تبليغاتX
عتيقه جات
سیمین بهبهانی



گر شعله های خشم وطن / زین بیشتر بلند شود
ترسم به روی سنگ لحد / نامت عجین به گند شود

پر گوی و یاوه ساز شدی، / بی حد زبان دراز شدی
ابرام ژاژخایی ی تو / اسباب ریشخند شود

هرجا دروغ یافته ای / درهم چو رشته بافته ای
ترسم که آنچه تافته ای / بر گردنت کمند شود

باد غرور در سر تو، / کور است چشم باور تو
پیلی که اوفتد به زمین / حاشا دگر بلند شود

بر سر کله گشاد منه، / خاک مرا به باد مده
ابر عبوس اوج - طلب / پابوس آبکند شود

بس کن خروش و همهمه را، / در خاک و خون مکش همه را
کاری مکن که خلق خدا / گریان و سوگمند شود

***

نفرین من مباد تو را / زان رو که در مقام رضا
دشمن چو دردمند شود، / خاطر مرا نژند شود

خواهی گر آتشم بزنی / یا قصد سنگسار کنی
کبریت و سنگ در کف تو / خاموش و بی گزند شود

۲۵ خرداد ۱٣٨٨

برگرفته از سايت دوات

http://www.rezaghassemi.org/poem_79.htm


+ نوشته شده در  یکشنبه 7 تیر1388ساعت 19:24  توسط آنتیک  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


.....


قاصدک !
هان ،
 چه خبر آوردی ؟

از کجا وز که خبر آوردی ؟
 
خوش خبر باشی ،
اما ،
اما

گرد بام و در من
 
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
 
نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
 
برو آنجا که تو را منتظرند
 
قاصدک !
در دل من همه کورند و کرند
 
دست بردار ازین در وطن خویش غریب
 
قاصد تجربه های همه تلخ
 
با دلم می گوید
 
که دروغی تو ، دروغ
 
که فریبی تو. ، فریب
 
قاصدک هان
، ولی ...
آخر ...
ای وای

 
راستی ایا رفتی با باد ؟
با توام ،
ای!
 کجا رفتی ؟
ای

راستی ایا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خکستر گرمی ، جایی ؟
 
در اجاقی طمع شعله نمی بندم
خردک شرری هست هنوز ؟

 
قاصدک !
ابرهای همه عالم شب و روز
 
در دلم می گریند .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت 15:58  توسط آنتیک  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


كارگزاران دولت

 فرازهاي نهج البلاغه


 

در نامه‏ای به مالک اشتر نوشت: «در امور کارمندانت بیندیش و پس از آزمایش به کارشان بگمار. و بامیل شخصی و بدون مشورت با دیگران، آنها را به کارهای مختلف وادارنکن؛ زیرا این، نوعی ستمگری و خیانت است. کارگزاران دولتی را از میان مردمی با تجربه و با حیا، از خاندان‏های پاکیزه و با تقوا انتخاب کن؛ که در مسلمانی سابقه درخشانی دارند زیرا اخلاق آنان گرامی‏تر، آبرویشان محفوظ‏تر، طمع ورزی شان کمتر و آینده‏نگری آنان بیشتر است».

 

امیرمؤمنان علیه‏السلام در نامه‏ای به یکی از فرمانداران خویش چنین می‏نویسد: «همانا منصب فرمانداری، برای تو وسیله آب و نان نیست بلکه امانیت در گردن توست. باید از فرمانده و امام خود اطاعت کنی. تو حق نداری بر رعیت استبداد ورزی و بدون دستور، به کار مهمی اقدام کنی. در دست تو اموالی از ثروت‏های خدای بزرگ و عزیز است و تو خزانه‏دار آنی، تا آن را به من بسپاری"

سزاوار نیست بخیل بر ناموس و جان و غنیمت‏ها و احکام مسلمانان، ولایت و رهبری یابد و امامت مسلمانان را عهده دار شود؛ زیرا در امور آنان حریص می‏گردد. نادان نیز لیاقت رهبری را ندارد؛ چون با نادانی خود، مسلمانان را به گمراهی می‏کشاند. ستمکار نیز نمی‏تواند رهبر مردم باشد؛ زیرا با ستم، حق مردم را غصب و عطاهای آنان را قطع می‏کند... . همچنین، کسی که سنت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را ضایع می‏کند، لیاقت رهبری را ندارد؛ چن امت اسلامی را به نابودی می‏کشاند

به یقین بهترین چیز برای حاکمان، اقامه عدالت است که محبت مردم[را به دنبال دارد]. به درستی که محبت مردم ظاهر نمی‏شود، مگر به سلامت سینه هایشان [به خالی بودن از کینه و بغض حاکمان.

ای مردم! سزاوارترین اشخاص به خلافت، کسی است که در تحقق حکومت نیرومندتر، و در آگاهی از فرمان خدا داناتر باشد

از این اندوهناکم که بی‏خردان و تبهکاران این امت، حکومت را به دست آورند. آن گاه مال خدا را دست به دست گردانند و بندگان او را به بردگی کشند و با نیکوکاران در جنگ، و با فاسقان همراه باشند».

حاکمی که حیله یا تکبر کند، از بی‏عقلی و حماقت خوددر حکومتش پرده بر می‏دارد

حیله و پیمان شکنی برای هر کس که باشد، زشت است، و برای صاحب قدرت و حاکم زشت‏تر است

سوگند به خدا، معاویه از من سیاستمدارتر نیست، ولی معاویه حیله گر و جنایتکار است. اگر نیرنک ناپسند نبود، من زیرک‏ترین افراد بودم، ولی هر نیرنگی گناه، و هر گناهی نوعی کفر و انکار است. روز رستاخیز، در دست هر حیله گری پرچمی است که با آن شناخته می‏شود. به خدا سوگند من با فریبکاری غلفلگیر نمی‏شوم، و با سختگیری ناتوان نمی‏گردم

امیرمؤمنان علی علیه‏السلام دو شرط اساسی برای به دست آوردن شایستگی را فضل و دانش، و تقوا می‏داند. فضل و دانش کارگزاران و مدیران سیاسی، سبب تصمیم‏گیری آگاهانه آنان می‏شود و تقوای درونی، موجب دوری از وسوسه‏های شیطانی برای ظلم و چپاول می‏گردد. امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در سخنی می‏فرماید: «رعیت اصلاح نمی‏شود، جز آنکه زمامداران اصلاح گردند


+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 17:27  توسط آنتیک  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin