نیامدی!
اتفاقی افتادست ؟
شنیده ام پر از درد و خسته ای آقا
تو از کدام زمستان شکسسته ای آقا !
بگو تو پشت کدام ابر تیره پنهانی؟
آفتاب کدام مسجد پس از بارانی ؟
چقدر قصر بسازند و پادشاه شوند!
چقدر مردم غمدیده بی پناه شوند!
زمین برای فساد آشیانه خوبیست
همین برای ظهورت بهانه خوبیست
بیا که نرگس چشم انتظارمان خشکید
سبز سبز تمام بهارمان خشکید
نذور مرد و زن، پیر یا جوان تا چند؟
هر سه شنبه آقا
زیارت به جمکران تا چند؟

نجات بخش تمام جهانیان
بشتاب
سوار سبز قبا صاحب الزمان
بشتاب
" آزمون"
بحث شيطان
بحث عميقي است
توام با جبر و اختيار آدمي
جناب شيطان في نفسه پليد نيست
و
لعنتي كه مي فرستيم
في نفسه آن نفريني نيست كه در ذهن ماست......
درست است كه
هبوط پيدا كرد
همانطور كه انسان نيز
بحث عجيب و سنگيني است
اين بحث شيطان !!!!
اما اين فرقه هاي جديد التاسيس شيطان پرستي به حقيقت شيطان پي نبرده پرستشش مي كنند
كانه مثل آنتيك كه به حقيقت خدا آنطور كه مي بايست پي نبرده
ولي پرستشش مي كند
و چه كسي است كه پي به حقيقت ذاتش برده باشد
كه من عبد او نيز مي شوم
اما اينان بدين باورند
شيطان پرستی به معنی پرستش شيطان به عنوان قدرتی فوق العاده قوی و بسيار قويتر و موثرتر از نيروهای خوب دنيوی همچون خدا است ! در شيطان پرستی شيطان به عنوان نماد قدرت و حاکميت بر روی زمين، قدرتی به عنوان برترين قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد و اين دنيايی را که به عنوان دوزخ برشمرده ميشود را قانونمند میکند. در شيطان پرستی، غير از استفاده از شيطان به عنوان قدرت تاريکی و قدرت مطلق از نيروها و اجنه و روح های پليد و شيطانی نيز برای رسيدن به اهداف خود استفاده میشود؛ و در نهایت معنای شیطان پرستی؛ پرستش قدرت هر گونه بدي و پلیدی است.
زياد اين کلمه "شيطـانپرستـی "را ميشنوی، مخصوصا در بين کسانی که ادعای متالبازی و گوش دادن به موسيقی متال به خصوص سبک بلکمتال را يدک ميکشند. چيزی که الان در جامعه مشاهده ميشود باب شدن شيطان پرستی و انداختن پنتاگرام در گردن است. افرادي كه بدون هيچ دليل موجه و منطقي گاه بيگاه لباسهاي عجيب غريب ميپوشند، علامتهاي خاصي بين خودشان دارند و به قول خودشان "تيريپ خفن ميزنن"! از همه ي اين مسائل که بگذريم حتما زياد هم شنيدهايد که در فلان کشور يک عده شيطان پرست يک آدم را تيکه تيکه کردند يا خوردند يا فلان جنايت را انجام دادند ... بله. از اينجور تيريپاي خفن همه جاي دنيا پيدا ميشن و بعضي وقتا هم خيلي تماشايي هستند. تصاوير زير تجمع و ميهماني گروهي از شيطان پرستان در ايتاليا را نشان مي دهد.
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
افلا تعقلون؟!!!!
چه برنامه ی معنوی آنتیکوارانه ی نویی در ماه رمضان به صورت گروهی و حضوری پیشنهاد می کنید که هم اجر معنوی
داشته باشه هم شور و هیجان و استقبال جوانی در ضمن تکراری هم نباشه

نظرات بزرگان در
مورد هلال ماه رمضان
فتوای روز از آیت الله صانعی در وب سایت ایشان
-ازدواج مجدد مرد بدون رضايت همسر اول به نظر اينجانب حرام و گناه است و از نظر شرعي جرم است، و
اگر زن اول بعد از عقد زن دوم رضايت ندهد، اين عقد اثر حقوقي ندارد.
-ازدواج دوم مرد بدون رضايت زن اول خلاف زندگي با خوبي و معروف و هم چنين خلاف
عدالتي است كه در قرآن به صورت شرط براي ازدواج دوم آمده است.
-با ابراز تأسف از ارائه برخي لوايح (كه به مرد اجازه مي دهد بدون رضايت زن اول،
مجددا ازدواج نمايد) اميدوارم چنين قانوني در مجلس شوراي اسلامي به تصويب
نمايندگان محترم نرسد و من همواره دعا مي كنم كه چنين امري را كه ظلم و خلاف عدالت
مي دانم، در حق زنان تبديل به قانون نشود.
-اگرچه مسئله تعدد زوجات در برخي زمانها و در برخي قبائل، متعارف و مرسوم و مورد
پذيرش زنان بوده است، اما امروز چون اين مسئله موجب آزردگي خاطر زنان است انجام آن
نيازمند اذن زن اول است و در حقيقت زن دوم گرفتن، در اختيار زن اول است و اين عين
عدالت است .
-مجلس خداي ناخواسته با تصويب اين قانون مشكل ديگري به مشكلات موجود خصوصاً مشكلات
زنان نيافزايد.
-مرد و زن براي هم وسيله آسايش و آرامش يكديگرند و حقوقي كه مرد بر زن
دارد در مقابل حقوقي است كه زن بر مرد دارد، چرا كه اساساً حقوق بايد مقابل هم
باشند و اگر يكي بر ديگري حق داشته باشد و ديگري از اين مسئله محروم باشد اين خلاف
عدالت است.
تنها
آرزو نمی کنم
که بیایی ،
چون
همه می دانند
که می آیی
آرزو می کنم
وقتی میایی
چشمانم
شرمسار
نگاه
مهربانت
نشود

دوستت دارم
گرچه بی مرامم !!
نوکرتم
گرچه بی لیاقتم !!
عاشقتم
گرچه دروغگویم!!
و
عاشق ، بی معرفت معنا ندارد !!
عاشق ، بی توجه به خواسته ها و تمناهای معشوق را عاشق نخوانند!!!
منتظرم
گرچه
......
خوابی بس عجیب
پیشنهادی از همراه
فزونیه گرمای عشق مولا
تحقیقات از آنچه در رویا دیدم
و ایام میلادش
نگاشتم و می نگارم
منتظرینش بخوانند و آنانکه چون من منتظر
نیستند اما آرزو دارند زین زمره باشند
وقاف
حرف آخر عشق است
آنجا كه نام كوچك من
آغاز مي شود

وقتي كه هستي ،نيستي
وقتي كه نيستي ،هست مي شوي
قيصر را نمي شناختم در حد خودش
در حد اسمي و فقط نامي
اما جالب انگيز بود برايم گذري برزندگينامه اش
"ترك تحصیل از رشته دامپزشكى دانشگاه تهران 1357
ترك تحصیل از رشته علوم اجتماعى دانشگاه تهران 1363
اخذ دكتراى ادبیات فارسى از دانشگاه تهران"
تغيير مي دهد تا خود را بيابد
و او خود را در ادبيات يافت
كاش كه آنتيك نيز زماني نزديك خود را دريابد
قبل از انكه برسد به گفته ی همو كه بیان نمود:
تا نگاه مي كني وقت رفتن است
پيش از آنكه با خبر شوي
لحظه عزيمت تو ناگزير مي شود
ناگهان چقدر زود دير مي شود
تا زود دير نشده درياب خويش را!
مباد كه
لحظه هاى كاغذى را روز و شب تكرار كردن
خاطرات بایگانى، زندگى هاى ادارى
روى میز خالى من، صفحه باز حوادث
درستون تسلیت ها، نامى از مایادگارى
مى خواستم شعرى براى جنگ بگویم
دیدم نمى شود
دیگر قلم زبان دلم نیست.
گفت:
باید زمین گذاشت قلم ها را
دیگر سلاح سرد سخن كار ساز نیست
باید براى جنگ
از لوله تفنگ بخوانم
با واژه فشنگ
از خطه گرم جنوب است و این از اشعار گرمش هویداست
خود مصداق كتابيست كه تا به ابد زنده است
و
عاقبت پرونده اش را
با غبارآارزوها
خاك بست روزي و باد برد باري
يادش گرامي