تبليغاتX
عتيقه جات
مبارک باشه..

May God steal from you, all that steals you from him!

ای کاش خداوند از تو بگیرد آنچه را که خدارا از تو می گیرد

 

تبریک سالروز ازدواج عالیترین زوج جهان: مولا علی ابن ابیطالب (ع) و بانو فاطمه دخت نبی (س) به تمامی اهل دلان

روز کم اهمیتی نیست مطمئنا آنطرف باید خبرائی باشه ما که وارد جریانات خصوصی نمیشیم ولی میخوایم از این لحظات خوشیشان حُسن استفاده رو بکنیم و خودمونرا در این شادی ائمه  سهیم کنیم  و دست خالی هم برنمی گردیم

 تبریک و میگیم و  یه هدیه خودمون اول میدیم و بعد شیرینی میگیریم البته  از بزرگان هرچه شیرینی بزرگتر بخواهیم بهتره چطوره؟!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 دی1384ساعت 15:43  توسط آنتیک  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


اندر فواید حذف

اگر ثروتمند نیستی مهم نیست بسیاری از مردم ثروتمند نیستند

اگر سالم نیستی هستند افرادی که بامعلولیت وبیماری زندگی می کنند

اگر زیبا نیستی بزخورد درست با زشتی هم وجود دارد

اگر جوان نیستی همه با چهره پیری مواجه میشند

اگر تحصیلات عالی نداری با کمی سواد هم می توان زندگی کرد

اگر قدرت سیاسی و مقام نداری مشاغل مهم متعلق به معدودی انسانهاست

اما اگر عزت نفس نداری برو بمیر که هیچ نداری

 

ها این "گوته" چه ها گفته بیده .

 

دارم کتاب یک دقیقه برای خودم را برای بار سوم می خونم دیروز بعد از چند ماهی که به مهمانی نرفته بودم ظهر آماده رفتن گشتم یادم نمیومد برای مهمونی رفتن چه کار باید کرد گیج میزدم اومدم کیفم و مرتب کنم دیدم خالیه إِ چی باید توش بذارم اصلا این کیف بی کتاب چقدر بی قواره شده آخه عادت نداره بیچاره

تا لحظاتی قاط زده بودم بالاخره گفتم شیما بی کتاب معنا نداره نمی دونم جریان اونجا چیجوریه فرصتی باشه و تو راه مطالعه ای باید داشت برا همین رفتم سراغ کتابخونه یاد جمله تو مهارت زندگی بلاگ افتادم کتابی رو که دوست داشتی دوباره بخون دنبال کتاب دوست داشتنیم می گشتم  حس خوشی بهم دست داد انگار زمانهایی رو دارم بدست میارم که خاک خورده بود و حالا برام تازگی داشت اولین کتابی که چشمم خورد (یک دقیقه برای خودم) که کاملا  مناسب احوالاتم بود این کتاب و دوران دانشجویی در کاشان خونده بودم

خلاصه براه افتادیم مقصد نارمک و سوار ماشین برای رسالت شدیم ولی نمی دونم چرا سیدخندان پیاده شدیم این خواهرمم با این ماشین گرفتنش

زیر پل به تازگی دکه ای باز شده که انواع کتابها و سی دی ها رو داره یاد کتاب (قورباغه ات را بخور )افتادم که از همینجا 2 بار خریده بودم و هردوبار چند صفحه ای نخونده بودم  که به دیگران هدیه کرده بودم از روی تعریفی که از کتاب کرده بودن و لب مطلبش سه باره رفتم بخرم و تو راه با خواهرم شروع به خواندنش کردیم(دیگه نو که اومد به بازار...)فکر کنم 10 صفحه ای خوندیم تا به مقصد رسیدیم اینبار خواهرم کلی تعریف و تمجید که چه کتاب جالبی! شیما بده من بخونمش زود می خونم و بهت میدم و من اینبار هم هدیه کردم تو مهمونی هم سر صحبت و باز کردم و از همون 10 صفحه اول اونچه که برداشت کرده بودم وبرای دیگران گفتم

 کلیت جریان اینه که هرروز که از خواب بلند میشی زشت ترین قورباغه ات  را قورت بده بعد هم قورباغه های دیگه تا...یعنی از کاری که برات غوله و زشته و دلت نمی خواد شروع کن مدام به خودت نگو این کار رو هم باید انجام بدم ذهنت را بیخود درگیر نکن بگو بسم الله و یا علی و همون جمله ای که باز تو مهارت زندگی نوشتم (اولش سخته بگو بسم الله و شروع کن لذت آن به سختی اولش می ارزه)

مهمانیه خوبی بود انرژی ای گرفتم که احتیاج داشتم . گاهی دیدارها با اینکه افراد سنخیتی با هم ندارند ولی باز انرژی زاست نمیدونم شاید هم خونی هم نقش دارد یه جورائی همه به من گیر داده بودند و تعریفای بی خودی یا شاید هم باخودی می کردن تو جریان اهمیت تایید دیگران حرف دوستان بیشتر برام ملموس شد بعد از تعریفات الکی یا دولکی ادمی ناخودآگاه اعتماد به نفس کاذب یا واقع پیدا می کنه 

 إ من اینطوریم  ......

در هر صورت این اقوام چقدر به من لطف دارن شایدم چون من و خیلی وقت بود ندیده بودن براشون تازگی داشتم میگن می خوای عزیز شی غایب شو

بالاخره این جریان یک دقیقه برا خودم چی شد داشتم می گفتم خوب شد که این قورباغه رو سه باره از دست دادم مصلحت در این بود که همین کتاب قدیمی رو شروع کنم وگرنه سراغش نمی رفتم

چون از این یک دقیقه ها برا خودم نذاشتم این بلا سرم اومد که به جایی برسم که 6 ساعت جلسه برای خود و چند ساعت وقت دیگران و بگیرم که باز انقدر این خود گیج و ویج شه که از این همه جلسات هم شاید نتیجه مطلوبی نگیره  راستی همینجا از گاگ ،رها و خواهرم سپاس آبجیانه دارم

اومدم اینجا بگم هواستون و جمع کنید مثله این عتیقه نشید یک دقیقه ها رو دریابید

 

این کتاب کلیتش اینه که ۱ دقیقه بایست و بگو: آیا هم اکنون راه بهتری برای مراقبت از خودم وجود دارد

وقتی از خود خوب مراقبت می کنم نسبت به خود و دیگران کمتر عصبی می شوم

سعی می کنم در فرصتی دیگر مطالب این کتاب را بطور مجمل براتون عنوان کنم. 

میدونید این افراط در دیگر خواهی واسه خاندان ما یه جورایی موروثیه که اسقف اعظم هم مادر گرامم هستند باید بگم ایشون بخاطر کسالتشون ۲  ماهی بستری در خونه هستند همینجا دعا کنید زودی خوب شند البته اما اینو می خواستم بگم به قول عمم تو مهمونی می گفت بعضیا به خودشون هرگز وقت نمیدن انقدر از خودشون کار می کشند که خدا باید مرخصی براشون بتراشه این مامان تو هم جز این افرادمی باشه  فرصته نداده به خودش را خدا اینطوری میذاره کف دستش البته خدا نکنه هیشکی بد ببینه اما هر بلایی که سر ادمامیاد بی علت نیست فی الواقع هر علتی معلولی دارد تازه من این صفت و از همه خانواده کمتر ارث بردم و اینطوریه وضعیتم خودتتون که دیدید مامان چی جوری منو تو یک کلمه ۳ کلمه ای توصیف کرد 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 9 دی1384ساعت 22:34  توسط آنتیک  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin