صبح روز سیزدهم رجب 1428 هجری قمری زمانی که چشمانم را پس از کم خوابی های شب قبلش باز نمودم اولین مساله ای که ذهنم را درگیر نمود و به آن سمت و سو داد شگفتی ها و اسرار تولد حضرت امیر (ع) بود .به این مساله فکر کردم که چرا حضرت تنها شخصی بودند که در بهترین و مقدس ترین نقطه روی زمین با حضور فرشتگان پا به عرصه گیتی نهادند و چرا در زمان تولد ایشان دیوار خانه کعبه ترک برداشت این جواب در ذهنم تداعی شد که حضرت با دانستن همه سختی ها ،مشکلات پیش رو از جمله شهادت پیامبر (ص) همسر بزرگوارشان و فرزندان عظیم الشانشان ،مشکلات عدم درک انسانها از وجودپربرکت حضرت و هزاران ناملایمتی این روزگار و ،دستور الهی را تبعیت نمودند و دنیا و کائنات را باقدوم خویش مزین نمودند خدامیداند شاید ترک دیوار کعبه به خاطر مشکلات پیش روی حضرت و شاید هم بخاطر عظمت و بزگواریش بوده است .الله علم
ذهنم به سمت و سوی ذکر گفتن حضرت بعد از تولدشان ،حضور پدر بزرگوارشان جهت ملاقات شاهکار خلقت به خانه کعبه و مکالمات انجام شده ،وجریانات انتقال حضرت از خانه کعبه تا مقدم پیامبر توسط سلمان فارسی ودیگر ظرافت های تولد ایشان معطوف گشت و درکی روشن از این جریانات نداشتم و حکمت این همه تحولات و شگفتی های هدیه خدا به کائنات درکی بس عظیم می خواهد که ذهن انسان و علمش قادر به پاسخگوئی روشن به این سوالات نیست.
امروز تحولی با تقارن با این روز در زندگی خیلی از جوانان اتفاق می افتد و آیا آنها هم با عنایت و علم به همه سختی ها و ناملایمات زندگی مشترک قدم به عرصه ازدواج نهاده اند؟
و یا اینکه منتظر اتفاق هستند تا از پی برطرف نمودنش تامل نمایند و پس از تشکیل زندگی دیوار قلبشان ترک خواهد خورد یا نه؟